کد خبر: 1375672
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱


ترکیب فیلم‌های پرفروش هفته بیست‌ودوم سال جاری که با رشد ۳۰ درصدی مخاطب نیز همراه بوده، پرسش مهمی را پیش روی سینما می‌گذارد و آن اینکه آیا سینمای ایران توانسته با مسائل و دغدغه‌های روز جامعه ارتباط برقرار کند. 
بیست‌ودومین هفته سال از شنبه ۲۴ مرداد تا پایان روز جمعه ۳۰ مرداد، برای سینمای ایران با افزایش ۳۰ درصدی مخاطبان نسبت به هفته قبل همراه بود. در این بازه، سینما‌های سراسر کشور میزبان ۳۲۷ هزار و ۷۳۱ مخاطب بودند و در مجموع به فروشی معادل ۴۳ میلیارد و ۸۰۳ میلیون تومان دست یافتند. 
این آمار در نگاه نخست امیدوارکننده است؛ سینما مخاطب بیشتری پیدا کرده و فروش نیز افزایش یافته است. اما پرسش مهم‌تر این است که مخاطب برای دیدن چه چیزی به سینما می‌رود و سینما تا چه اندازه توانسته است با تجربه زیسته امروز او پیوند برقرار کند؟ 
همزمان با این وضعیت، اتفاقی متفاوت در گیشه چین قابل توجه است. در شرایطی که سینما‌های این کشور میزبان آثار پرهزینه هالیوودی همچون فیلم جدید کریستوفر نولان و نسخه جدید «مرد عنکبوتی» هستند، یک فیلم چینی با موضوع جنگ در خاورمیانه توانسته در صدر جدول فروش قرار بگیرد. 
«روزی روزگاری در خاورمیانه» یک درام ضدجنگ چینی است که داستان آن در کشوری خیالی در خاورمیانه روایت می‌شود؛ کشوری که هدف حمله ایالات متحده قرار گرفته است. در میانه بحران، یک رستوران چینی به پناهگاهی برای آسیب‌دیدگان تبدیل می‌شود و داستان فیلم از همین بستر، روایتی انسانی از جنگ، پناه‌جویی و همدلی ارائه می‌کند. 
نکته قابل توجه درباره این فیلم آن است که پروژه از سال ۲۰۱۷ در دست توسعه بوده، اما اکران آن در شرایط کنونی و همزمان با تحولات و درگیری‌های منطقه، معنایی تازه پیدا کرده است. به این ترتیب، موضوعی که در ظاهر متعلق به یک جغرافیای دور از مخاطب چینی است، توانسته به مسئله‌ای جذاب برای تماشاگر تبدیل شود. 
مقایسه این دو گیشه البته به معنای مقایسه مستقیم صنعت سینمای ایران و چین یا نادیده گرفتن تفاوت‌های ساختاری و اقتصادی آنها نیست. سینمای هر کشور قواعد، محدودیت‌ها و اقتضائات خاص خود را دارد. با این حال، این مقایسه یک نکته مهم را برجسته می‌کند: سینمای موفق لزوماً سینمایی نیست که از جامعه فاصله بگیرد، بلکه می‌تواند حتی از سخت‌ترین و تلخ‌ترین مسائل روز، داستانی جذاب و قابل تماشا بسازد. 
جامعه امروز ایران با مجموعه‌ای از مسائل و تجربه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی روبه‌روست. جنگ، اضطراب ناشی از تحولات منطقه، خانواده، تاب‌آوری اجتماعی، مهاجرت، امید، همدلی و تغییر سبک زندگی، تنها بخشی از موضوعاتی هستند که در زندگی روزمره مردم حضور دارند. با این حال، سهم این مسائل در روایت‌های جریان اصلی سینما همچنان محل پرسش است. 
مشکل آنجاست که اگر سینما نتواند تجربه زیسته مخاطب را روایت کند، ممکن است مخاطب برای یافتن روایت خود به رسانه‌های دیگر کوچ کند؛ در حالی که سینما ظرفیت آن را دارد که همین مسائل را در قالب قصه، شخصیت و درام به تجربه‌ای جذاب و ماندگار تبدیل کند. 
رشد ۳۰ درصدی مخاطبان سینمای ایران را باید اتفاقی مثبت دانست؛ اما این رشد نباید ما را از یک پرسش بنیادی غافل کند: آیا این افزایش مخاطب حاصل پیوند عمیق‌تر سینما با جامعه است یا صرفاً نتیجه جذابیت مقطعی چند فیلم؟ 
تجربه «روزی روزگاری در خاورمیانه» در چین نشان می‌دهد که حتی موضوعی مانند جنگ نیز می‌تواند در صورت برخورداری از روایت مناسب، از یک مسئله خبری و سیاسی به یک محصول فرهنگی و سرگرم‌کننده تبدیل شود و مخاطب را به سالن سینما بکشاند. 
سینمای ایران نیز برای بازگشت جدی‌تر به متن جامعه، بیش از هر چیز به جسارت در انتخاب سوژه و خلاقیت در روایت نیاز دارد؛ نه الزاماً ساخت فیلم‌های شعاری یا مستقیم درباره مسائل روز، بلکه خلق داستان‌هایی که مخاطب در آنها خودش، خانواده‌اش، نگرانی‌هایش و امیدهایش را ببیند. 
آمار گیشه تنها زمانی می‌تواند خبر خوبی برای سینمای ایران باشد که افزایش عدد مخاطبان، همزمان با افزایش ارتباط سینما با واقعیت جامعه باشد. گیشه موفق، هدف نهایی نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه سینما توانسته چیزی را که مردم می‌خواهند ببینند، به شکلی درست و جذاب روایت کند.

برچسب ها: هنر ، فیلم ، مخاطب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار