کد خبر: 1387225
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
سارق حرفه‌ای: خارش پیشانی مرا لو داد! سارق سابقه‌دار که با همدستی سه نفر به خانه‌های اعیانی دستبرد می‌زد و گاوصندوق‌های مملو از طلا، دلار و سکه را خالی می‌کرد، یک لحظه غفلت و خارش پیشانی، پایان سرقت‌های میلیاردی او را رقم زد. 
 آرمین بینا

جوان آنلاین: اوایل تابستان امسال، مأموران پلیس تهران با شکایت مردی پولدار از سرقت چند میلیارد تومانی خانه‌اش در یکی از خیابان‌های شمال شرق تهران، تحقیقات خود را برای شناسایی سارقان آغاز کردند. 

بررسی‌های اولیه نشان داد صاحب خانه چند روز قبل به همراه خانواده‌اش برای سفر به شمال کشور رفته بود، اما هنگام بازگشت با صحنه عجیبی روبه‌رو شد. توپی قفل در ورودی تخریب‌شده و وسایل خانه به‌هم ریخته بود. مرد میانسال پس از بررسی خانه، متوجه شد سارقان به سراغ گاوصندوق رفته و دلارها، طلا‌ها و سکه‌های داخل آن را که بیش از ۱۰ میلیارد تومان ارزش داشت، سرقت کرده‌اند. شاکی در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «چند روز قبل برای مسافرت به شمال رفتیم. وقتی برگشتیم، متوجه شدیم قفل در تخریب شده و همه وسایل خانه به هم ریخته است. به سراغ گاوصندوق رفتم و با دیدن در باز آن فهمیدم دلارها، طلا‌ها و سکه‌هایم به سرقت رفته است.»

با ثبت شکایت، پرونده به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای سرقت در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. بررسی صحنه سرقت نشان می‌داد سارقان با دقت و مهارت عمل کرده‌اند و هیچ سرنخ روشنی از خود به جا نگذاشته‌اند. دوربین‌های مداربسته محل حادثه و اطراف آن نیز تصویری از عاملان سرقت ثبت نکرده‌بودند. 

قطع برق برای فرار از چشم دوربین‌ها

در حالی که تحقیقات برای شناسایی عاملان سرقت ادامه داشت، شکایت‌های مشابه دیگری به پلیس رسید. بررسی این پرونده‌ها نشان داد چهار سارق حرفه‌ای، خانه‌هایی را که احتمال می‌دادند صاحب خانه مقادیر زیادی طلا، پول نقد و ارز خارجی در خانه نگهداری می‌کنند، شناسایی می‌کردند و عمدتاً آخر هفته‌ها به سراغ آنها می‌رفتند. 

اعضای این باند پس از ورود به خانه، مستقیم سراغ گاوصندوق می‌رفتند و تلاش می‌کردند در آن را باز کنند. اگر موفق به باز کردن گاوصندوق نمی‌شدند، آن را به مخفیگاه خود انتقال می‌دادند تا در فرصتی دیگر به محتویاتش دسترسی پیدا کنند. اما شیوه فعالیت این سارقان تنها به مهارت در باز کردن گاوصندوق محدود نمی‌شد. بررسی‌های فنی نشان داد آنها برای پنهان ماندن از چشم دوربین‌های مداربسته، پیش از اجرای نقشه خود برق کوچه یا محله را قطع می‌کردند. به این ترتیب، در تاریکی ایجادشده و زمانی که دوربین‌ها از کار می‌افتادند، وارد خانه‌ها می‌شدند و پس از سرقت، محل را ترک می‌کردند. 

یک اثر انگشت، پایان نقشه سارقان

با وجود تلاش اعضای باند برای پاک کردن ردپاهایشان، یک اشتباه سرنوشت آنها را تغییر داد. کارشناسان تشخیص هویت در جریان بررسی آخرین سرقت، اثر انگشتی را روی گاوصندوق کشف کردند که بررسی آن به شناسایی مردی سابقه‌دار به نام کامران منجر شد؛ متهمی که پیش از این چندین‌بار به اتهام سرقت از منازل بازداشت و روانه زندان شده‌بود. با شناسایی کامران، کارآگاهان تحقیقات خود را برای یافتن مخفیگاه او آغاز کردند. بررسی‌ها نشان داد این متهم پس از آزادی از زندان، با سه نفر از دوستانش گروهی برای سرقت از خانه‌ها تشکیل داده و در سرقت‌های سریالی نقش داشته‌است. کارآگاهان سرانجام مخفیگاه اعضای باند را در یکی از خیابان‌های جنوبی تهران شناسایی کردند و برای دستگیری آنها وارد عمل شدند. با حضور مأموران، متهمان که خود را در محاصره می‌دیدند، برای فرار به پشت‌بام رفتند و تعقیب و گریز آغاز شد. 

در جریان این عملیات، سه نفر از متهمان موفق به فرار شدند، اما کامران هنگام عبور از روی دیواری تعادلش را از دست داد و از طبقه سوم به داخل کوچه سقوط کرد. او پس از برخورد با زمین بیهوش شد و در وضعیت کما به بیمارستان انتقال یافت. 

اعتراف پس از یک هفته کما

کامران با تلاش تیم پزشکی از مرگ نجات پیدا کرد و پس از یک هفته به هوش آمد. او در جریان بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی همراه سه همدستش اعتراف کرد و درباره شیوه فعالیت این گروه توضیح داد. 

پس از اعترافات متهم، مأموران موفق شدند سه همدست او را نیز شناسایی و بازداشت کنند. تحقیقات از متهمان در این پرونده ادامه دارد. 

باورم نمی‌شود که زنده مانده‌ام

کامران که هنگام فرار از دست مأموران پلیس از طبقه سوم به داخل کوچه سقوط کرده‌بود، هنوز باور ندارد که از این حادثه مرگبار جان سالم به در برده است. او می‌گوید قدر فرصتی را که دوباره برای زندگی به دست آورده، می‌داند و تصمیم گرفته است از این پس خلافکاری را کنار بگذارد و دیگر به زندگی گذشته‌اش برنگردد. 

گفت‌و‌گو با متهم

سابقه داری؟
بله، سابقه سرقت زیادی دارم. کسی که برای اولین‌بار به زندان می‌رود، معمولاً چیزی برای از دست دادن ندارد و به تدریج تلاش می‌کند کارش را حرفه‌ای‌تر انجام دهد. من هم بعد از چند بار زندان رفتن، در سرقت از خانه‌ها تجربه زیادی پیدا کردم. 

چرا در سرقت‌هایتان همیشه به سراغ گاوصندوق می‌رفتید؟
معمولاً افراد پولدار طلا، پول نقد و ارز‌های خارجی‌شان را در گاوصندوق نگه می‌دارند. ما هم وقتی وارد خانه‌ای می‌شدیم، اول سراغ گاوصندوق می‌رفتیم. تخصص اصلی من باز کردن گاوصندوق است و معمولاً می‌توانم قفل انواع آن را باز کنم. 

اما بعضی از گاوصندوق‌ها را با خودتان می‌بردید؟
بله، اگر به هر دلیلی نمی‌توانستیم گاوصندوقی را در خانه باز کنیم، آن را به مخفیگاهمان منتقل می‌کردیم تا آنجا برای باز کردنش تلاش کنیم. 

پیش آمده بود طلا و جواهرات را بیرون از گاوصندوق پیدا کنید؟
بله، بعضی‌ها اشیای قیمتی‌شان را در جا‌های عجیبی مخفی می‌کردند. مثلاً پیش آمده‌بود که طلا و جواهرات را در خاک گلدان یا حتی خاک گربه پنهان کرده‌بودند. 

از هر سرقت چقدر گیرتان می‌آمد؟
بستگی به خانه‌ای داشت که سرقت می‌کردیم، اما معمولاً ارزش اموالی که به دست می‌آوردیم بین ۵ تا ۲۰ میلیارد تومان بود. 

اموال سرقتی را چطور می‌فروختی؟
طلا و جواهرات را از طریق دختر مورد علاقه‌ام می‌فروختم. دلار و سکه هم روش خاص خودش را داشت و آنها را جداگانه به پول تبدیل می‌کردیم. 

فکر می‌کردی به این زودی دستگیر شوی؟
نه، اصلاً فکرش را نمی‌کردم. یک اشتباه کوچک باعث شد شناسایی شوم. در آخرین سرقت، پیشانی‌ام خارش گرفت. دستکشم را درآوردم تا پیشانی‌ام را بخارانم، اما حواسم نبود که دستم به گاوصندوق برخورد کرد. همان اثر انگشت باعث شد پلیس مرا شناسایی کند. البته اگر از طبقه سوم سقوط نمی‌کردم، شاید به این زودی دستگیر نمی‌شدم. 

وقتی از طبقه سوم سقوط کردی، فکر می‌کردی زنده بمانی؟
نه، اصلاً. فکر می‌کنم معجزه شد که زنده ماندم. هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم از آن ارتفاع به داخل کوچه سقوط کنم و جان سالم به در ببرم. بعد از این اتفاق، بیشتر از قبل قدر زنده بودنم را می‌دانم. تصمیم گرفته‌ام اگر روزی آزاد شوم، خلافکاری را کنار بگذارم و دیگر به زندگی گذشته‌ام برنگردم.

برچسب ها: مجرم ، سارق ، سرقت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار