جوان آنلاین: کشاورزی کشورمان با افزایش ۹میلیون تنی تولیدات و صرفهجویی یکمیلیارددلاری در منابع ارزی، سهم بیشتری در تأمین نیاز داخلی و تقویت اقتصاد ملی پیدا کرده است و همزمان با بهرهبرداری از هزارو۹۲۵ پروژه با سرمایهگذاری ۳/۴۹ همت، ظرفیتهای جدیدی در بخشهای مختلف این حوزه فعال شده است و تداوم این روند با توسعه دانش و فناوری، تکمیل زنجیره ارزش، کاهش خامفروشی و افزایش بهرهوری، زمینه رشد تولید، کاهش وابستگی به واردات و تقویت درآمد تولیدکنندگان را فراهم میکند.
هزارو۹۲۵ پروژه کشاورزی همزمان با هفته دولت در کشور به بهرهبرداری رسیده که برای اجرای آنها ۳/۴۹ همت سرمایهگذاری شده است و طبق اعلام معاون وزیر جهاد کشاورزی، تولیدات کشاورزی کشور نیز ۹میلیونتن افزایش یافته و بخش کشاورزی یکمیلیارددلار صرفهجویی ارزی داشته است.
این ارقام سه ضلع مهم عملکرد بخش کشاورزی را کنار هم قرار میدهند، افزایش تولید، سرمایهگذاری و کاهش نیاز ارزی و هر سه شاخص به ظرفیت تولید داخلی ارتباط دارند و اگر سرمایهگذاریها به پروژههای مولد اختصاص پیدا کنند، افزایش ظرفیت تولید میتواند نیاز به واردات برخی محصولات را کاهش دهد و منابع ارزی را برای سایر نیازهای کشور آزاد کند.
رقم ۳/۴۹ همت سرمایهگذاری برای هزارو۹۲۵ پروژه، گستره قابل توجهی از طرحهای کشاورزی را در بر میگیرد و اهمیت آن فقط به تعداد پروژهها محدود نمیشود و نوع پروژهها، محل اجرای آنها، میزان اشتغال ایجادشده و مقدار تولیدی که پس از بهرهبرداری به ظرفیت کشور اضافه میشود، معیارهای دقیقتری برای ارزیابی این سرمایهگذاری هستند.
اگر هر پروژه بخشی از یک زنجیره تولید باشد، اثر آن به پروژه محدود نمیماند و میتواند فعالیت واحدهای دیگر را نیز افزایش دهد و برای نمونه، توسعه یک واحد فرآوری نیازمند محصول کشاورزی است و افزایش تقاضا برای ماده اولیه میتواند بازار مطمئنتری برای تولیدکننده ایجاد کند و همزمان فرصت اشتغال در بستهبندی، حملونقل و توزیع را افزایش دهد.
به همین دلیل، تأکید مسئولان بخش کشاورزی بر تکمیل زنجیره ارزش جایگاهی بزرگی دارد و طبعاً جلوگیری از خامفروشی فقط به معنای احداث کارخانه نیست و محصول باید از مرحله تولید تا فرآوری، بستهبندی، توزیع و فروش، مسیر مشخصی داشته باشد تا ارزش بیشتری در داخل کشور ایجاد شود.
فروش محصول خام معمولاً سهم محدودی از ارزش نهایی ایجادشده را نصیب تولیدکننده میکند و هر مرحله فرآوری میتواند ارزش محصول را افزایش دهد و بازارهای جدیدی برای آن ایجاد کند و اگر این فرایند در کنار استانداردسازی و بستهبندی مناسب قرار گیرد، امکان حضور در بازارهای صادراتی نیز افزایش پیدا میکند. این موضوع در استانهایی مانند خراسانشمالی اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا طبق اعلام مسئولان، این استان در برخی محصولات کشاورزی جایگاههای بالایی در کشور دارد و در حوزه دامداری و تولیدات دیم نیز ظرفیت مناسبی در اختیار دارد و تبدیل این ظرفیت به محصول فرآوریشده، ارزش اقتصادی بیشتری برای تولیدکننده ایجاد میکند. در خراسانشمالی ۳۶ پروژه کشاورزی با اعتبار ۷ هزارو۳۷میلیاردریال به بهرهبرداری رسیده که برای ۷۰۱نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده و ۳ هزارو۳۳۳ خانوار از مزایای آنها بهرهمند شدهاند و این آمار نشان میدهد سرمایهگذاری کشاورزی در صورت اتصال به فعالیتهای تولیدی و خدماتی، آثار خود را در سطح منطقه نیز گسترش میدهد.
افزایش ۹میلیون تنی تولیدات کشاورزی نیز بخش دیگری از آمار اعلامشده است و این افزایش در شرایط خشکسالی اهمیت بیشتری پیدا میکند و استمرار آن نیازمند استفاده از فناوریهایی است که مصرف آب، نهاده و انرژی را کنترل کنند و عملکرد تولید در واحد سطح را بالا ببرند.
کشاورزی برای افزایش تولید به بذر مناسب، ماشینآلات، تغذیه دقیق، مدیریت آفات، روشهای نوین آبیاری و اطلاعات اقلیمی نیاز دارد و هر کدام از این بخشها زمانی به افزایش بهرهوری کمک میکنند که در شرایط واقعی مزرعه قابل اجرا باشند و هزینه آنها با توان اقتصادی کشاورز تناسب داشته باشد.
آب نیز یکی از مهمترین بخشهای این معادله است و توسعه سامانههای نوین آبیاری، انتقال آب با لوله و کاهش تلفات شبکه میتواند میزان آبی را که به مزرعه میرسد افزایش دهد و امکان تولید بیشتر با حجم مشخصی از آب را فراهم کند. در کنار فناوری، انتخاب محصول نیز اهمیت دارد و تولید هر محصول باید با ظرفیت آب و اقلیم منطقه هماهنگ باشد و اگر الگوی کشت با منابع موجود تناسب نداشته باشد، افزایش بهرهوری آبیاری به تنهایی کافی نخواهد بود و سیاست تولید باید همزمان به محصول، بازار و منابع آب توجه کند. یک میلیارد دلار صرفهجویی ارزی اعلامشده در بخش کشاورزی نیز به همین مجموعه ارتباط پیدا میکند و کاهش واردات برخی کالاهای اساسی یا افزایش تولید داخلی میتواند بخشی از نیاز ارزی کشور را کاهش دهد و منابع ارزی را برای سایر بخشهای اقتصادی آزاد کند.
با این حال، برای ارزیابی دقیق این رقم باید مشخص باشد که صرفهجویی ارزی در چه بازه زمانی، در کدام محصولات و با چه مبنای محاسباتی به دست آمده است و تفکیک این اطلاعات کمک میکند سهم افزایش تولید، کاهش واردات، تغییر قیمتهای جهانی و سایر عوامل در رقم اعلامشده مشخص شود.
این تفکیک برای سیاستگذاری نیز اهمیت دارد زیرا اگر بخشی از صرفهجویی ارزی از محل افزایش تولید یک محصول مشخص به دست آمده باشد، سرمایهگذاری در همان حلقه میتواند نتیجه مشابهی ایجاد کند و اگر کاهش واردات به دلیل تغییر مصرف یا عوامل دیگری رخ داده باشد، تصمیمگیری باید بر مبنای اطلاعات متفاوتی انجام شود. از سوی دیگر، افزایش تولید وقتی برای کشاورز جذاب خواهد بود که افزایش محصول به افزایش درآمد نیز منجر شود و دسترسی به بازار، قیمت فروش، هزینه نهادهها، هزینه حملونقل و امکان نگهداری محصول، سهم مهمی در درآمد نهایی تولیدکننده دارند.
به همین دلیل، سرمایهگذاری در سردخانه، انبار، صنایع تبدیلی و شبکه توزیع در کنار سرمایهگذاری مزرعه اهمیت دارد و کاهش ضایعات پس از برداشت نیز میتواند بخشی از ظرفیت تولید را که پیشتر در مسیر رسیدن به مصرفکننده از بین میرفت، حفظ کند.
در بخش صادرات نیز تکمیل زنجیره ارزش فرصت بیشتری برای رقابت ایجاد میکند و محصول فرآوریشده معمولاً امکان ایجاد ارزش افزوده بیشتری نسبت به محصول خام دارد و بستهبندی، استاندارد، کیفیت و استمرار عرضه نیز در حفظ بازار خارجی نقش دارند. این مسیر برای استانهایی که در تولید برخی محصولات جایگاه بالایی دارند، اهمیت بیشتری دارد و خراسانشمالی نمونهای از این ظرفیت است و توسعه صنایع فرآوری متناسب با تولیدات استان میتواند فاصله میان مزرعه و بازار را کوتاهتر کند و درآمد بیشتری در منطقه ایجاد کند. در سطح کشور نیز ۳/۴۹ همت سرمایهگذاری انجامشده برای هزارو۹۲۵ پروژه، وقتی اثر اقتصادی گستردهتری ایجاد میکند که هر پروژه با نیاز واقعی منطقه و زنجیره تولید مرتبط باشد و پروژههای تولیدی در کنار زیرساختهای آب، خاک، فرآوری، نگهداری و بازار توسعه پیدا کنند.
این سرمایهگذاری همچنین میتواند زمینه اشتغال را از مرحله تولید فراتر ببرد و هر واحد کشاورزی فعال به مجموعهای از خدمات نیاز دارد و توسعه خدمات فنی، تعمیرات، حملونقل، بستهبندی، صنایع تبدیلی و توزیع میتواند فرصتهای شغلی بیشتری ایجاد کند بنابراین کشاورز فقط تولیدکننده ماده خام نیست و باید به حلقهای از یک زنجیره اقتصادی تبدیل شود که در آن دانش، سرمایه، فناوری و بازار کنار تولید قرار میگیرند و ارزش نهایی محصول نیز میان حلقههای مختلف توزیع میشود. به هر روی کشاورزی وقتی سهم بیشتری در رشد تولید و امنیت غذایی کشورمان خواهد داشت که افزایش تولید با مصرف بهینه منابع، فرآوری بیشتر، بازار گستردهتر و درآمد پایدار برای تولیدکننده همراه شود و سرمایهگذاریهای جدید نیز بر همین حلقهها متمرکز شوند تا هر واحد سرمایه، ظرفیت بیشتری برای تولید و ارزش افزوده ایجاد کند.