جوان آنلاین: یک کارشناس انرژی معتقد است یکی از مهمترین الزامات تحول در صنعت برق کشور، عبور از الگوی سنتی تولید متمرکز انرژی و حرکت به سمت توسعه منابع تولید پراکنده و تجدیدپذیر است. در شرایطی که بخش قابل توجهی از ظرفیت تأمین برق کشور به نیروگاههای بزرگ و متمرکز وابسته است، توسعه نیروگاههای خورشیدی سقفی در واحدهای مسکونی میتواند بهعنوان یکی از راهبردهای اساسی برای افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت تولید برق و تقویت تابآوری شبکه انرژی مورد توجه قرار گیرد.
فرشاد جامع کارشناس انرژی در گفتوگو با «جوان» گفت: تبدیل هر خانه به یک نیروگاه خورشیدی فعال، صرفاً به معنای افزایش تعداد پنلهای خورشیدی در سطح کشور نیست، بلکه بیانگر تغییر نگرش در نظام تولید و توزیع انرژی و حرکت به سمت مشارکت مستقیم مردم در تأمین برق مورد نیاز کشور است. این رویکرد میتواند ظرفیت تولید انرژی را از انحصار نیروگاههای بزرگ خارج کرده و با استفاده از فضاهای بلااستفاده پشتبام ساختمانها، امکان بهرهبرداری از یک منبع گسترده و در دسترس انرژی را فراهم کند.
وی افزود: یکی از مهمترین مزیتهای توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی، کاهش وابستگی شبکه برق به نیروگاههای مرکزی و ایجاد تنوع در سبد تولید انرژی کشور است. اتکای بیش از اندازه به تعداد محدودی نیروگاه بزرگ، شبکه برق را در برابر اختلالات فنی، آسیبهای زیرساختی، محدودیت سوخت و افزایش ناگهانی مصرف آسیبپذیر میکند. در مقابل، زمانی که هزاران یا میلیونها واحد مسکونی به سامانههای خورشیدی مجهز شوند، ظرفیت تولید برق در نقاط مختلف کشور توزیع خواهد شد و شبکه از یک ساختار کاملاً متمرکز به الگویی متنوعتر و منعطفتر حرکت میکند. در چنین شرایطی، اختلال در عملکرد یک نیروگاه بزرگ لزوماً به معنای کاهش گسترده ظرفیت تولید برق نخواهد بود؛ زیرا بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز از طریق منابع پراکنده و مستقل تأمین میشود. این پراکندگی جغرافیایی ظرفیت تولید، یکی از مؤلفههای مهم افزایش امنیت انرژی و کاهش ریسکهای ناشی از وابستگی به زیرساختهای محدود و متمرکز است.
این کارشناس انرژی با اشاره به اهمیت تولید برق پراکنده و غیرمتمرکز در این روش خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، توسعه انرژی خورشیدی در بخش خانگی میتواند نقش مهمی در بهبود بهرهوری شبکه برق ایفا کند. در الگوی سنتی، برق در نیروگاههای بزرگ تولید شده و پس از طی مسیرهای انتقال و توزیع به مصرفکنندگان میرسد. این فرآیند بهطور طبیعی با بخشی از تلفات انرژی در شبکه همراه است. اما زمانی که برق در نزدیکی محل مصرف و از طریق پنلهای خورشیدی نصبشده بر پشتبام خانهها تولید شود، نیاز به انتقال مسافتهای طولانی کاهش پیدا میکند و بخشی از تلفات شبکه نیز قابل اجتناب خواهد بود.
به بیان دیگر، تولید پراکنده برق در محل مصرف میتواند علاوه بر افزایش ظرفیت تولید، کارایی زیرساختهای انتقال و توزیع را نیز ارتقا دهد. البته میزان این صرفهجویی به محل اتصال نیروگاهها، ظرفیت شبکه و الگوی مصرف بستگی دارد و نیازمند برنامهریزی دقیق شرکتهای برق برای مدیریت جریان انرژی است. نکته مهم دیگر، تناسب زمانی تولید برق خورشیدی با الگوی مصرف انرژی در کشور است. در فصل تابستان، همزمان با افزایش دمای هوا، استفاده از تجهیزات سرمایشی به اوج میرسد و فشار قابل توجهی بر شبکه برق وارد میشود. این در حالی است که ساعات تابش مناسب خورشید نیز با بخش مهمی از ساعات اوج مصرف برق در روز همپوشانی دارد. بنابراین، توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی میتواند به تأمین بخشی از تقاضای روزانه برق کمک کند و فشار واردشده بر نیروگاههای حرارتی و شبکه انتقال را کاهش دهد. هرچه ظرفیت تولید خورشیدی در نزدیکی مصرفکنندگان افزایش پیدا کند، امکان مدیریت بهتر بار شبکه و کاهش نیاز به استفاده از ظرفیتهای پرهزینه و کمبازده در ساعات اوج مصرف فراهم خواهد شد. این مسئله بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که افزایش تقاضای برق با محدودیتهای توسعه سریع نیروگاههای بزرگ و تأمین سوخت مورد نیاز آنها همراه است.
توسعه نیروگاههای خورشیدی سقفی همچنین میتواند به بهبود کیفیت و پایداری تأمین انرژی در سطح خانوارها کمک کند. در صورتی که این سامانهها با تجهیزات ذخیرهسازی برق، باتری و سامانههای مدیریت هوشمند انرژی همراه شوند، خانوارها قادر خواهند بود بخشی از برق تولیدی خود را برای ساعات شب یا زمانهای اختلال در شبکه ذخیره کنند. چنین قابلیتی علاوه بر افزایش استقلال نسبی مصرفکنندگان از شبکه سراسری، امکان استمرار تأمین برق برای تجهیزات ضروری خانگی را نیز فراهم میکند. البته پنل خورشیدی متصل به شبکه بهتنهایی و در زمان قطع برق سراسری، معمولاً قادر به تأمین برق مستقل ساختمان نیست و برای برخورداری از برق پشتیبان، استفاده از تجهیزات مناسب ذخیرهسازی و سامانههای دارای قابلیت عملکرد مستقل ضروری است. در نتیجه، سیاستگذاری در این حوزه باید از نصب صرف پنلهای خورشیدی فراتر رفته و به توسعه یک منظومه کامل شامل تولید، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف انرژی توجه کند.
وی افزود: از منظر اقتصادی نیز تبدیل خانهها به نیروگاههای خورشیدی میتواند منافع قابل توجهی برای خانوارها و اقتصاد ملی به همراه داشته باشد. خانوارهایی که امکان نصب سامانههای خورشیدی را دارند، علاوه بر تأمین بخشی از برق مصرفی خود، میتوانند در چارچوب مقررات و قراردادهای خرید تضمینی یا فروش برق، از انرژی مازاد تولیدشده درآمد کسب کنند. این موضوع انرژی خورشیدی را از یک هزینه زیرساختی به فرصتی برای سرمایهگذاری و کسب درآمد تبدیل میکند. از طرف دیگر، افزایش مشارکت مردم در تولید برق، نیاز به سرمایهگذاری متمرکز و سنگین دولت در احداث تمام ظرفیتهای جدید نیروگاهی را کاهش میدهد و منابع عمومی را برای توسعه سایر زیرساختهای ضروری صنعت برق آزاد میکند. به این ترتیب، سرمایههای خرد خانوارها میتوانند در کنار منابع بخش خصوصی و ظرفیتهای دولتی، به توسعه زیرساختهای انرژی کشور کمک کنند.
این کارشناس انرژی با اشاره به ملزومات تحقق این موضوع مهم در راستای تنوع بخشی به سبد تولید برق کشور خاطرنشان کرد: البته تحقق چنین هدفی مستلزم طراحی سازوکارهای حمایتی و اقتصادی مناسب است. هزینه اولیه خرید و نصب تجهیزات خورشیدی، یکی از موانع اصلی گسترش این فناوری در میان خانوارها به شمار میرود. به همین دلیل، ارائه تسهیلات کمبهره، امکان خرید اقساطی پنلها، توسعه قراردادهای سرمایهگذاری بخش خصوصی، حمایت از تولید داخلی تجهیزات و تسهیل فرآیند اتصال نیروگاههای خانگی به شبکه، باید در دستور کار قرار گیرد. همچنین لازم است تعرفهها و سازوکارهای خرید برق مازاد به شکلی تنظیم شوند که سرمایهگذاری در نیروگاههای خورشیدی خانگی از توجیه اقتصادی کافی برخوردار باشد.