فاطمه توکلی، روانشناس کودک معتقد است بخش مهمی از هویت کودک از طریق تجربه کردن شکل میگیرد. یعنی کودک باید احترام، مسئولیتپذیری، همدلی و دیگر ارزشها را در زندگی واقعی ببیند و تجربه کند نه اینکه فقط درباره آنها بشنود. بنابراین نقش خانواده فقط به محدود کردن استفاده از تلفن همراه و انتخاب محتوا خلاصه نمیشود جوان آنلاین: فاطمه توکلی، روانشناس کودک معتقد است بخش مهمی از هویت کودک از طریق تجربه کردن شکل میگیرد. یعنی کودک باید احترام، مسئولیتپذیری، همدلی و دیگر ارزشها را در زندگی واقعی ببیند و تجربه کند نه اینکه فقط درباره آنها بشنود. بنابراین نقش خانواده فقط به محدود کردن استفاده از تلفن همراه و انتخاب محتوا خلاصه نمیشود بلکه رابطه خوب با کودک، گفتوگو، الگوبودن والدین و تقویت سواد رسانهای هم اهمیت دارد. در این گفتوگو این روانشناس به راههای حفظ هویت و تربیت دینی کودکان در عصر فضای مجازی پاسخ میدهد.
بچههای امروز از همان سالهای کودکی با الگوها و سبکهای مختلف زندگی در فضای مجازی روبهرو هستند. این مواجهه چطور میتواند روی شکلگیری هویت ایرانی و دینی آنها اثر بگذارد؟ به نظر شما کدام بخشهای این هویت بیشتر در معرض تأثیرپذیری است؟
ابتدا باید گفت، هویت کودک فقط از طریق فضای مجازی شکل نمیگیرد و یک فرآیند چند عاملی است. خانواده، دوستان، مدرسه، محیط اجتماعی، تجربههای روزمره و ویژگیهای فردی کودک همگی در آن نقش دارند. بنابراین نمیتوان هر تغییری در نگرش کودک را مستقیماً به فضای مجازی نسبت داد. با این حال، فضای مجازی محیطی است که کودک در آن یاد میگیرد و با الگوهای مختلف مواجه میشود. مواجهه مداوم با یک سبک زندگی، ارزش یا الگوی رفتاری ممکن است به تدریج آن را به الگویی قابل قبول یا مطلوب تبدیل کند. برای مثال، اگر کودک مرتب با این پیام مواجه شود که موفقیت یعنی پول بیشتر، داشتن وسایل یا ظاهر خاص، ممکن است همین معیارها در تعریف او از موفقیت پررنگ شود. در مورد هویت ایرانی و دینی نیز مواجهه مداوم با ارزشهایی متفاوت از فرهنگ خانواده ممکن است باعث شود کودک درباره برخی باورهای خود سؤال کند، آنها را با الگوهای دیگر مقایسه یا نسبت به آنها احساس فاصله کند. البته این به معنای تغییر قطعی هویت نیست و خانواده و تجربه واقعی کودک از ارزشهای فرهنگی و دینی نقش مهمی دارند. بنابراین استفاده از فضای مجازی باید متناسب با سن کودک و تحت نظارت والدین باشد و والدین بدانند کودک چه میبیند و چه پیامهایی دریافت میکند. در عین حال، فضای مجازی نباید جای تجربههای واقعی را بگیرد. هدف نباید حذف الگوهای متفاوت باشد بلکه باید در کنار استفاده مدیریتشده از فضای مجازی، رابطه امن با خانواده، تجربه واقعی ارزشهای فرهنگی و دینی، تعاملات اجتماعی و مهارت تفکر انتقادی و سواد رسانهای را تقویت کرد. کودک صرفاً با حرف و نصیحت تربیت نمیشود، بلکه باید تربیت بومی را عملاً تجربه و با آن زندگی کند.
در فضای مجازی گاهی ارزشهایی مثل فردگرایی و استقلال فردی بیشتر دیده میشود، در حالی که در فرهنگ ایرانیـاسلامی بر خانواده، جمع و تعاون تأکید داریم. این تفاوت ارزشها در رفتار و نگاه کودکان امروز چطور خودش را نشان میدهد؟
در فرهنگ ایرانی، بسیاری از تجربههای اجتماعی کودک در بستر خانواده و جمع شکل میگیرد، اما استفاده از فضای مجازی میتواند تجربهای فردیتر ایجاد کند. اگر کودک مدت زیادی را به تنهایی مقابل صفحه بگذراند و این فضا جای تجربههای واقعی و ارتباطات اجتماعی را بگیرد، فرصت تمرین مهارتهایی مانند گفتوگو، همکاری، حل تعارض، همدلی و سازگاری با دیگران کاهش پیدا میکند. البته فردگرایی اگر به معنای استقلال فردی ارزش منفی نیست. کودک باید استقلال داشته باشد، نظرش را بیان کند و مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد. مسئله زمانی ایجاد میشود که «استقلال» جای «ارتباط» را بگیرد و کودک کمتر احساس کند بخشی از خانواده، گروه دوستان یا جامعه است. بنابراین خانواده و مدرسه باید فرصتهای متنوعی برای ارتباط با دیگران فراهم کنند. از بازی با همسالان و فعالیتهای گروهی گرفته تا فعالیتهای هنری، ورزشی و فرهنگی و مسئولیتهای متناسب با سن. تعلق اجتماعی با گفتن «جمع خوب است» ایجاد نمیشود، کودک باید آن را زندگی کند. در واقع باید بین «من» و «ما» تعادل ایجاد کنیم. یعنی کودک هم خودش را بشناسد و استقلال داشته باشد و هم یاد بگیرد بخشی از یک رابطه، خانواده و جامعه است. بنابراین در کنار مدیریت فناوری، باید زندگی واقعی کودک را غنیتر و معنادارتر کنیم.
چطور میتوانیم هم به کودک استفاده درست از فناوری را یاد بدهیم و هم اجازه ندهیم ارزشهای فضای مجازی جای ارزشهای تربیتی خانواده را بگیرد؟
برای حفظ هویت کودک، محدود کردن دسترسی به بعضی محتواها و الگوهای فضای مجازی ضروری است، اما این محدودیت به تنهایی کافی نیست. محدودیت باید متناسب با سن کودک، همراه با همدلی، توضیح و ارائه جایگزین مناسب باشد. در عین حال، کودک باید برای استفاده درست از فناوری آماده شود. این آموزش فقط تعیین ساعت استفاده نیست و کودک باید به تدریج یاد بگیرد چه چیزی را ببیند، چرا ببیند، چگونه استفاده کند و چه زمانی آن را متوقف کند. گفتوگو درباره محتوا، بخشی از آموزش سواد رسانهای و تفکر نقاد است. کودک باید بداند هر چیزی که در فضای مجازی میبیند لزوماً درست، واقعی یا مناسب او نیست و بتواند درباره منبع اطلاعات، هدف تولید محتوا، تفاوت واقعیت و تصویرسازی و پیامدهای انتخابهایش سؤال کند. آموزش مهارتهای زندگی مانند حل مسئله، تصمیمگیری، کنترل هیجان، همدلی، جرئتمندی و تفکر نقاد نیز مهم است. کودکی که این مهارتها را در زندگی واقعی تمرین کرده باشد، در فضای مجازی نیز احتمال بیشتری دارد که در برابر فشار همسالان، تبلیغات یا رفتارهای پرخطر تصمیم سنجیده تری بگیرد. از سوی دیگر، ارزشهای تربیتی خانواده باید در زندگی روزمره کودک حضور داشته باشند. اگر خانواده برای صداقت، احترام، مسئولیتپذیری، همدلی و همکاری ارزش قائل است، کودک باید این ارزشها را در رفتار والدین ببیند و تجربه کند. در نتیجه، حفظ هویت کودک فقط با حذف محتوا اتفاق نمیافتد. باید دسترسی او را متناسب با سن مدیریت کرد، استفاده درست از فناوری را در کنار او تمرین کرد و به تدریج قدرت انتخاب، سواد رسانهای، تفکر نقاد و تشخیص پیامدهای رفتار را افزایش داد. چراکه هدف نهایی این است که کودک در برابر محتوای جدید بتواند مکث کند، سؤال بپرسد، فکر کند، پیامدها را بسنجد و بر اساس ارزشها و شناخت خودش انتخاب کند. یعنی «کنترل بیرونی» به تدریج جای خود را به «خود تنظیمی و انتخاب آگاهانه» بدهد.
خانواده و مدرسه چه نقشی دارند تا ارزشهای ایرانی و دینی فقط در قالب نصیحت و آموزش مستقیم به کودک منتقل نشود و کودک بتواند آنها را در زندگی روزمره تجربه کند و با آنها ارتباط بگیرد؟
در آموزش ارزشهای دینی و فرهنگی فقط روی «باید و نباید» تمرکز نکنیم. کودک باید بتواند سؤالهایش را مطرح کند و پاسخ متناسب با سنش بگیرد. گفتوگوی محترمانه فرصت بیشتری برای درونیشدن ارزشها ایجاد میکند تا اینکه کودک فقط از ترس تنبیه یا برای گرفتن تأیید بزرگسال رفتار کند. هماهنگی خانواده و مدرسه مانند دیگر ابعاد تربیتی نیز مهم است. اگر این دو محیط پیامهای تربیتی متفاوتی منتقل کنند، کودک ممکن است دچار سردرگمی شود. لذا، کودک باید هویت ایرانی و دینی را در زندگی روزمره و به شکل زنده تجربه کند. از طریق داستان و تاریخ، هنر و ادبیات، آیینها و مناسبتهای فرهنگی، روابط خانوادگی، فعالیتهای اجتماعی و کمک به دیگران. وقتی این مفاهیم در رفتار بزرگسالان و تجربههای واقعی زندگی دیده شوند، میتوانند به تدریج برای کودک معنا پیدا کنند و بخشی از هویت او شوند.