هشتم آبان، سالروز شهادت محمدحسین فهمیده، فرصتی است برای فراتر رفتن از مراسمهای مناسبتی و بازاندیشی در مفهوم نوجوانی؛ دورانی که در آن، پرسش از هویت، میل به دیدهشدن و نیاز به استقلال، با جهانی گره خورده است که الگوریتمها هر لحظه در حال بازتعریف آن هستند جوان آنلاین: هشتم آبان، سالروز شهادت محمدحسین فهمیده، فرصتی است برای فراتر رفتن از مراسمهای مناسبتی و بازاندیشی در مفهوم نوجوانی؛ دورانی که در آن، پرسش از هویت، میل به دیدهشدن و نیاز به استقلال، با جهانی گره خورده است که الگوریتمها هر لحظه در حال بازتعریف آن هستند. امروز، برای شناخت نوجوان ایرانی، دیگر نمیتوان فقط به کتابهای درسی، خاطرات نسلهای پیشین و تصویرهای رسمی از قهرمانی بسنده کرد. نوجوان امروز در جهان پیچیدهای زندگی میکند که رسانه، سینما، ادبیات و شبکههای اجتماعی، هر یک سهمی در شکلگیری باورها، آرزوها و انتخابهای او دارند. مسئله این است، آیا ما برای گفتوگو با این نسل آمادهایم؟
نوجوانی نسلهای گذشته، دستکم از منظر تجربههای روزمره، با امروز تفاوتهای چشمگیری داشت. بازیهای گروهی در کوچه و محله، اردوهای فرهنگی مدرسه، عضویت در کتابخانه، رفتن به استخر و تماشای فیلم روی پرده سینما، بخشی از سرگرمیهای آشنای آن دوران بود. دیدار دوستان به بیرون رفتن از خانه گره میخورد، کتابخانه فرصتی برای کشف جهانهای تازه بود و سینما میتوانست تجربهای جمعی و خاطرهساز رقم بزند. امروز نوجوان میتواند بدون ترک اتاقش با دوستانش ارتباط بگیرد، مهارتی تازه بیاموزد و به انبوهی از فیلم، کتاب و اطلاعات دسترسی پیدا کند. در همان حال، ممکن است ساعتها در فضایی بماند که مرز روشنی میان آموزش، سرگرمی، تبلیغ و خبر ندارد. تغییر فقط در ابزارها نیست؛ بخشی از تجربه اجتماعی نوجوان نیز به محیطی منتقل شده که قواعد آن را نه خانواده تعیین میکند و نه مدرسه.
البته گذشته را نباید بینقص و امروز را سراسر بحران تصویر کرد. نسلهای پیشین نیز محدودیتهای خود را داشتند و جهان دیجیتال فرصتهای کمنظیری برای یادگیری و خلاقیت فراهم کرده است. مسئله این است که سرعت تغییرات از سرعت شناخت ما پیشی گرفته است. نوجوان امروز در جهانی رشد میکند که بسیاری از بزرگترها هنوز سازوکارهای آن را بهخوبی نمیشناسند.
در دوره نوجوانی، نیاز به پذیرفتهشدن و پرسش از هویت اهمیت ویژهای پیدا میکند. شبکههای اجتماعی در همین نقطه اثر میگذارند؛ جایی که پسندها، بازدیدها و دنبالکنندگان ممکن است به معیار سنجش محبوبیت تبدیل شوند. نوجوان فقط تماشاگر زندگی دیگران نیست؛ خودش نیز گاهی در حال ساختن تصویری از خویش است که قرار است دیده شود و واکنش بگیرد. انتخاب لباس، انتشار عکس یا بیان یک نظر میتواند زیر تأثیر این پرسش قرار گیرد که دیگران چه خواهند گفت. خطر از جایی آغاز میشود که دیدهشدن جای ارزشمندی را بگیرد و تعداد واکنشها، بهجای کیفیت تجربهها، معیار موفقیت شود. الگوریتمها نیز با پیشنهاد محتوای متناسب با رفتار کاربر میتوانند این چرخه را تقویت کنند. آنچه بیشتر دیده میشود، لزوماً درستتر یا مفیدتر نیست، اما تکرار و فراوانی ممکن است به آن ظاهری از اعتبار ببخشد. در چنین فضایی، یک چهره مجازی میتواند به مرجع سبک زندگی یا قضاوت نوجوان تبدیل شود، بیآنکه صلاحیت و انگیزههایش بررسی شده باشد.
پاسخ به این وضعیت، حذف فناوری یا بدبینی مطلق به شبکههای اجتماعی نیست. نوجوان باید بیاموزد منبع خبر را بررسی کند، تبلیغ را از تجربه واقعی تشخیص دهد و میان محبوبیت و تخصص تفاوت بگذارد. سواد رسانهای زمانی معنا پیدا میکند که او بتواند محتوای دریافتی را تحلیل کند، دربارهاش پرسش بپرسد و در برابر موجهای هیجانی، انتخابی آگاهانه داشته باشد. این مسئولیت با شناخت جهان نوجوان آغاز میشود. برای بسیاری از والدین، تلفن همراه وسیلهای است که وقت فرزندشان را میگیرد؛ برای نوجوان، همان وسیله میتواند محل ارتباط با دوستان، یادگیری و تجربه تعلق به یک جمع باشد. وقتی بزرگترها این تجربه را نادیده میگیرند و تنها به منع و سرزنش متوسل میشوند، ممکن است بهجای حل مسئله، نوجوان را به پنهانکاری سوق دهند. این به معنای کنار گذاشتن نظارت نیست. خانواده باید درباره خطرها گفتوگو کند، قواعد روشنی داشته باشد و در برابر آسیبهای واقعی بیتفاوت نماند، اما محدودیت زمانی مؤثرتر است که با توضیح و اعتماد همراه باشد. نوجوان برای مستقل شدن به فرصت انتخاب نیاز دارد و برای انتخاب درست باید پیامدهای تصمیمهایش را بشناسد. کنترل بدون گفتوگو ممکن است رفتار را موقتاً پنهان کند، اما لزوماً قدرت تشخیص را افزایش نمیدهد.
در کنار این مسائل، باید به پیامدهای استفاده بیضابطه از فضای دیجیتال نیز توجه کرد. اختلال در خواب، کاهش تمرکز، مقایسه اجتماعی فرساینده و کمرنگ شدن فعالیتهای حضوری از جمله مشکلاتی هستند که ممکن است با استفاده نامتعادل از شبکههای اجتماعی همراه شوند. بااینحال، نباید هر مشکل روانی یا رفتاری نوجوان را به تلفن همراه نسبت داد؛ وضعیت خانوادگی، فشارهای آموزشی و کیفیت روابط اجتماعی نیز اهمیت دارند. اگر استفاده از فضای مجازی زندگی روزمره نوجوان را مختل کرده است، شناخت علت و در صورت نیاز کمک گرفتن از متخصص، مؤثرتر از سرزنش خواهد بود. مسئولیت شناخت و حمایت از این نسل تنها بر دوش خانواده نیست. مدرسه، نهادهای فرهنگی، رسانهها و سیاستگذاران نیز باید سهم خود را بپذیرند. نمیتوان از سواد رسانهای سخن گفت، اما آموزش آن را جدی نگرفت؛ نمیتوان نوجوان را به کتابخوانی دعوت کرد، اما فرصت دسترسی به کتابخانه، ورزش، هنر و تفریح سالم را محدود گذاشت. همچنین نمیتوان از مشارکت اجتماعی سخن گفت، اما نوجوان را از گفتوگو درباره مسائل خودش کنار گذاشت.
سیاستگذاری مؤثر با شنیدن صدای نوجوانان آغاز میشود. نیازهای آنان یکسان نیست و نمیتوان برای همه نسخهای واحد پیچید. برنامههای فرهنگی و آموزشی زمانی کارآمد خواهند بود که بر شناخت تجربههای واقعی این نسل تکیه کنند و به نوجوان فرصت مشارکت بدهند؛ نه اینکه او را صرفاً موضوع تصمیمگیری بزرگترها بدانند.
یاد محمدحسین فهمیده، فرصتی برای اندیشیدن به ظرفیت نوجوانان و مسئولیت جامعه در قبال آنان است. بزرگداشت او زمانی از چارچوب مراسم و شعار فراتر میرود که به شناخت نوجوانان امروز بینجامد؛ نسلی که در جهانی متفاوت زندگی میکند و برای مواجهه با فرصتها و تهدیدهای آن به آموزش، اعتماد و همراهی نیاز دارد. قرار نیست نوجوان امروز نسخهای از نوجوان دیروز باشد؛ همانطور که جهان امروز نسخهای از جهان گذشته نیست. اگر میخواهیم میان میراث قهرمانان گذشته و نسل تازه پیوندی واقعی برقرار کنیم، باید پیش از آنکه برای نوجوان امروز الگو تعیین کنیم، جهان او را بشناسیم؛ جهانی که در آن، یک الگوریتم میتواند بر سلیقهاش اثر بگذارد، یک چهره مجازی بر انتخابهایش تأثیر بگذارد و یک صفحه نمایش هم پنجرهای به جهان باشد و هم فاصلهای میان او و اطرافیانش ایجاد کند.
مسئله این نیست که نوجوان امروز چرا شبیه نوجوان دیروز نیست؛ مسئله این است که ما برای شناختن نوجوان امروز چقدر تغییر کردهایم.