کد خبر: 1374050
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
مجید ابهری

خانواده در ایران امروز نه آن نهاد پایدار گذشته است و نه به‌طور کامل فروپاشیده؛ بلکه در وضعیتی میان‌دار و معلق قرار دارد. وضعیتی که در آن بسیاری از تصمیم‌های بنیادین زندگی ــ ازدواج، فرزندآوری، طلاق، ماندن یا رفتن ــ مدام به تعویق می‌افتند. خانواده ایرانی بیش از هر زمان دیگری، منتظر آینده‌ای نامعلوم مانده است. 
در گذشته، خانواده محل تصمیم‌های قطعی بود؛ امروز، اما به محل تعویق تصمیم‌ها تبدیل شده است. جوانان ازدواج را عقب می‌اندازند، زوج‌ها فرزندآوری را و بسیاری از خانواده‌ها حل تعارض‌های درونی را به «بعداً» موکول می‌کنند. این تعلیق نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه ناشی از نااطمینانی مزمن است؛ نااطمینانی نسبت به اقتصاد، شغل، مسکن و حتی آینده اجتماعی. خانواده وقتی آینده را مبهم می‌بیند، محتاط می‌شود؛ و احتیاطِ بیش از حد، به فلج تصمیم‌گیری می‌انجامد. 
خانواده دیگر فقط نهاد عاطفی یا حمایتی نیست؛ به نوعی پناهگاه روانی در برابر فشار‌های بیرونی تبدیل شده است. این تغییر کارکرد، اگرچه در کوتاه‌مدت به حفظ پیوند‌ها کمک می‌کند، اما در بلندمدت باعث افزایش تنش‌های پنهان، فرسودگی عاطفی و شکل‌گیری «طلاق‌های خاموش» می‌شود؛ زوج‌هایی که با هم زندگی می‌کنند، اما نه برای ساختن آینده، بلکه برای تحمل حال. 
یکی از ریشه‌های تعلیق، شکاف انتظارات میان نسل‌هاست. والدینی که با منطق ثبات تصمیم می‌گرفتند و فرزندانی که با منطق نااطمینانی زندگی می‌کنند. این شکاف، خانواده را به میدان سوءتفاهم دائمی تبدیل کرده است؛ جایی که نصیحت‌ها کارکرد خود را از دست داده و گفت‌و‌گو دشوارتر شده است. 
تعلیق خانواده فقط مسئله‌ای خصوصی نیست؛ پیامد‌های اجتماعی جدی دارد: کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری، افزایش اضطراب نسل جوان، تضعیف شبکه‌های حمایتی و در نهایت، کاهش سرمایه اجتماعی. خانواده‌ای که نمی‌تواند تصمیم بگیرد، جامعه‌ای تولید می‌کند که آینده‌اش را معلق نگه می‌دارد.

برچسب ها: ازدواج ، طلاق ، شغل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار