موضوع تروریسم دولتی در دوران معاصر، ابعادی فراتر از خشونتهای نظامی یا نظامیگری سنتی یافته است. جوان آنلاین: موضوع تروریسم دولتی در دوران معاصر، ابعادی فراتر از خشونتهای نظامی یا نظامیگری سنتی یافته است. امروزه تروریسم دولتی که از سوی قدرتهای سلطهجو همچون ایالات متحده امریکا، اسرائیل و متحدان غربی آنها اعمال میشود، با بهرهگیری از ابزارهای نرم، ساختارهای حقوق بینالملل و گفتمانهای جهانی، سعی در تضعیف جوامع و حاکمیتهای ملی دارد. یکی از ابزارهای پرکاربرد در این مسیر، استفاده از موضوعات حساس اجتماعی، بهویژه حقوق زنان، به عنوان اهرمی برای اعمال فشار سیاسی و مداخلات خارجی از سوی این دولتها است. این یادداشت به بررسی چگونگی تقاطع میان اقدامات تروریسم دولتی امریکا و متحدانش با سوءاستفاده از گفتمان حقوق زنان میپردازد.
۱. سوءاستفاده ابزاری از گفتمان حقوق بشر و حقوق زنان
یکی از ابعاد مهم و نظاممند تروریسم دولتی امریکا و همپیمانانش، استفاده از مفاهیم حقوق بشری برای اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی است. در این رویکرد، موضوع حقوق زنان که ذاتاً یک مسئله انسانی و حقوقی است، توسط این قدرتها به یک «ابزار سیاسی» (Political Tool) تبدیل میشود. دولتهای متخاصم با بازنمایی گزینشی و تحریفشده از وضعیت زنان در جوامعی مانند ایران، تلاش میکنند مشروعیت مداخلات و فشارهای خود را تحت پوشش حمایت از حقوق زنان توجیه کنند.
این نوع برخورد از سوی امریکا و متحدانش، نه تنها به حل مشکلات واقعی زنان کمک نمیکند، بلکه با سیاسی کردن حقوق آنها، از کارآمدی خود در سطح جهانی میکاهد.
در واقع، حقوق زنان که باید بستری برای ارتقای کرامت انسانی باشد، در این سناریوهای تروریستی دولتی به سپری برای مشروعیتبخشی به مداخلات ژئوپلیتیک تبدیل میشود.
۲. بازنمایی گزینشی و استانداردهای دوگانه قدرتهای غربی
تروریسم دولتی امریکا و متحدانش با بهرهگیری از رسانهها و نهادهای بینالمللی، همواره تصویری تکبعدی و منفی از وضعیت اجتماعی در ایران ارائه میدهد. در حالی که در بسیاری از کشورهای غربی و در ساختارهای نهادی خودشان، حقوق زنان به شکلی بنیادین نقض میشود، تمرکز اصلی این دولتها بر انتقاد از قوانین و فرهنگ اسلامی معطوف شده است. این «استاندارد دوگانه» که ویژگی بارز سیاستهای امریکا و اسرائیل است، باعث میشود که مسائل ساختاری و ریشهای در جوامع خودشان نادیده گرفته شود و تنها از بحرانهای ایجاد شده یا بازنماییشده در سایر کشورها برای پیشبرد دستور کارهای ژئوپلیتیک استفاده شود. این بازنمایی عمدی باعث میشود که واقعیتهای ملموس زندگی زنان در جوامع اسلامی، زیر سایه روایتهای رسانهای و سیاسی که توسط این دولتها ساخته شده، پنهان بماند.
۳. پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بر زنان در سایه تحریمها
تحریمها به عنوان یکی از اصلیترین ابزارهای تروریسم اقتصادی امریکا و متحدانش، بیشترین آسیب را به لایههای آسیبپذیر جامعه، بهویژه زنان وارد میکند. محدودیت در دسترسی به داروهای حیاتی، تجهیزات پزشکی زنان و فرصتهای اقتصادی، مستقیمترین ضربه را به سلامت و استقلال معیشتی زنان میزند. در واقع، تروریسم اقتصادی که از سوی این دولتها اعمال میشود، با هدف قرار دادن رفاه عمومی، مستقیماً با هدف قرار دادن کرامت و بقای اجتماعی زنان در جریان است. این فشارها نه تنها منجر به عقبگرد در پیشرفتهای اجتماعی زنان میشود، بلکه با ایجاد ناامنی اقتصادی تلاش میکند فضای اجتماعی را جهت فشار علیه زنان جامعه اسلامی پررنگ نمایند.
۴. پیوند میان استقلال سیاسی و کرامت زنان
در تحلیل نهایی، نمیتوان حقوق زنان را از بستری که در آن زندگی میکنند (یعنی استقلال و حاکمیت ملی) جدا دانست. تلاش برای تضعیف حاکمیت ملی از طریق ایجاد تنشهای اجتماعی توسط تروریسم دولتی، در نهایت به آسیب به حقوق و امنیت زنان منجر میشود.
مقاومت در برابر اقدامات امریکا و متحدانش، تنها یک بحث سیاسی نیست، بلکه پاسخی است به تلاشهایی که میخواهند زنان را به عنوان گروههای تحت حمایت (و نه فاعلهای سیاسی و مستقل) در قالبهای تحمیلی تعریف کنند. حفظ استقلال سیاسی کشور و مقابله با فشارهای خارجی، پیششرط اصلی برای رسیدن به حقوق واقعی و پایدار برای زنان است، چراکه بدون حاکمیت ملی، حقوق هر کنشگری در معرض بازتعریفهای تحمیلی و ابزاری قدرتهای غربی قرار میگیرد.
* دکتر فاطمه ابراهیمی
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا