چه تضمینی هست که تصمیم جنگ با ایران نیز مبتنی بر الگوی سوار شدن رئیسجمهور امریکا بر «کامیون حمل غذا» نباشد؟! جوان آنلاین: ماجرای انتقال مخفیانه دونالد ترامپ از هواپیمای ریاستجمهوری در آنکارا، حالا بیش از آنکه فقط یک عملیات امنیتی عجیب باشد، به یک مستند دیگر درباره نحوه تصمیمگیری کاخ سفید درباره ایران تبدیل شده است؛ روایتی که در آن اسرائیل هشدار میدهد که ایران قصد ترور ترامپ را دارد، نهادهای اطلاعاتی امریکا درباره اعتبار آن تردید دارند، ولی سرویس مخفی مجبور است آن را قبول کند.
به گزارش «جوان»، ماجرا به هشتم ژوئیه ۲۰۲۶ و پایان نشست ناتو در آنکارا برمیگردد. ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» میشود؛ همان هواپیمایی که خبرنگاران همراه، کارکنان کاخ سفید و شماری از مقامهای ارشد نیز قرار بود با آن ترکیه را ترک کنند. حتی برای طبیعیتر جلوه دادن ماجرا، ترامپ پیشتر گفته بود انتخاب آنچه در پشت صحنه رخ داده، داستان دیگری است که اولین بار واشینگتنپست آن را افشا کرده و ترامپ نیز آن را تأیید میکند.
در حالی که خبرنگاران وارد ایرفورس وان میشدند، از آنها خواسته شد پردههای پنجرهها را پایین نگه دارند؛ یک عکاس که پرده را بالا زده، بلافاصله از او خواسته میشود دوباره آن را ببندد. در همین فاصله، کامیون مخصوص حمل غذا و تجهیزات پذیرایی هواپیما، در کنار هواپیمای ریاستجمهوری قرار گرفته و ترامپ، همراه با سه تن از نزدیکترین دستیارانش، دن اسکاوینو، ناتالی هارپ و والت ناوتا، از هواپیما خارج و در این کامیون پنهان میشود و خودرو، او را به یک فروند سی۳۲- آی نظامی، هواپیمایی کوچکتر و بینشان، منتقل میکند. واشینگتنپست میگوید که هیچیک از اعضای کابینه همراه او در این انتقال نبودند.
هواپیمایی که خبرنگاران و بخش قابلتوجهی از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند ترامپ در آن حضور دارد، در عمل به یک هواپیمای فریب تبدیل شد. ترامپ با سی۳۲- آی راهی بریتانیا میشود و در پایگاه میلدنهال، بار دیگر به ایرفورس وان بازگشته و راهی امریکا میشود؛ عملیات آنقدر محرمانه انجام شده که حتی شماری از کارکنان نزدیک کاخ سفید نیز تا مدتها از آن بیخبر بودند.
واشینگتنپست هفته قبل فاش کرد که دلیل این نمایش امنیتی، هشدار اسرائیل درباره احتمال حمله ایران به ترامپ یا هواپیمای او است؛ هشداری که گزارشهای تازه میگویند که دستگاه اطلاعاتی امریکا به آن تردید دارد. رویترز به نقل از یک مقام فعلی و دو مقام پیشین امریکایی گزارش داده که اسرائیل در یک سال گذشته چندین بار درباره طرحهای احتمالی ترور ترامپ به واشینگتن هشدار داده، اما نهادهای اطلاعاتی امریکا نتوانستهاند این هشدارها را مستقلاً تأیید کنند و حتی در برخی موارد، آنها را دارای «اطمینان پایین» ارزیابی کردهاند. مهمتر اینکه مقامهای اطلاعاتی ترکیه نیز در ماجرای آنکارا شواهدی برای تأیید اطلاعات اسرائیل پیدا نکردند.
از همینجا است که ماجرا برای ترامپ ناخوشایند میشود. رئیسجمهوری که معمولاً درباره همه چیز - از جنگ و تعرفه تا مذاکرات و عملیات نظامی - با اعتمادبهنفس اظهارنظر میکند، وقتی درباره فرار مخفیانهاش از ایرفورس وان مورد پرسش قرار گرفت، عملاً مسئولیت تصمیم را به سرویس مخفی واگذار کرد: «من به سرویس مخفی و ارتش گوش میدهم. آنها میخواستند من با پرواز و هواپیمای دیگری بروم؛ من فقط باید کاری را که آنها میگویند انجام دهم.» او حتی گفت درباره تهدید «خیلی سؤال نکرده» و تهدیدهای زیادی دریافت میکند که مردم از آنها خبر ندارند. ترامپ البته تلاش کرد تصویر را دوباره به نفع خود برگرداند و گفت هواپیمایی که خودش با آن پرواز کرده، احتمالاً حتی بیشتر در معرض خطر بوده است، چون دشمن ممکن بود همان هواپیما را هدف قرار دهد. اما این توضیح، پرسش اصلی را برطرف نمیکند: اگر تهدید آنقدر جدی بود که رئیسجمهور را از هواپیمای اصلی مخفیانه خارج و هواپیمای حامل خبرنگاران و مقامها را به عنوان طعمه به پرواز درآورد، چرا مهمترین نهادهای اطلاعاتی امریکا نتوانستند روایت اسرائیل را تأیید کنند؟!
مقامهای امریکایی میگویند که سرویس مخفی نمیتواند در برابر تهدید احتمالی ریسک کند، ولی واقعیت این است که کنار هم گذاشتن همه این روایتها، تصویری قابل تأمل از ساختار کلی تصمیمگیریهای دولت امریکا میسازد: اسرائیل هشدار میدهد، سیا درباره آن تردید دارد و ترکیه نیز شواهدی پیدا نکرده، اما هشدار اسرائیل آنقدر جدی گرفته میشود که رئیسجمهور امریکا را در عملیاتی شبیه فیلمهای جاسوسی، از هواپیما به کامیون کترینگ منتقل کرد.
این همان نقطهای است که حالا، درباره تجربه بزرگتر ترامپ در جنگ با ایران هم قابل تکرار است. گزارشهایی مختلفی منتشر شده که میگویند طی ماههای گذشته، بخش مهمی از روایت واشینگتن درباره تواناییها و اهداف ایران بر ارزیابیهای اسرائیلی تکیه دارند؛ ارزیابیهایی که احتمالاً جامعه اطلاعاتی امریکا مستقلاً آنها را تأیید نکرده است. اگر یک روایت اطلاعاتی اسرائیلی درباره تهدید حمله ایران به هواپیمای رئیسجمهور امریکا باعث شده که ترامپ هواپیمای خود را تغییر دهد، چه تضمینی هست که روایتهای اسرائیل، سمتوسوی جنگ با ایران را تعیین نکرده باشند. همینجاست که عباس عراقچی به طعنه در ایکس نوشت: «امریکا مدتهاست که به دلیل ضعف اطلاعاتی، دچار اشتباهات محاسباتی مکرر میشود. جنگ علیه ایران نمونهای روشن از آن است... دور از اخبار جعلی، اطلاعات جعلی است. مراقب باشید.» استیون کش، افسر سابق سیا و مدیر اجرایی استیدی استیت، از زاویهای در گاردین به ماجرا نگاه کرده و پرسیده: اگر تهدید واقعاً وجود داشته، چرا بیش از ۱۰۰ نفر از کارکنان، مقامها و خبرنگاران در هواپیمایی باقی ماندند که ظاهراً قرار بود هدف حمله باشد.
