اینکه فوتبال هوادار زیاد دارد، اینکه فوتبال پول زیاد دارد، اینکه فوتبال حاشیه زیاد دارد، اینکه تمام عالم و آدم هم جمع بشوند نمیتوانند از جذابیت فوتبال کم کنند. همه و همه درست، دهها مورد دیگر هم هست که هیچکس نمیتواند منکرش شود. اما تمامی اینها در فوتبال حرفهای نتیجه میدهد. فوتبالی که هوادار با دیدنش لذت میبرد. فوتبالی که هوادار را برای ساعتی از تمام دغدغههایش رها میکند. فوتبالی که به لحاظ بصری و فنی شما را در ورزشگاه یا پای تلویزیون میخکوب میکند.
برای فوتبال باید خرج کرد. برای فوتبال باید وقت گذاشت. برای فوتبال باید تحملت را بالا ببری اینقدر که زیر فشار حاشیهها دوام بیاوری. طبیعی است وقتی خروجی این همه فوتبالی باشد که از دیدنش لذت ببرید، آنوقت است که با خودتان میگویید ارزشش را داشت. ارزش داشت که خرج کنیم، ارزش داشت که وقت بگذاریم و ارزش داشت که حاشیهها را تحمل کنیم. فوتبال حرفهای دنیا همینطور است. فوتبالی که میتوان برایش وقت گذاشت و میتوان حاشیههایش را تحمل کرد، چون واقعاً ارزشش را دارد.
لالیگا، لیگ برتر انگلستان، لوشامپیونه، بوندسلیگا و سریآ، ارزشش را دارند، چون فوتبال به شما تحویل میدهند. تا دلتان بخواهد حاشیه دارند. زدوبند دارند. مشکل دارند، اما خروجی تمام آنها فوتبالی است که شما میبینید و از آن لذت میبرید. از اسپانیا گرفته تا ایتالیا و آلمان و انگلستان و فرانسه، فوتبال ارزش تمام هزینهکردها را دارد. حالا سؤال اینجاست: آیا فوتبال ایران ارزشش را دارد؟
لیگ برتر آغاز شده، بدون ورزشگاه درستوحسابی، بدون پوشش تصویری مناسب، فاقد سطح فنی بالا. فقط یک چیزیش با فوتبال جهان هماهنگ است؛ تا دلتان بخواهد پول خرج میشود. اما آیا چنین فوتبالی ارزشش را دارد؟ هفته اول تمام شد. استقلال و پرسپولیس همچنان آواره هستند. سوت شروع بازیها هنوز بهصدا در نیامده که فریاد اعتراضها بلند شده. اینها خاصیت فوتبال است و هیچکس هم نمیتواند منکرشان شود، اما در فوتبالی قابلتحمل است که ارزشش را داشته باشد. آیا لیگ ایران ارزشش را دارد؟
لیگ بیستوششم آغاز شده. لیگی که ۲۵دوره نام حرفهای بودن را به خود داده، اما هر چه جلوتر آمده چیزی از حرفهای بودن در آن دیده نشده است. هر چه جلوتر آمده فقط حاشیههایش پررنگتر شده. لیگی که حتی در فوتبال آسیا هم حرفی برای گفتن ندارد و حتی امروز هم دلخوش به موفقیتهای کهنهشده سالهای دور است. تکرار میکنیم: آیا این لیگ ارزشش را دارد که این همه هزینه مادی و معنوی برایش صرف شود؟
لیگ تازه شروع شده و شاید از انصاف بهدور باشد که این دوره را قضاوت کنیم، اما آنچه که پیش روی ماست و آنچه که از گذشته با ما مانده، چیزی نیست که بتوان به آن افتخار کرد. آنچه که با ما مانده، چیزی نیست که امیدوارمان کند به درست شدن فوتبال که همچنان روی همان پاشنه میچرخد.
هیچ تغییری اتفاق نیفتاده، هیچ تلاشی برای پیشرفت صورت نگرفته. مدیران همان مدیران هستند با همان تفکرات ویرانگر قبلی. مربیان و بازیکنان هم همینطور؛ این وسط فقط قیمتهایشان بالاتر رفته، درست مثل ادعاهای حرفهای بودنشان.
فوتبال جهان هزار و یک حاشیه دارد. فوتبال جهان منبع ثروتاندوزی است؛ اصلاً بیهوده نیست که سیاستمداران خودشان را به فوتبال میچسبانند، ولی فوتبالی که ارزشش را داشته باشد. حالا برای آخرین بار سؤال میکنیم: آیا فوتبال باشگاهی ایران واقعاً ارزش این همه حاشیه و این همه هزینهکرد را دارد؟ شما پاسخ بدهید.