هفته دولت امسال در شرایطی برگزار میشود که فاصله میان «سختیهای اداره کشور» و «سختیهای زندگی مردم» بیش از همیشه نیازمند دیدهشدن است هفته دولت امسال در شرایطی برگزار میشود که فاصله میان «سختیهای اداره کشور» و «سختیهای زندگی مردم» بیش از همیشه نیازمند دیدهشدن است. دولت در میانه یک جنگ فرسایشی، با محدودیت صادرات، آسیب به زیرساختها، دشواری تأمین ارز و اختلال در زنجیره تولید و توزیع روبهروست. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد، همانگونه که فشار سنگین و طاقتفرسای گرانی را از چشم مردم نمیتوان پنهان کرد. در تیرماه، تورم سالانه ۶۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصد اعلام شد، اعدادی که نشان میدهد مسئله معیشت دیگر یک نگرانی معمول اقتصادی نیست.
در چنین شرایطی، دفاع از دولت نباید به معنای دفاع از تکتک تصمیمهای دولت باشد. دولت را در میدان جنگ تنها نمیگذاریم، اما دولت را در برابر سفره مردم نیز مسئول میدانیم. این دو گزاره نه متناقض، بلکه مکمل یکدیگرند.
دشمن مسئول فشار خارجی است، اما اینکه این فشار با چه ضریبی به زندگی مردم منتقل شود، تا اندازه زیادی به کیفیت حکمرانی داخلی بستگی دارد. جنگ میتواند هزینه واردات را بالا ببرد، تولید را مختل کند و منابع ارزی را محدود سازد، اما نمیتواند پاسخگوی هر نابسامانی در بازار، هر واسطهگری، هر تصمیم نادرست ارزی و هر ضعف در شبکه توزیع باشد. اینجاست که هفته دولت باید از هفته گزارش عملکرد به هفته پاسخگویی تبدیل شود.
مردم از دولت انتظار معجزه ندارند، انتظار دارند در شرایط دشوار، فرمان بازار را رها نکند. اگر کالا کمیاب است، علت و راه تأمین آن روشن باشد. اگر قیمت بالا میرود، دستگاه مسئول باید توضیح دهد چرا و برای مهار آن چه میکند. اگر ارز محدود است، باید معلوم باشد چه کسی، برای چه کالایی و با چه اولویتی از آن استفاده میکند. مردم بیش از خودِ دشواری، از بیخبری، ابهام و احساس بیپناهی خسته میشوند. اقتصاد جنگی، اقتصاد رها شده نیست. اتفاقاً در شرایط جنگ، نظارت بر زنجیره تأمین، توزیع مویرگی کالا، ذخایر راهبردی و بازار ارز باید دقیقتر و سریعتر از گذشته باشد. دولت باید اجازه ندهد هزینه جنگ خارجی، با سوءاستفاده برخی شبکههای داخلی، چند برابر بر دوش مصرفکننده بنشیند.
نسخه فوری نیز روشن است. بازار ارز باید از میدان شایعه و انتظارات بیمهار خارج شود، معیشت و سفره مردم و کالاهای اساسی باید خط قرمز دولت باشند، تولیدکننده واقعی باید بر واسطهها مقدم شود، ذخایر کالاهای ضروری باید بهصورت مستمر پایش شود و شبکه توزیع تا آخرین حلقه، نه روی کاغذ بلکه در میدان، تحت نظارت قرار گیرد.
اما یک ضرورت از همه مهمتر است. دولت باید با مردم صادقانه سخن بگوید. اگر جنگ علت افزایش بخشی از هزینههاست، دقیق و شفاف توضیح دهد، اگر بخشی از مشکلات ناشی از خطای سیاستگذاری است، مسئولیت آن را بپذیرد و اصلاح کند. نسبت دادن همه مشکلات به دشمن، حتی اگر بخشی از واقعیت باشد، در نهایت اعتماد عمومی را ترمیم نمیکند.
همزمان نباید حل مشکلات اقتصادی کشور را به نتیجه مذاکره با بیگانگان گره زد. مذاکره اگر روزی انجام شود، باید یکی از ابزارهای سیاست خارجی باشد، نه جایگزین اصلاح اقتصاد داخلی. کشوری که اقتصاد خود را مقاوم و مدیریت خود را کارآمد کند در هر میز مذاکره دست بالاتری خواهد داشت.
هفته دولت امسال میتواند به یک فرصت بزرگ تبدیل شود، فرصتی برای آنکه دولت به جای توضیح دادن درباره چرایی دشواریها، بخشی از دشواری را از دوش مردم بردارد. ملت در میدان ایستاده است و دولت نیز باید در میدان خدمت بایستد. در جنگ، پشت دولت میایستیم، اما برای سفره مردم، از دولت مطالبه میکنیم. این نه تضعیف دولت، که دقیقاً معنای حمایت انقلابی از دولتی است که قرار است دولتِ مردم، در روزهای سخت مردم باشد.