جوان آنلاین: آب کشاورزی به یکی از تعیینکنندهترین عوامل آینده تولید غذا تبدیل شده و افزایش بهرهوری منابع آبی، مسیر اصلی حفظ تولید در سطح اراضی موجود است که توسعه سامانههای نوین آبیاری را به یک ضرورت ملی تبدیل میکند و برنامه هفتم پیشرفت نیز اجرای این سامانهها را در ۳۵۰هزار هکتار هدفگذاری کرده است که ۱۵۰هزار هکتار آن به آبیاری زیرسطحی و حدود ۲۰۰هزار هکتار به سایر روشهای نوین اختصاص دارد و اخیراً در زنجان نیز از ۱۲۴هزارهکتار اراضی مستعد، حدود ۷۰هزار هکتار تاکنون به این سامانهها مجهز شده است و اکنون تکمیل ۵۴هزار هکتار باقیمانده و سنجش میزان واقعی کاهش مصرف آب و افزایش تولید، معیار مهم موفقیت این سیاست خواهد بود.
مسئله آب در کشاورزی، پیش از آنکه به کمبود منابع مربوط باشد، به چگونگی مصرف و میزان بهرهوری از آبی که در اختیار تولیدکننده قرار میگیرد نیز ارتباط دارد و به همین دلیل تغییر شیوههای آبیاری به یکی از محورهای مهم سیاستگذاری بخش کشاورزی تبدیل شده است زیرا ادامه تولید در بسیاری از مناطق کشور به این وابسته است که از هر واحد آب، محصول بیشتری به دست آید و هزینههای انتقال و توزیع آب نیز کاهش پیدا کند.
سامانههای نوین آبیاری با همین هدف توسعه پیدا کردهاند و روشهایی مانند آبیاری زیرسطحی، قطرهای و بارانی، آب را با مدیریت دقیقتری در اختیار گیاه قرار میدهند و امکان کنترل زمان و میزان آبیاری را افزایش میدهند و در نتیجه کشاورز میتواند متناسب با نیاز محصول، خاک و شرایط اقلیمی، برنامه آبیاری خود را تنظیم کند و منابع آب را با اتلاف کمتری مصرف کند.
برنامه هفتم پیشرفت نیز توسعه این فناوریها را در سطح ملی دنبال کرده و اجرای سامانههای نوین آبیاری در ۳۵۰هزار هکتار از اراضی کشور را هدفگذاری کرده است که از این میزان، ۱۵۰هزار هکتار به روش زیرسطحی و حدود ۲۰۰هزار هکتار به سایر روشهای نوین اختصاص دارد و قرار است برای تکمیل طرحهای در دست اجرا نیز اعتبار اختصاص پیدا کند.
این هدفگذاری آنوقت جایگاه واقعی خود را پیدا میکند که بدانیم توسعه آبیاری نوین فقط یک برنامه برای کاهش مصرف آب نیست و با موضوعاتی مانند افزایش عملکرد در واحد سطح، حفظ ظرفیت تولید، کاهش هزینههای ناشی از انتقال آب و تقویت امنیت غذایی ارتباط پیدا میکند و اگر یک هکتار زمین با آب کمتر محصول بیشتری تولید کند، امکان حفظ تولید در شرایط محدودیت منابع آبی افزایش پیدا میکند و فشار برای توسعه سطح زیرکشت نیز کاهش مییابد.
از «هکتار اجراشده» تا «آب صرفهجوییشده»
در ارزیابی طرحهای آبیاری نوین، تعداد هکتارهای مجهزشده یک شاخص مهم است، اما به تنهایی برای سنجش نتیجه کافی نیست و باید مشخص شود تجهیزات نصبشده در هر منطقه چه میزان کاهش مصرف آب ایجاد کردهاند و عملکرد محصول پس از اجرای طرح چه تغییری داشته است و کشاورز تا چه اندازه توانسته از ظرفیت سامانه استفاده کند.
این مسئله از آن جهت مهم است که کارایی یک سامانه به نوع فناوری و کیفیت اجرا محدود نمیشود و عواملی مانند نوع خاک، شیب زمین، محصول، روش بهرهبرداری، فشار آب، وضعیت شبکه برق و کیفیت نگهداری تجهیزات نیز بر نتیجه اثر میگذارند و به همین دلیل ممکن است یک فناوری در دو منطقه با نتایج متفاوتی همراه شود و سیاستگذار برای رسیدن به بهرهوری واقعی باید نسخه یکسانی برای همه مناطق تجویز نکند.
در این میان، آموزش کشاورزان نیز جایگاه مهمی دارد و استفاده از سامانههای نوین نیازمند شناخت دقیق زمان آبیاری، میزان آب مورد نیاز، نحوه تنظیم تجهیزات و نگهداری شبکه است و اگر این دانش در اختیار بهرهبردار قرار نگیرد، بخشی از ظرفیت فنی تجهیزات بلااستفاده میماند و سرمایهگذاری انجامشده نیز به نتیجه مورد انتظار نمیرسد.
تأمین انرژی نیز یکی از موضوعاتی است که باید همزمان با توسعه آبیاری نوین دیده شود و بسیاری از سامانههای جدید برای انتقال و توزیع آب به تجهیزات پمپاژ و برق نیاز دارند و استمرار فعالیت آنها به دسترسی پایدار به انرژی وابسته است و به همین دلیل برنامه توسعه آبیاری باید در کنار منابع مالی، زیرساختهای مورد نیاز بهرهبرداری را نیز پوشش دهد.
تجربه استان زنجان نمونهای از ظرفیت موجود و مسیر پیش رو را نشان میدهد و طبق آمار اعلامشده از سوی مسئولان این استان، حدود ۱۲۴هزار هکتار از اراضی زنجان مستعد اجرای سامانههای نوین آبیاری است و تاکنون حدود ۷۰هزار هکتار به این سامانهها مجهز شده است و به این ترتیب نزدیک به ۵۴هزار هکتار دیگر همچنان ظرفیت اجرای طرح را دارد.
این فاصله برای سیاستگذاری بخش آب و خاک مهم است زیرا تکمیل آن میتواند سطح قابل توجهی از اراضی کشاورزی را به روشهای مدیریتشده آبیاری مجهز کند و همزمان نشان میدهد، اجرای طرح در سطح ملی به استمرار منابع مالی و اولویتبندی پروژهها نیاز دارد و استانهایی مانند زنجان نیز میتوانند با تکمیل طرحهای نیمهتمام، بخشی از ظرفیت موجود را فعال کنند.
آبیاری نوین در کنار الگوی کشت
صرفهجویی آب در مزرعه طبعاً وقتی پایدار میشود که روش آبیاری با نوع محصول و ظرفیت منابع آب منطقه هماهنگ باشد و اگر فناوری جدید در زمینی اجرا شود که الگوی کشت آن با توان آبی منطقه سازگار نیست، کاهش مصرف ناشی از روش آبیاری ممکن است با افزایش سطح زیرکشت یا انتخاب محصولات پرمصرف خنثی شود و به همین دلیل توسعه سامانههای نوین باید همراه با سیاست اصلاح الگوی کشت دنبال شود.
این ارتباط برای امنیت غذایی نیز مهم است و کشور برای تأمین بخش مهمی از نیاز غذایی خود به استمرار تولید داخلی وابسته است و سیاست آب کشاورزی باید بین تولید بیشتر و مصرف منطقی منابع تعادل ایجاد کند و این تعادل با انتخاب محصول مناسب، افزایش عملکرد در واحد سطح و استفاده دقیقتر از آب شکل میگیرد.
از سوی دیگر، صرفهجویی در مصرف آب کشاورزی فقط به معنای کاهش برداشت از منابع نیست و باید به کاهش فشار بر منابع زیرزمینی نیز منجر شود و در مناطقی که افت سطح آبخوانها به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است، هر برنامهای برای افزایش بهرهوری آب باید با مدیریت برداشت و کنترل مصرف همراه باشد وگرنه کاهش مصرف در یک بخش ممکن است به افزایش سطح زیرکشت یا مصرف بیشتر در بخش دیگری منجر شود.
بنابراین همکاری میان وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو مهم است و رفع موانع طرحهای آب و خاک در پایاب سدها نیز در دیدار مسئولان این دو حوزه در زنجان مورد تأکید قرار گرفته است و هماهنگی میان مدیریت منابع آب و مدیریت تولید کشاورزی کمک میکند پروژههای توسعه آبیاری با ظرفیت واقعی منابع آب منطقه هماهنگ شوند.
انتقال آب با لوله، پوشش انهار و کانالها، طرحهای کوچک تأمین آب، سدهای خاکی، بندهای انحرافی و طرحهای زهکشی نیز بخشی از مجموعه اقداماتی هستند که در کنار آبیاری نوین مطرح شدهاند و این مجموعه نشان میدهد افزایش بهرهوری آب به یک فناوری واحد وابسته نیست و بسته به شرایط هر منطقه، ترکیبی از راهکارهای فنی و مدیریتی مورد نیاز است.
قنوات نیز در همین مجموعه جای میگیرند و در زنجان از مجموع ۳۲۰رشته قنات، حدود ۲۷۰کیلومتر بازسازی و مرمت شده است و تداوم نگهداری از این منابع میتواند بخشی از ظرفیت تأمین آب کشاورزی را حفظ کند و در کنار فناوریهای جدید، امکان استفاده بهتر از منابع موجود را فراهم آورد.
در سطح ملی، اجرای ۳۵۰هزار هکتار سامانه نوین آبیاری نیازمند سازوکاری برای اولویتبندی پروژهها است و مناطقی که بیشترین ظرفیت صرفهجویی آب، بیشترین سطح تولید و بیشترین امکان افزایش عملکرد را دارند، باید سهم مشخصی از منابع حمایتی دریافت کنند و طرحهایی که در آنها زیرساخت لازم فراهم شده نیز میتوانند با تکمیل اعتبار سریعتر به مرحله بهرهبرداری برسند.
تأمین مالی کشاورزان نیز بخش دیگری از این مسیر است و هزینه اجرای سامانه برای بسیاری از بهرهبرداران رقم قابل توجهی است و اگر سهم آورده کشاورز متناسب با توان اقتصادی او نباشد، سرعت توسعه طرح کاهش پیدا میکند و به همین دلیل تسهیلات، حمایتهای مالی و سازوکارهای تشویقی باید به گونهای طراحی شوند که بهرهبردار نیز انگیزه اقتصادی روشنی برای تغییر شیوه آبیاری داشته باشد.
در کنار این موارد، بازار محصولات کشاورزی نیز باید در سیاستگذاری دیده شود و افزایش بهرهوری آب وقتی برای کشاورز جذابیت بیشتری پیدا میکند که افزایش عملکرد به درآمد پایدار تبدیل شود و تولیدکننده بتواند محصول خود را با شرایط مناسب به بازار عرضه کند و از ارزش افزوده ناشی از تولید بهره ببرد.
هدفگذاری ۳۵۰هزار هکتاری برنامه هفتم از این منظر باید فراتر از یک دستورکار ساده اجرایی دیده شود و لازم است برای هر پروژه مشخص باشد چه مقدار زمین تجهیز شده است و پس از اجرای سامانه چه میزان آب مصرف خواهد شد و عملکرد محصول چه تغییری کرده است.