«یا میسوزید یا غرق میشوید» این پیام صریح میدان به واشینگتن است که اگر بار دیگر آتش جنگ علیه ایران را روشن کند، نهتنها با پاسخی فراتر از محاسبات نظامی خود مواجه خواهد شد، بلکه دامنه درگیری میتواند تمام منافع مادی و غیرمادی امریکا و متحدانش را در منطقه و فراتر از آن دربر بگیرد. جوان آنلاین: «یا میسوزید یا غرق میشوید» این پیام صریح میدان به واشینگتن است که اگر بار دیگر آتش جنگ علیه ایران را روشن کند، نهتنها با پاسخی فراتر از محاسبات نظامی خود مواجه خواهد شد، بلکه دامنه درگیری میتواند تمام منافع مادی و غیرمادی امریکا و متحدانش را در منطقه و فراتر از آن دربر بگیرد. از سوختن و غرق شدن شناورها در تنگه هرمز تا آسیبدیدن پایگاههای نظامی امریکا و مصرف بخش قابل توجهی از ذخایر موشکهای رهگیر این کشور در جنگ ۴۰ روزه، همگی نشانههایی از تغییر معادلات بازدارندگی هستند. اکنون که برخی گزارشها از بررسی گزینههای نظامی جدید در کاخ سفید حکایت دارد، هشدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح ایران روشن است: جنگ بعدی، اگر با ماجراجویی واشینگتن آغاز شود، نه محدود به جغرافیای انتخابی امریکا خواهد بود و نه هزینههای آن به چند پایگاه و تأسیسات نظامی خلاصه میشود، بلکه هر منفعتی که در خدمت تجاوز قرار گیرد، میتواند در دایره پاسخ مشروع ایران قرار بگیرد. امریکا باید بداند این بار نه میتواند آتش جنگ را روشن کند و از تبعات آن بگریزد و نه میتواند برای پایان آن یکطرفه تصمیم بگیرد.
تحرکات اخیر امریکا در منطقه، از حضور نمایشی فرمانده سنتکام بر فراز تنگه هرمز تا گزارشهای منتشرشده درباره ارائه گزینههای نظامی جدید به دونالد ترامپ، بار دیگر احتمال تکرار تقابل نظامی با ایران را در کانون توجه قرار داده است. روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی به نقل از مقامهای امریکایی اعلام کرد که برد کوپر، فرمانده سنتکام، در نشست ۲۹ اکتبر کاخ سفید (پنجشنبه هفته گذشته)، گزینههای نظامی مرتبط با ایران را به ترامپ ارائه کرده است. با این حال، آنچه در محاسبات نظامی امریکا نباید نادیده گرفته شود، تغییر معادلات بازدارندگی پس از جنگ ۴۰روزه و آشکار شدن محدودیتهای قدرت نظامی این کشور در مواجهه با ایران است. اظهارات اخیر فرماندهان و مسئولان ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، در کنار واکنشهای عملیاتی نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز، حامل پیامی فراتر از هشدارهای معمول نظامی است. ایران در صورت مواجهه با هرگونه حمله جدید، خود را به دفاع در یک محدوده جغرافیایی یا پاسخ به چند هدف نظامی محدود نخواهد کرد.
نمایش قدرت یا مواجهه با واقعیت میدان؟
حضور برد کوپر، فرمانده سنتکام، در آسمان تنگه هرمز در ۲۵ اکتبر، در حالی انجام شد که او تلاش داشت با نمایش حضور نظامی امریکا، تصویری از تسلط واشینگتن بر این آبراه راهبردی ارائه کند. سنتکام در روایت رسمی خود از این بازدید، بر امنیت مسیرهای کشتیرانی و توانایی امریکا برای پشتیبانی از تردد تجاری تأکید کرد. اما واکنش نیروی دریایی سپاه به این تحرکات، روایت متفاوتی از وضعیت میدان ارائه میکند. بر اساس اعلام فرماندهی نیروی دریایی سپاه، تنها از ۲۵اکتبر تا دوم نوامبر (سوم تا ۱۱ آبان) ۱۱نفتکش متخلف در تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند که برخی از آنها در آتش سوخته و برخی دیگر غرق شدهاند. سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در واکنش به اظهارات و نمایشهای رسانهای فرمانده سنتکام، با انتشار تصویری از پهپادها و شناورهایی که در تنگه هرمز طعمه نیروهای مسلح ایران شدهاند، نوشت: «آنها غرق شدند.» این واکنشها را باید در چارچوب اهمیت راهبردی تنگه هرمز و نقش آن در معادلات امنیت انرژی جهان ارزیابی کرد. هرمز صرفاً یک آبراه جغرافیایی نیست بلکه یکی از گلوگاههای اصلی اقتصاد جهانی و تجارت انرژی به شمار میرود. هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند بر جریان انتقال نفت، هزینههای حملونقل دریایی، بازار انرژی و محاسبات اقتصادی کشورهای وابسته به این مسیر اثر بگذارد. از همین رو، هرگونه اقدام نظامی امریکا با هدف تغییر وضعیت موجود در این منطقه، با این واقعیت مواجه خواهد شد که پیامدهای تقابل احتمالی لزوماً به محدوده درگیری مستقیم محدود نمیماند. امنیت کشتیرانی، تجارت انرژی و منافع اقتصادی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز در معادلات چنین تقابلی اهمیت پیدا میکند.
شکست تصویر شکستناپذیری امریکا
در کنار تحولات میدانی تنگه هرمز، اظهارات معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، درباره پیامدهای جنگ ۴۰ روزه، بخش دیگری از معادلات بازدارندگی ایران را روشن میکند. امیر سرتیپ علیرضا شیخ، با اشاره به گستردگی حضور نظامی امریکا در جهان و برخورداری این کشور از صدها پایگاه نظامی و دهها هزار نیروی مستقر در کشورهای مختلف، این پرسش را مطرح کرد که چگونه چنین ماشین جنگی گستردهای در مواجهه با کشوری مستقل و تحت شدیدترین تحریمها، متوقف شده و به مذاکره وادار میشود؟
پاسخ معاون اجرایی ارتش به این پرسش، در قدرت درونزای ایران، توانمندیهای بومی، دانش و ظرفیت جوانان کشور خلاصه میشود. «شکست امریکا را نباید صرفاً در میزان تلفات و خسارات مادی جستوجو کرد بلکه فروپاشی تصویر قدرتی که واشینگتن طی سالها با هزینههای سنگین نظامی و تبلیغاتی ساخته بود، یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ محسوب میشود.»
به گفته امیر شیخ، جنگ ۴۰ روزه این تصویر را با چالش جدی مواجه کرد و نشان داد که برخورداری از برتری تسلیحاتی الزاماً به معنای توانایی تحمیل اراده سیاسی بر طرف مقابل نیست. معاون اجرایی ارتش همچنین با اشاره به ابعاد خسارات واردشده به امریکا، از آسیب دیدن ۱۷ پایگاه نظامی این کشور، مصرف ۶۵درصد موشکهای رهگیر پاتریوت و هزینه مستقیم بالغ بر ۴۷ میلیارد دلاری پنتاگون در جنگ با ایران خبر داد. این ارقام، نشان میدهد که تداوم تقابل نظامی با ایران برای واشینگتن هزینهای قابل توجه در حوزه منابع مالی، ذخایر تسلیحاتی و ظرفیت عملیاتی به همراه داشته است. همچنین گزارشهای مراکز مطالعاتی امریکا درباره کاهش ذخایر موشکهای رهگیر این کشور پس از درگیریهای نظامی با ایران، از چالشهای مهم واشینگتن در صورت ازسرگیری جنگ حکایت دارد.
پایگاهها تنها بخشی از معادله پاسخ ایران
از مهمترین پیامهایی که از مجموع مواضع فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دریافت میشود، تغییر نگاه به جغرافیای پاسخ در صورت وقوع جنگ جدید است. در معادلات دفاعی ایران، پاسخ به تجاوز احتمالی نباید صرفاً به نقطهای که حمله از آن آغاز شده یا به اهداف نظامی مشارکتکننده در عملیات محدود شود، بلکه دامنه پاسخ میتواند متناسب با ابعاد و گستره تجاوز، منافع و ظرفیتهای طرفهای دخیل در آن را نیز دربر بگیرد. در این چارچوب، منافع مادی امریکا و متحدانش، از تأسیسات و زیرساختهای نظامی و لجستیکی گرفته تا ظرفیتهای اقتصادی و ارتباطی مرتبط با عملیات، میتواند در معرض تهدید قرار گیرد. در کنار آن، منافع غیرمادی و راهبردی واشینگتن، از جمله اعتبار بازدارندگی، جایگاه سیاسی و توانایی آن برای حفظ ائتلافهای منطقهای نیز ممکن است از پیامدهای یک درگیری گسترده تأثیر بپذیرد. نکته مهم دیگر آن است که گسترش دامنه جنگ الزاماً به معنای گسترش بیهدف و بدون محاسبه آن نیست، بلکه به این معناست که طرف آغازکننده تجاوز نمیتواند از پیش برای جغرافیا، مدت، هزینه و پیامدهای درگیری سقفی تعیین کند و انتظار داشته باشد ایران نیز در همان چارچوب از پیش تعیینشده باقی بماند. در چنین شرایطی، واشینگتن باید بداند که تکرار حمله به ایران، لزوماً به تکرار سناریوهای قبلی منجر نخواهد شد. تجربه جنگ گذشته، توانمندیهای دفاعی و تهاجمی ایران و ظرفیتهای عملیاتی نیروهای مسلح، مؤلفههایی هستند که در هر محاسبه نظامی جدید باید مورد توجه قرار گیرند.
همین دو روز پیش بود که محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید کرد: «ما مصمم هستیم جنگ را طوری پایان دهیم که دیگر کسی جرئت حمله به ایران را نداشته باشد و قاطعانه ایستادگی کرده و حقوق ملت ایران را میگیریم. برخی میپرسند آیا شما چیزی دارید که این گونه مواضع محکم میگیرید؟ بنده عرض میکنم که بله ما چیزی داریم که اگر امریکا اقدامی کند شاخ آن را خواهیم شکست، اگر دشمن غلطی بکند با ضرباتی هولناک و دفاعی افتخارآمیز مواجه خواهد شد. نیروهای مسلح ما در آمادگی بسیار خوبی قرار دارند. موشکهای ضدناو خود را بالای سر ناو جرج واشینگتن آزمایش کردیم و امروز با قدرت در تنگه هرمز حضور داریم.»