جوان آنلاین: بازار لوازم خانگی در حالی با افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید خانوارها روبهروست که تولیدکنندگان همچنان از دشواری تأمین مواد اولیه، محدودیتهای ارزی و هزینههای تولید گلایه میکنند، اما نکته اصلی این است که چرا فشار این مشکلات در نهایت باید به مصرفکننده منتقل شود و خریدار هر بار برای تهیه یک وسیله ضروری، هزینه بیشتری بپردازد؟ حمایت از تولید داخلی به باور کارشناسان وقتی توجیه اقتصادی دارد که نتیجه آن بهبود کیفیت، افزایش بهرهوری، ثبات قیمت و دسترسی آسانتر مردم به کالا باشد، نه اینکه تولیدکننده از محدودیت واردات و ضعف رقابت بهره ببرد و بدون پاسخگویی درباره قیمتگذاری، بار مشکلات خود را بر دوش مردم بگذارد.
صنعت لوازم خانگی سالهاست با حمایت سیاستگذاران و محدودیت واردات کالاهای خارجی فعالیت میکند و قرار بود فرصت رشد را برای تولیدکنندگان داخلی فراهم کند، ظرفیت تولید را افزایش دهد و وابستگی بازار به محصولات خارجی را کاهش دهد، اما اکنون این شبهات برای کارشناسان مطرح شده است که حاصل این حمایتها برای مصرفکننده چه بوده است؟ آیا مردم به محصولاتی باکیفیتتر و قیمت مناسبتر دسترسی دارند یا تنها با بازاری مواجهند که در آن انتخابهای محدودتر شده و قیمت خرید کالاهای داخلی نیز پیوسته افزایش پیدا میکند؟
تولیدکنندگان در توضیح افزایش قیمتها معمولاً به مشکلاتی مانند تأمین مواد اولیه، نوسان نرخ ارز، هزینه حملونقل و دشواری واردات قطعات اشاره میکنند. این عوامل در ساختار تولید کشور واقعی هستند و نمیتوان اثر آنها را بر هزینه تمامشده نادیده گرفت، اما طرح مداوم این مشکلات بهتنهایی پاسخگوی مطالبه مصرفکننده نیست، زیرا تولیدکننده باید مشخص کند افزایش هزینهها با چه سازوکاری به قیمت نهایی منتقل شده و چه سهمی از گرانی محصول ناشی از هزینههای واقعی تولید و چه بخشی مربوط به سیاست قیمتگذاری و حاشیه سود بنگاه است. مشکل اصلی اینجاست که در بازار لوازم خانگی، مصرفکننده معمولاً امکان بررسی اجزای قیمت را ندارد و نمیداند کالایی که با قیمت بالاتر عرضه میشود، دقیقاً به چه دلیل گرانتر شده است. تولیدکننده از افزایش هزینه مواد اولیه سخن میگوید، اما اطلاعات شفافی درباره سهم مواد اولیه، دستمزد، انرژی، قطعات وارداتی، هزینه توزیع و سود نهایی در اختیار خریدار قرار نمیگیرد، در نتیجه هر بار که قیمتها افزایش پیدا میکند، مردم باید روایت تولیدکننده را بپذیرند، بیآنکه امکان سنجش آن را داشته باشند. این وضعیت، بهویژه در بازاری مسئلهساز است که رقابت در آن به اندازه کافی قدرتمند نیست. محدودیت واردات اگرچه با هدف حمایت از تولید داخلی اعمال شده، اما در عمل بخشی از فشار رقابتی را از دوش تولیدکنندگان برداشته است، وقتی مصرفکننده برای خرید محصول خارجی با محدودیت روبهرو باشد و تعداد گزینههای جایگزین کاهش پیدا کند، تولیدکننده داخلی با انگیزه کمتری برای رقابت قیمتی و ارتقای کیفیت مواجه میشود، در چنین بازاری احتمال دارد حمایت به جای آنکه به افزایش توان تولید منجر شود، به امتیازی پایدار برای بنگاه تبدیل شود.
حمایت از تولید داخلی به خودی خود سیاست نادرستی نیست و هیچ اقتصادی نیز بدون تقویت ظرفیتهای صنعتی به توسعه پایدار نمیرسد، اما حمایت وقتی معنا دارد که در برابر آن تعهد مشخصی از تولیدکننده مطالبه شود، بنگاهی که از محدودیت واردات، دسترسی به تسهیلات، حمایتهای سیاستی و ظرفیت بازار داخلی بهره میبرد، باید درباره کیفیت محصول، قیمت عرضه، خدمات پس از فروش، بهرهوری و برنامه توسعه خود پاسخگو باشد، نمیتوان از مردم انتظار داشت هزینه حمایت از صنعت را بپردازند، اما در مقابل درباره نتیجه این حمایتها پرسشی مطرح نکنند. یکی از انتقادهای جدی به عملکرد بخشی از تولیدکنندگان لوازم خانگی، فاصله میان ادعای حمایت از مصرفکننده و واقعیت بازار است، تولیدکننده از ضرورت حفظ اشتغال و تداوم فعالیت کارخانه سخن میگوید، اما خریدار هنگام مراجعه به بازار با قیمتهایی روبهرو میشود که خرید کالا را برای بسیاری از خانوارها دشوار کرده است. اگر قرار باشد تمام مشکلات بنگاه از مسیر افزایش قیمت جبران شود، در این معادله مصرفکننده چه جایگاهی دارد و چه نهادی از قدرت خرید او دفاع میکند؟
در این میان، استناد به هزینههای تولید نیز نباید به مجوزی دائمی برای افزایش قیمت تبدیل شود، افزایش هزینه مواد اولیه یا قطعات وارداتی ممکن است قیمت تمامشده را بالا ببرد، اما این موضوع ضرورت بررسی سایر اجزای هزینه را از بین نمیبرد. تولیدکننده باید مشخص کند برای کاهش هزینهها چه اقداماتی انجام داده، آیا بهرهوری خطوط تولید را افزایش داده، ضایعات را کاهش داده، روشهای تأمین مواد اولیه را اصلاح کرده و هزینههای غیرضروری را کنترل کرده است یا سادهترین راه را انتخاب کرده و تمام فشار را به قیمت فروش انتقال داده است.