جنگ یمن بار دیگر به خاک عربستان کشیده شده است. حملات موشکی و پهپادی یمنیها به فرودگاهها و تأسیسات نفتی سعودی، حملات هوایی نیروهای تحتحمایت ریاض در یمن و بازگشت امارات به پشتیبانی نظامی از نیروهای ضدحوثی، نشانههای دور تازهای از تشدید درگیریاند جوان آنلاین: جنگ یمن بار دیگر به خاک عربستان کشیده شده است. حملات موشکی و پهپادی یمنیها به فرودگاهها و تأسیسات نفتی سعودی، حملات هوایی نیروهای تحتحمایت ریاض در یمن و بازگشت امارات به پشتیبانی نظامی از نیروهای ضدحوثی، نشانههای دور تازهای از تشدید درگیریاند. در سودان نیز جنگی که از آوریل ۲۰۲۳ آغاز شده، همچنان ادامه دارد و رقابت قدرتهای خارجی، امید به پایاندادن به آن را کمرنگ کرده است. آنچه این دو بحران را به هم پیوند میدهد، فقط موقعیت جغرافیایی آنها در امتداد دریایسرخ نیست، بلکه رقابت قدرتهایی است که برای گسترش نفوذ خود، حاضرند هزینههای سنگین بیثباتی در کشورهای دیگر را بپذیرند. حمایت از نیروهای مسلح رقیب، تلاش برای شکل دادن به ساختار سیاسی کشورهای بحرانزده و رقابت بر سر بنادر و مسیرهای راهبردی، به عاملی برای پیچیدهتر شدن جنگها تبدیل شده است. تناقض اصلی اینجاست که ریاض و ابوظبی درپی تثبیت موقعیت خود به عنوان قدرتهای اقتصادی و امنیتی منطقهاند، اما ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف به کار میگیرند، میتوانند همان ثباتی را تضعیف کنند که توسعه اقتصادی و جایگاه بینالمللی آنها به آن وابسته است.
بازگشت جنگ به مرزهای عربستان
تحولات یمن در سال ۲۰۲۶ نشان داده، تصور مهار جنگ، جای خود را به نگرانی از گسترش دوباره آن دادهاست. پس از سالها کاهش شدت درگیریها و توقف نسبی جبهههای اصلی از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲، تنش میان انصارالله و نیروهای دولت مورد حمایت عربستان از میانه سالجاری میلادی افزایش یافت. انصارالله در ژوئن از مرحله تازهای از مقابله با عربستان سخن گفتند و حملات موشکی و پهپادی به اهداف سعودی را از سر گرفتند. در سوی مقابل، ریاض عملیات نظامی و حملات هوایی را از سر گرفته و به دنبال بازپسگیری مناطق راهبردی در امتداد ساحل دریای سرخ است. در چنین شرایطی، عربستان دیگر با مسئله مهار حوثیها در مرزهای جنوبی خود روبهرو نیست. حملات به زیرساختهای نفتی و فرودگاهها، امنیت اقتصادی و اعتبار امنیتی این کشور را مستقیماً تحتفشار قرار میدهد. ریاض برای پیشبرد برنامههای توسعهای و جذب سرمایه خارجی به محیطی باثبات نیاز دارد، اما تشدید جنگ در یمن میتواند هزینههای امنیتی را افزایش دهد، مسیرهای تجاری را مختل کند و بار دیگر عربستان را درگیر جنگی فرسایشی سازد که پایان روشنی ندارد. با اینحال، بازگشت عربستان به عملیات نظامی را نمیتوان جدا از رقابت این کشور با امارات بررسی کرد. دو کشور در سال ۲۰۱۵با هدف مقابله با پیشروی انصارالله وارد ائتلاف نظامی شدند، اما در ادامه درباره آینده سیاسی و سرزمینی یمن اختلاف پیدا کردند. عربستان حفظ یکپارچگی یمن و شکلگیری دولتی همسو با خود را در اولویت قرار داده و امارات با حمایت از شورای انتقالی جنوب و دیگر نیروهای محلی، درپی تثبیت نفوذ خود در جنوب و سواحل راهبردی بوده است.
اما اکنون دو رقیب منطقهای که پیشتر بر سر نیروهای نیابتی خود در یمن با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودند، اکنون در برابر قدرتگیری دوباره انصارالله به همکاری نزدیکتر روی آوردهاند، بیآنکه اختلافهای بنیادینشان درباره آینده یمن از میان رفته باشد. این همکاری ممکن است در کوتاهمدت موازنه نظامی را تغییر دهد، اما تضمینی برای پایان جنگ نیست. اگر نیروهای محلی همچنان به پشتوانه حمایت خارجی و با اهداف سیاسی متفاوت فعالیت کنند، حتی به فرض موفقیت نظامی در برابر حوثیها نیز به تشکیل دولتی باثبات منجر نخواهد شد.
سودان و دریای سرخ
در سودان نیز رقابت خارجی به یکی از عوامل دشوار شدن پایان جنگ تبدیل شده است. درگیری میان ارتش سودان و نیروهای پشتیبانی سریع در آوریل ۲۰۲۳ از اختلاف بر سر قدرت و آینده ساختار نظامی کشور آغاز شد. اما در ادامه، به جنگی گسترده تبدیل شد که بخشهای بزرگی از کشور را ویران کرده است. عربستان و امارات هر دو در تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به بحران مشارکت دارند، اما اختلاف درباره طرفهای درگیر و نفوذ خارجی، اعتبار این تلاشها را با پرسشهایی جدی مواجه کرده است. امارات به حمایت نظامی و لجستیکی از نیروهای پشتیبانی سریع متهم شده است. گزارش هیئت حقیقتیاب سازمان ملل که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، از شبکههای خارجی تأمین سلاح، تجهیزات، آموزش و پشتیبانی لجستیکی برای طرفهای جنگ پرده برداشت و به شواهدی درباره شبکههای مرتبط با امارات اشاره کرد. در مقابل، حمایت خارجی از ارتش سودان نیز به افزایش توان نظامی آن کمک کردهاست. مسئله در اینجا تعیین مسئولیت یک دولت نیست، بلکه نشاندادن این واقعیت است که ادامه دسترسی طرفهای درگیر به منابع و حمایت خارجی، هزینه ادامه جنگ را برای آنها کاهش میدهد. ابعاد انسانی این بحران تکاندهنده است. برآوردهای سازمان ملل در سالجاری نشان میدهد، حدود ۷/ ۳۳ میلیون نفر در سودان به کمک نیاز دارند و نزدیک به ۱۳میلیوننفر آواره شدهاند. گزارش رویترز در ۲۳ اکتبر نیز از افزایش خطر قحطی بر اثر خشکسالی مرتبط با پدیده النینو و افت شدید بارندگی خبر داد. شرایطی که در کنار جنگ و کاهش کمکهای بشردوستانه، زندگی میلیونها نفر را تهدید میکند. اهمیت این رقابتها زمانی روشنتر میشود که به جغرافیای مشترک یمن و سودان توجه کنیم. دریای سرخ، بابالمندب و سواحل شاخ آفریقا بخشی از شبکه حیاتی تجارت جهانیاند. کنترل بنادر، دسترسی به مسیرهای دریایی و نفوذ در دولتهای ساحلی برای عربستان و امارات ارزش اقتصادی و راهبردی دارد. انصارالله در جریان پیشرویهای اخیر، مناطق تازهای در امتداد ساحل دریایسرخ را تصرف کردهاند و نیروهای مورد حمایت عربستان برای بازپسگیری نقاطی نزدیک بابالمندب وارد عملیات شدهاند. این تنگه برای تجارت جهانی اهمیت حیاتی دارد و هرگونه ناامنی پایدار در آن میتواند مسیرهای کشتیرانی را با خطر روبهرو کند. از این منظر، جنگ یمن دیگر مسئلهای داخلی یا حتی اختلافی میان ریاض و حوثیها نیست. این جنگ به بخشی از رقابت بر سر امنیت یک گذرگاه بینالمللی تبدیل شده است. برای عربستان و امارات، این وضعیت تناقضی راهبردی ایجاد میکند. هر دو کشور میخواهند نقش بیشتری در اقتصاد جهانی داشته باشند، سرمایه جذب کنند و جایگاه خود را به عنوان مراکز تجاری و مالی تثبیت کنند. اما حمایت از نیروهای مسلح رقیب در کشورهای شکننده، یا تلاش برای تحمیل ترتیبات سیاسی از طریق قدرت نظامی، میتواند محیط منطقهای را بیثباتتر کند. این سیاستها ممکن است در کوتاهمدت دسترسی به بندر یا نفوذ بر یک بازیگر محلی را افزایش دهند، اما در بلندمدت امنیت سرمایهگذاری، تجارت و روابط همسایگی را تضعیف میکنند. در یمن، حملات انصارالله به عربستان نشان داده است، جنگ مهارشدهای که قرار بود از مرزها دور بماند، میتواند دوباره به قلب امنیت سعودی بازگردد. در سودان نیز ادامه جنگ و گسترش گرسنگی نشان میدهد تلاش برای افزایش نفوذ، بدون توافقی سیاسی و توقف حمایتهای نظامی خارجی، راهی به ثبات نمیگشاید. اگر رنج میلیونها انسان برای تغییر محاسبات قدرتهای مداخلهگر کافی نیست، باید دستکم خطر برای منافع خود آنها جدی گرفته شود. رقابت ریاض و ابوظبی ممکن است در مقاطعی به همکاری تاکتیکی علیه انصارالله منجر شود، اما تا زمانی که هر دو کشور آینده یمن و سودان را عرصهای برای تثبیت نفوذ خود بدانند، چنین همکاریهایی بیش از آنکه راهحل باشند، وقفههایی در رقابت خواهند بود. در منطقهای که امنیت دریای سرخ، تجارت جهانی و ثبات اقتصادی کشورهای خلیج فارس به یکدیگر گره خوردهاند، دخالت نظامی نه نشانه قدرت، بلکه مقدمه بحران بعدی است.