فرمان اخیر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، حامل پیامی راهبردی به دشمن و تعیینکننده چارچوب مواجهه جمهوری اسلامی ایران با معادلات پیش روست: «هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.» فرمان اخیر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، حامل پیامی راهبردی به دشمن و تعیینکننده چارچوب مواجهه جمهوری اسلامی ایران با معادلات پیش روست: «هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.» این گزاره، منطق بازدارندگی را بر پایه اراده، آمادگی و تغییر محاسبات طرف مقابل بازتعریف میکند؛ بازدارندگیای که قرار نیست صرفاً به دفع تهدید محدود بماند بلکه باید احتمال شکلگیری و تکرار آن را نیز کاهش دهد و محاسبه دشمن را تغییر بدهد.
«پایان را ما مینویسیم» این عبارت، عصاره پیام فرمانده کل قوا و بیانگر انتقال ابتکار عمل راهبردی به اراده ملی ایران است. دشمن باید بداند که آغاز تجاوز به معنای برخورداری از اختیار تعیین دامنه، زمان و شرایط خاتمه آن نیست. این فرمان در عین برخورداری از صراحت و قاطعیت، بیانگر ماهیت دفاعی و صلحطلبانه جمهوری اسلامی ایران است، صلحی که نه بر تسلیم در برابر تهدید و تجاوز بلکه بر مقاومت مقتدرانه در برابر شرارت دشمنان و صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و حقوق ملت استوار است. در این منطق بازدارندگی معتبر و آمادگی همهجانبه برای دفاع، نه مغایر صلح بلکه ضرورتی برای تحقق و پایداری آن است. پیام ایران روشن است؛ ما آغازگر جنگ نیستیم، اما اجازه نخواهیم داد دشمن با اتکا به تهدید و تجاوز اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کند.
در شرایطی که هیئت حاکمه امریکا پس از شکستهای میدان جنگ، با فشارهای سیاسی و انتخاباتی و نگرانی از پیامدهای جنگ مواجه است، وسوسه انتقال هزینههای بحران به خارج از مرزهای خود میتواند محاسبات واشینگتن را پیچیدهتر کند. در چنین فضایی، هرگونه تصور از خستگی راهبردی ایران یا امکان تحمیل اراده از طریق تهدید، محاسبهای پرهزینه خواهد بود. پاسخ قاطع ایران باید این تصور را از اساس بیاعتبار سازد که فشار و تهدید، نه مسیر تحمیل تصمیم بلکه زمینه مواجهه با هزینههای پیشبینیناپذیر برای متجاوز است. تأکید بر پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» نیز از همین منطق سرچشمه میگیرد. پیام آن، پایانبخشیدن به توهم وجود حاشیه امن برای تهدیدکنندگان و نفی تفکیک مصنوعی میان مبدأ تجاوز و میدان پاسخ است. بهروزرسانی بانک اهداف و قرارگرفتن انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن امریکایی- صهیونی در محاسبات دفاعی، نشاندهنده ضرورت شناخت جامع ماهیت تهدید و متناسبسازی آمادگی با تحولات جنگ جدید است. در این منظومه معماری اطلاعات نظامی، دفاع بومی در سطوح دکترین و تاکتیک، فناوریهای نوین و تولید فزاینده تجهیزات، اجزای مکمل بازدارندگیاند.
اما هیچ قدرت نظامی بدون پشتوانه اجتماعی و انسجام ملی به ظرفیت کامل خود دست نمییابد. تأکید فرمانده کل قوا بر حضور هشتماهه ملت مبعوث در میدانها و امتداد آن با دفاع مقدس هشتساله یادآور حقیقتی بنیادین است. مردم صرفاً پشتیبان نیروهای مسلح نیستند؛ حضور، اعتماد و اراده آنان بخش کلیدی قدرت دفاعی و امنیت ملی کشور است. این سرمایه راهبردی باید با مسئولیتپذیری، صداقت، کارآمدی و توجه جدی به معیشت مردم صیانت شود.
در این مقطع، مسئولیت جریانهای سیاسی، احزاب، نخبگان و صاحبان تریبون نیز اهمیتی مضاعف دارد. اختلاف نظر و نقد، لازمه پویایی جامعه است، اما تبدیل اختلافات به شکاف راهبردی، تضعیف اراده عمومی یا القای بنبست و ناتوانی میتواند ناخواسته در خدمت محاسبات دشمن قرار گیرد. نقد باید به اصلاح و تقویت منافع ملی بینجامد، نه به فرسایش اعتماد و مرعوبسازی جامعه. مذاکره نیز زمانی ابزار مؤثر دیپلماسی است که مکمل میدان نبرد و بر پایه اقتدار، آمادگی و حفظ حقوق ملت صورت گیرد، نه از موضع هراس در برابر تهدید. همزمان مسئولان باید بدانند که پشتوانه پایدار آمادگی دفاعی، جامعهای برخوردار از اعتماد، امید و امنیت اقتصادی است. تقویت بنیه نظامی و دفاعی، حمایت از نیروهای مسلح و خانوادههای آنان و تأمین نیازهای معیشتی مردم، اجزای یک مسئولیت واحدند، نه اولویتهایی جدا از یکدیگر. فرمان اخیر هم پیام قاطع به دشمن است و هم فراخوانی مسئولانه به داخل. پیام آن روشن است؛ ایران در تعیین سرنوشت خود تابع اراده تهدیدکنندگان نخواهد بود. پاسخ راهبردی ما نیز باید در پیوند اقتدار دفاعی، انسجام سیاسی، تابآوری اقتصادی و مشارکت ملی شکل گیرد.
بازدارندگی، قدرت دفاعی و وحدت ملی، سه حلقه یک زنجیرهاند. دشمن باید بداند که ملت مبعوث ایران نه آغاز تجاوز را میپذیرد و نه پایان آن را به متجاوز واگذار میکند. پایان را ما مینویسیم.