مبدأ جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و جبهه مقاومت، به جنگ کنونی یا حتی هفتم اکتبر بازنمیگردد. مبدأ جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و جبهه مقاومت، به جنگ کنونی یا حتی هفتم اکتبر بازنمیگردد. دشمن از همان ابتدای شکلگیری جمهوری اسلامی و تثبیت پایههای قدرت و گسترش باور مقاومت در مقابل متجاوزان و عوامل بیثباتی، بنا را بر این نهاد تا با همه ابزارهای خود آن را شکست دهد و مهار کند. این خصومت ریشهدار بعد از پیمودن پلههای ترقی توسط محور مقاومت و کسب پیروزیهای ارزشمند و تحسینبرانگیز در مقابله با دشمنان به وجوه مختلف تشدید شد.
حتی وضعیت به جایی رسید که امریکا مجبور شد نقاب مدافع حقوق بشر و حافظ ارزشهای انسانی که سالها بهانه آن برای استمرار تجاوز و روند استعمارگری بود کنار بگذارد و با تمام قوا برای حذف مقاومت به میدان بیاید.
پیروزی جبهه مقاومت در مهار تروریستهای داعش که تهدید جهانی محسوب میشدند و بعد از آن، عملیات مشترک و هماهنگ اعضای جبهه مقاومت علیه رژیم جنایتکار اسرائیل بعد از هفتم اکتبر، پرده از قدرت درونی جبهه مقاومت برداشت. بازیگرانی عمدتاً غیردولتی که با اندک سرمایههای مالی تبدیل به یک شبکه قدرت منسجم و تعیینکننده توازنساز با جبهه امریکایی‑ اسرائیلی و متحدان آنها شدند. بسیاری از تحلیلها بعد از این رویداد، معتقد بودند این شبکه توانایی ایجاد یک جنگ فرسایشی و چندوجهی علیه اسرائیل و منافع امریکا را دارد.
تهدید دیگر جبهه مقاومت برای دولتهای تروریست، افزایش انگیزه برای توسعه مردمی و تشکیل گروههای خودجوش مقاومت در منطقه در ازای تقویت احساسات ضدامریکایی در میان مردم است. مقابله جبهه مقاومت با مجموعه عوامل تروریستی در منطقه، جایگاه آن را نزد مردم کشورهای جهان به عنوان کشورهای حامی ارزشهای انسانی ارتقا داد یا به تعبیر بهتر مکتب فکری آنها را به مردم جهان شناساند. این در حالی بود که امریکا به دلیل حمایت از جنایت و تجهیز اسرائیل به انواع سلاحهای مرگبار، تروریست و مورد نفرت جهانی واقع شد و جایگاهش را از دست داد.
بر همین اساس و به دلیل تحولاتی که در منطقه و جهان در حال رخ دادن بود، امریکا و رژیم اسرائیل تصمیم گرفتند که جنگ با ایران را با اهدافی، چون حذف جبهه مقاومت آغاز کنند تا از آسیب بیشتر در آینده جلوگیری کنند. این در حالی است که امریکا در برخی جبههها همچون عراق و لبنان تلاش دارد که به موازات اقدامات سخت، از طریق اقدامات سیاسی و نرم نیز مقاومت را خلع سلاح و از شبکه حذف کند، به همین دلیل جنگ به فرم نبردی با تمام قوا و ضربات کاری به اهداف کلیدی و استراتژیک در ایران و جبهه مقاومت، به ویژه در لبنان با هدف مهار و نه تضعیف رقم خورد.
اما عملکرد جبهه مقاومت در دوران جنگ و پساجنگ سبب شد که بار دیگر قدرت درونی، ابهامآمیز و ضربهناپذیر این شبکه برای دشمن بازنمایی شود. تحلیلهای متعددی پس از جنگ منتشر شدهاند که وضعیت محور مقاومت را در مسیر بازسازی و بازیابی توانمندیها، نه حرکت به سمت تضعیف و افول توصیف میکنند. به گفته آنها، با وجود ضربات امریکا و رژیم اسرائیل، شبکه مقاومت همچنان میتواند بعد از جنگ به حیات خود ادامه دهد.
به عنوان نمونه، رویترز در گزارشی با ذکر اینکه مقاومت یمن برای حمله به عربستان از خاک عراق استفاده کردهاند و با گروههای مسلح عراقی همکاری داشتهاند، آن را از نظر راهبردی مهم میدانست. از نظر وی مجموعه اقدامات مقاومت نشان میدهد که شبکهای که قبلاً بیشتر به شکل مجموعهای از جبهههای جداگانه دیده میشد، میتواند به سمت اتصال عملیاتی جبهههای مختلف حرکت کند و فشار چندلایه به امریکا ایجاد کند. همچنین استقلال عملیاتی آنها سبب میشود که ضربه به یکی از آنها، اختلالی در تصمیمگیری و کنش دیگر بازیگران به وجود نیاید.
سفر رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران به عراق، در تحلیل همین چهارچوب قرار دارد. ایران در حال حاضر، همزمان با تقویت توانمندیهای نظامی و تسلیحاتی خود، به همراه دیگر اعضای شبکه مقاومت و با بهرهگیری از ظرفیتهای سیاسی و نظامی تلاش میکنند این شبکه را در مسیر بازسازی و بازیابی توانمندیها حفظ و موقعیت راهبردی آن را تثبیت کنند.
امریکا اکنون با حفظ منازعه و جنگ میدانی علیه ایران، در حال تدارک تضعیف مقاومت با روشهای سیاسی و فشارهای چندمنظوره به آنها و ایران است. در این بین، اقدامات دیپلماتیک و رایزنیهای منطقهای ایران در حال مقابله با این نقشهراه امریکایی است. توطئهای آشکار که درصدد تغییر نظم منطقهای به نفع اسرائیل بهطور کمهزینهتر و دارای پیامدهای طولانیتر و مانعی برای بازآرایی دوباره مقاومت است. در همین رابطه، قالیباف طی سفر خود به عراق، با تأکید بر اینکه مقاومت نیز یکی از عناصر قدرت ملی عراق است، بیان داشت: «در طول این سالها، گفتمان مقاومت از مرزهای ایران، عراق و منطقه فراتر رفته و جهانی شده است. امروز واقعیت زشت صهیونیستها برای ملتهای جهان آشکار شده و اسرائیل به عنوان دشمن بشریت شناخته میشود.»
او تفسیر درستی از همکاری ایران و عراق در چارچوب همیاری مقاومت ارائه کرد و با هشداری ضمنی به همه طرفهای داخلی و مداخلهجوی امریکایی که در عراق در راستای خلع سلاح و حذف مقاومت گام برمیدارند، بر اهمیت حفظ نقش و جایگاه این نیروها در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه تأکید کرد. وی با اشاره به رشادتهای شهید سردار سلیمانی و ابومهندس گفت: «بدانید که ما و همه کسانی که در ایران و عراق به مکتب شما ایمان دارند، تا تحقق آرمانهای شما آرام نخواهیم نشست و آمادهایم جان، مال و ناموس خود را در این راه مقدس فدا کنیم.»
اظهارات وی در حالی مطرح میشود که نگاههای بسیاری به روابط مستحکم ایران و عراق، با تکیه بر اشتراکات ایدئولوژیک و پیوندهای عمیق فرهنگی و دینی که خاستگاه مقاومت را شکل دادهاند، دوخته شده است. این اظهارات نشان میدهد که روابط راهبردی دو کشور فراتر از روابط دیپلماتیک متعارف در نظام بینالملل است و امریکا و هیچ جریان سیاسی دیگری نمیتواند بهسادگی در آن اختلال ایجاد کند. جایگاه ژئوپلیتیکی عراق، ساختار سیاسی این کشور، جایگاه مقاومت نزد افکار عمومی عراق و همچنین حملات مؤثر نیروهای مقاومت علیه منافع امریکا، عراق را به یکی از اهداف مهم امریکا و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ اخیر تبدیل کرده و فشارها برای پیشبرد پروژه خلع سلاح مقاومت را افزایش داده است. نتانیاهو سال گذشته در سازمان ملل به طور صریح عراق را به حمله نظامی و نابودی کامل تهدید کرد. از اینرو، ایران میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماتیک و تعامل با دولتمردان عراقی، در خنثیسازی این فشارها و فراهم کردن زمینه برای تداوم و تقویت همکاری میان نیروهای مقاومت نقش مؤثرتری ایفا کند.