اعضای یک باند سهنفره که با استفاده از شاهکلید به خانههای شمال تهران دستبرد میزدند و در کمتر از نیم ساعت طلا، جواهرات، سکه و ارزهای خارجی را سرقت میکردند، با بهجا گذاشتن یک قبض عینکفروشی شناسایی و دستگیر شدند جوان آنلاین: اعضای یک باند سهنفره که با استفاده از شاهکلید به خانههای شمال تهران دستبرد میزدند و در کمتر از نیم ساعت طلا، جواهرات، سکه و ارزهای خارجی را سرقت میکردند، با بهجا گذاشتن یک قبض عینکفروشی شناسایی و دستگیر شدند. بررسیهای پلیس نشان داد سردسته این باند مردی ۴۷ ساله و سابقهدار است که پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت مجرمانه خود را از سر گرفته بود.
چندی قبل مردی سراسیمه به اداره پلیس تهران رفت و از سرقت میلیاردی اموال خانهاش شکایت کرد. وی در توضیح ماجرا گفت: «شب قبل به خانه یکی از اقوام دعوت بودیم و تا نیمهشب آنجا ماندیم. وقتی به خانه برگشتیم، متوجه شدیم سارقان وارد خانه شدهاند. همه وسایل بههم ریختهبود. بلافاصله سراغ گاوصندوق رفتم و دیدم در آن باز است و تمام سکهها، طلاها، دلارها و اشیای قیمتیام به سرقت رفته است.»
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور بازپرس دادسرا در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در جریان بررسی صحنه سرقت و بازبینی دوربینهای مداربسته دریافتند سه مرد نقابدار در این سرقت نقش داشتهاند.
بررسی تصاویر نشان میداد یکی از متهمان با موتورسیکلتی با پلاک مخدوش در کوچه و خیابان پرسه میزد و مراقب اطراف بود تا در صورت بازگشت صاحبخانه یا مشاهده مورد مشکوک، همدستانش را باخبر کند. دو عضو دیگر باند نیز با پوشاندن چهرههایشان وارد خانه شده و با استفاده از شاهکلید در را باز کردهبودند. آنها پس از سرقت اموال قیمتی، در کمتر از نیم ساعت با کولهپشتیهای پر از اموال سرقتی از محل خارج شدند.
سرقتهای سریالی در شمال پایتخت
در حالی که تحقیقات برای شناسایی سارقان ادامه داشت، کارآگاهان با شکایتهای مشابه دیگری روبهرو شدند. بررسیها نشان میداد خانههای دیگری در مناطق شمالی تهران نیز به همین شیوه هدف دستبرد قرار گرفتهاند.
شواهد بهدستآمده حکایت از آن داشت که مأموران با باندی حرفهای روبهرو هستند که اعضای آن با مهارت درهای ورودی و گاوصندوقها را باز میکردند و در فرصتی کوتاه، طلا، جواهرات، پول نقد و ارزهای خارجی را به سرقت میبردند.
با افزایش تعداد شاکیان، کارآگاهان تحقیقات گستردهای را برای شناسایی و دستگیری اعضای باند آغاز کردند تا اینکه در جریان بررسی یکی از سرقتهای میلیاردی، سرنخی غیرمنتظره به دست آمد.
در آخرین سرقت، اعضای باند از خانه مردی ثروتمند در شمال تهران چند میلیارد تومان طلا و جواهرات سرقت کرده بودند، اما هنگام فرار، قبض یک مغازه عینکفروشی را در محل جا گذاشتند. کارآگاهان در بررسی دقیق خانه، این برگه را زیر تختخواب اتاقی پیدا کردند که گاوصندوق در آن قرار داشت.
قبضی که سردسته باند را لو داد
کارآگاهان پس از بررسی قبض و پیگیری مشخصات آن، به مغازه عینکفروشی در یکی از خیابانهای مرکزی تهران رفتند. صاحب مغازه به مأموران گفت چند روز قبل مردی به نام حمید برای سفارش عینک طبی به آنجا مراجعه کردهاست.
تحقیقات تکمیلی نشان داد حمید ۴۷ ساله، سارق سابقهداری است که مدتی قبل از زندان آزاد شده و پس از آن، با تشکیل باندی سهنفره، سرقتهای سریالی از خانههای شمال تهران را آغاز کردهاست.
با شناسایی متهم، مأموران مخفیگاه او را پیدا کردند و در عملیاتی وی را به دام انداختند. حمید در جریان بازجوییها به سرقتهای سریالی اعتراف کرد و دو همدست خود را نیز به پلیس معرفی کرد.
در ادامه، دو متهم دیگر شناسایی و دستگیر شدند و هر سه برای ادامه تحقیقات به اداره پلیس انتقال یافتند.
تحقیقات از متهمان درباره جزئیات سرقتها، میزان اموال مسروقه و احتمال دست داشتن آنها در سرقتهای مشابه همچنان ادامه دارد.
از کفزنی تا سرقت حرفهای از منازل
حمید سارق سابقهداری است که چندین بار به اتهام سرقت روانه زندان شده و پس از پایان دوران محکومیتش آزاد شده، اما هر بار دوباره به سراغ سرقت رفته است. او میگوید پیش از این، حرفه اصلیاش کفزنی بوده، اما مدتی قبل شیوه سرقتهایش را تغییر داده و با تشکیل یک باند، سرقتهای حرفهای از منازل را آغاز کردهاست.
حمید، سابقهداری؟
بله، این سومین بار است که به اتهام سرقت دستگیر میشوم.
فقط سرقت منزل انجام میدادی؟
بله، در این سه باری که بازداشت شدهام، اتهامم سرقت از منازل بودهاست. البته این حرفه اصلی من نبود و چند سالی است که شیوه سرقتم را تغییر دادهام.
قبلاً به چه شیوهای سرقت میکردی؟
من و بستگانم از یک طایفه هستیم که تعدادی از اعضای آن در کفزنی مهارت دارند. سالها در کشورهای آسیایی مانند هند، مالزی، ترکیه و تایلند کفزنی میکردم. من در این کار آنقدر حرفهای شدهبودم که میتوانستم در یک چشم به هم زدن، بدون اینکه طرف مقابل متوجه شود، پولهایش را سرقت کنم. به همین دلیل، در سالهایی که خارج از ایران بودم و به این شیوه سرقت میکردم، دستگیر نشدم. بین دوستان و بستگانم به شعبدهباز معروف بودم.
چطور کفزنی میکردی؟
کارم این بود که به بهانهای دستهای اسکناس را در اختیار بگیرم و در فرصتی کوتاه، تعدادی از آنها را سرقت کنم، طوری که طرف مقابل متوجه نشود. گاهی هم هنگام لمس کردن، نگاه کردن یا شمردن اسکناسها، تعدادی از آنها را با اسکناس تقلبی عوض میکردم. مثلاً در هند خودم را مأمور پلیس معرفی میکردم و به بهانه بازرسی بدنی، مقداری از پولهای طرف مقابل را سرقت میکردم.
در کشورهای مختلف با مشکل زبان روبهرو نمیشدی؟
نه، من و خانوادهام به یادگیری زبان علاقه زیادی داشتیم و از دوران کودکی زبانهای مختلف را یاد میگرفتیم. در حال حاضر به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، عربی و ترکی مسلط هستم و تا حدودی هم هندی و تایلندی میدانم. به نظرم هوش بالا در خانواده ما ارثی است.
چه شد که کفزنی را کنار گذاشتی و به سرقت از منازل روی آوردی؟
وقتی از خارج به ایران برگشتم، ابتدا همچنان کفزنی میکردم، اما این شیوه در میان اعضای طایفه ما رواج زیادی پیدا کردهبود و مردم هم با این شگردها آشنا شدهبودند. به همین دلیل، دیگر نمیشد به راحتی با این روش از مردم سرقت کرد. تصمیم گرفتم شیوه کارم را تغییر دهم. به همین خاطر، باند سرقت از منازل تشکیل دادم و با استفاده از شاهکلیدی که داشتم، همراه همدستانم به خانهها دستبرد میزدم.
فکر میکردی به این زودی شناسایی شوی؟
نه، اصلاً تصورش را نمیکردم. برای کسی مثل من که سالها در خارج از کشور سرقتهای حرفهای انجام داده و دستگیر نشدهبود، عجیب بود که چنین سرنخی از خودش به جا بگذارد. مدتی بود بیناییام ضعیف شدهبود و به چشمپزشک مراجعه کردم. پزشک برایم عینک طبی تجویز کرد و من هم آن را سفارش دادم. قرار بود دو روز بعد عینکم را تحویل بگیرم، به همین دلیل قبض عینکفروشی همراهم بود و در جریان سرقت آن را جا گذاشتم. همین برگه باعث شد پلیس به من برسد.