جوان آنلاین: رشد صادرات لبنیات در سال ۱۴۰۴ رکورد تازهای در تجارت غیرنفتی کشور بر جای گذاشت، اما همزمان بحث تأمین نیاز بازار داخلی را نیز به میان آورده، چراکه برآوردها از صادرات بیش از یک میلیارد و ۱۵۲ میلیون دلار محصولات لبنی در سال گذشته حکایت از آن دارد که بخش قابل توجهی از آن از محل فروش شیرخشک صنعتی حاصل شده، اما این اتفاق در حالی رخ داده است که افزایش قیمت شیر، ماست، پنیر و سایر فرآوردههای لبنی، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و مصرف این کالاهای ضروری را در بسیاری از خانوارها تحت تأثیر قرار داده است.
صنعت لبنیات سال ۱۴۰۴ را با ثبت یکی از بالاترین ارقام صادراتی خود پشت سر گذاشت، به طوری که برآوردها از صادرات بیش از یک میلیارد و ۱۵۲ میلیون دلار انواع محصولات لبنی در این سال خبر میدهد که در نگاه نخست از ظرفیت بالای تولید و حضور فعال این صنعت در بازارهای خارجی حکایت دارد، اما همزمانی افزایش صادرات با رشد مداوم قیمت فرآوردههای لبنی در بازار داخلی، ابهامهایی را درباره نسبت میان ارزآوری و تأمین نیاز مصرفکنندگان داخلی مطرح کرده است که فراتر از آمارهای تجاری، به حوزه امنیت غذایی و سلامت عمومی جامعه نیز ارتباط پیدا میکند.
طی ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴، ۵۹۷ هزار و ۸۹۲ تن محصول لبنی به ارزش ۹۶۰ میلیون و ۳۰۵ هزار و ۸۶۰ دلار صادر شد و ادامه همین روند در دو ماه پایانی سال، ارزش صادرات را به بیش از یک میلیارد و ۱۵۲ میلیون دلار رساند و چنین رقمی، صنعت لبنیات را در میان بخشهای موفق صادرات غیرنفتی قرار میدهد که بخش عمده مواد اولیه آن در داخل کشور تولید میشود و ظرفیت قابل توجهی برای حضور در بازارهای منطقهای دارد. اما در سوی دیگر این معادله، بازار داخلی قرار گرفته، چراکه قیمت شیر، ماست، پنیر، کره و سایر فرآوردههای لبنی رشد قابل توجهی داشته است و افزایش هزینههای تولید، رشد بهای نهادههای دامی، هزینههای حملونقل، انرژی و بستهبندی، بخشی از عوامل مؤثر بر این روند بودهاند و نتیجه آن برای مصرفکنندگان، کاهش قدرت خرید و محدود شدن مصرف لبنیات در بسیاری از خانوارها بوده است.
کاهش مصرف لبنیات فقط یک مسئله اقتصادی نیست، چراکه این گروه کالایی یکی از ارکان اصلی تغذیه خانوار محسوب میشود و افت مصرف آن میتواند آثار بلندمدتی بر سلامت جامعه بر جای بگذارد و بسیاری از متخصصان تغذیه نسبت به فاصله گرفتن سرانه مصرف لبنیات از استانداردهای جهانی هشدار دادهاند. بنابراین بررسی نحوه تخصیص منابع تولید میان بازار داخلی و صادرات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
سهم صادرات از تولید شیرخام
براساس آمارهای منتشر شده، صنایع لبنی در سال ۱۴۰۴، حدود ۱۰میلیون و ۸۷۵ هزار تن شیرخام از واحدهای دامداری دریافت کردند و از این میزان، نزدیک به ۲ میلیون و ۹۲۷ هزار تن برای تولید محصولات صادراتی اختصاص یافت. به عبارت دیگر، حدود ۲۷ درصد از شیرخام جذب شده در صنایع لبنی در مسیر صادرات قرار گرفت. این نسبت از دو زاویه قابل بررسی است؛ نخست آنکه صنعت لبنیات توانسته با استفاده از بخشی از ظرفیت تولید داخلی، بازارهای خارجی خود را توسعه دهد و درآمد ارزی قابل توجهی به دست آورد و زاویه دوم به وضعیت مصرف داخلی مربوط میشود، چه آنکه هنگامی که قیمت فرآوردههای لبنی برای بخشی از جامعه به سطحی فراتر از توان خرید میرسد، طبیعی است که هرگونه افزایش صادرات با حساسیت بیشتری دنبال شود.
در میان محصولات صادراتی، شیرخشک صنعتی جایگاه نخست را در اختیار دارد، به طوری که طی ۱۰ ماهه سال گذشته، ۱۴۶ هزار و ۴۴۹ تن شیرخشک صنعتی به ارزش بیش از ۳۰۰ میلیون دلار صادر شد و این محصول بیش از ۳۱ درصد ارزش کل صادرات لبنی کشور را به خود اختصاص داده است و پس از آن، پنیر با ۱۳۷ میلیون دلار و خامه و شیر با بیش از ۱۱۳ میلیون دلار قرار دارند. دوغ و کفیر نیز بیش از ۵۰ میلیون دلار ارزآوری داشتهاند. برتری شیرخشک صنعتی در فهرست صادراتی از منظر اقتصادی قابل درک است و این محصول بازارهای گستردهتری در منطقه دارد و بازگشت ارز حاصل از آن نیز برای تولیدکنندگان جذاب است. با این حال، تولید شیرخشک نیازمند مصرف حجم قابل توجهی شیرخام است؛ ماده اولیهای که مبنای تولید بسیاری از محصولات مورد نیاز بازار داخلی نیز محسوب میشود.
تعادل میان ارزآوری و امنیت غذایی
از طرفی هیچ اقتصادی نمیتواند نسبت به صادرات بیتفاوت باشد، چراکه صادرات موتور رشد تولید، اشتغال و ورود ارز به کشور است، اما درباره کالاهایی که مستقیماً با معیشت و سلامت جامعه ارتباط دارند، معیار موفقیت صرفاً افزایش فروش خارجی نیست و در چنین حوزههایی، شاخصهای مصرف داخلی نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
وقتی ارزش صادرات لبنیات از مرز یک میلیارد دلار عبور میکند، انتظار طبیعی آن است که آثار این موفقیت در بازار داخلی نیز قابل مشاهده باشد و اگر تولید افزایش یافته، باید دسترسی مصرفکنندگان به محصولات لبنی نیز تسهیل شود. همچنین اگر درآمدهای صادراتی رشد کرده باید بخشی از آن در قالب افزایش بهرهوری، توسعه تولید و ثبات قیمتها به بازار داخلی بازگردد.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از خانوارهای ایرانی ناچار به تعدیل الگوی مصرف خود شدهاند و لبنیات نیز از این قاعده مستثنا نبوده است و بسیاری از خانوادهها مصرف شیر و برخی فرآوردههای لبنی را کاهش داده یا خرید این محصولات را به دفعات کمتری محدود کردهاند و این روند، ابهامات جدی درباره نحوه اولویتبندی سیاستهای تولیدی و تجاری ایجاد کرده است. صادرات زمانی ارزشمند است که پس از تأمین مناسب نیاز داخلی گسترش یابد، در غیر این صورت، افزایش درآمدهای ارزی در کنار کاهش مصرف کالاهای اساسی نمیتواند به عنوان موفقیتی کامل ارزیابی شود، چراکه هدف نهایی هر بخش تولیدی باید ایجاد تعادل میان بازار داخلی و بازارهای خارجی باشد که هم تولیدکننده از آن منتفع شود، هم اقتصاد کشور از ارزآوری بهره ببرد و هم مصرفکننده داخلی از دسترسی به کالاهای ضروری محروم نماند.
به هر روی صنعت لبنیات ظرفیت تولید بیش از نیاز بازار داخلی را در اختیار دارد و همین ظرفیت، امکان حضور در بازارهای صادراتی را فراهم کرده است. با این حال، تداوم موفقیت این صنعت در گرو آن است که رشد صادرات با بهبود دسترسی خانوارها به محصولات لبنی همراه باشد، در غیر این صورت، رکورد جدید صادرات با این ابهام مواجه خواهد شد که سهم آن در تقویت سفره مردم چه میزان بوده و آیا منافع حاصل از آن به مصرفکنندگان داخلی نیز رسیده است؟