در فضای پرالتهاب سیاسی و در بحبوحه تحولات شگرف بینالمللی، بستر تحلیل سخنان چهرههای برجسته ملی و مذهبی اغلب با یک آسیب جدی روبهروست: «رویکرد گزینشی و مصادره به مطلوب». در فضای پرالتهاب سیاسی و در بحبوحه تحولات شگرف بینالمللی، بستر تحلیل سخنان چهرههای برجسته ملی و مذهبی اغلب با یک آسیب جدی روبهروست: «رویکرد گزینشی و مصادره به مطلوب». مواجهه با سخنرانی اخیر حجتالاسلام سیدعلی خمینی در مراسم بزرگداشت رهبر شهید، نمونهای آشکار از این ضرورت است که چرا باید از نگاه جزیرهای پرهیز و به سمت یک تحلیل همهجانبه و کلنگر حرکت کرد. برخی رسانهها و جریانها تمایل دارند این سخنرانی را صرفاً در عبارات تند و قاطعی، چون «خائن خواندن مصالحهگران» خلاصه کنند، اما نگاهی عمیقتر نشان میدهد که این سخنان، منشوری چندوجهی، جامع و بهموقع بود که با هوشمندی، تمام ارکان ثباتبخش جامعه شامل «مردم، مسئولان، نظامیان و حاکمیت» را در یک پازل واحد تعریف کرد و پیوندی ناگسستنی با اصالت فکری سخنران و ریشههای تاریخی دکترین امام راحل دارد. در واقع، ارزش راهبردی این بیانات در این است که نشان میدهد این سخنان دقیقاً در راستای خط امام (ره) و امتداد منطقی مشی و آرمانهای رهبر شهید تنظیم شده و اصول بنیادین نظام را در دوران جدید بازتعریف میکند.
مردم عنصر تعیینکننده و برهمزننده محاسبات دشمن: نخستین و مهمترین ضلع این تحلیل کلنگر، نگاه هوشمندانه سخنران به «عنصر مردم» است. او در متن سخنرانی، مردم را نه مخاطب منفعل، بلکه عامل اصلی برهم زدن محاسبات دشمن در جنگ تحمیلی اخیر معرفی میکند و صراحتاً میگوید: «دشمنان امیدوار بودند مردم در بزنگاهها از نظام فاصله بگیرند، اما ملت ایران با ایستادگی خود همه آرزوهای بدخواهان را نقش بر آب کرد.» این تکیه بر قدرت مطلقه تودهها، بازخوانی دقیق دکترین بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره) است که همواره قدرت واقعی نظام را نه در محاسبات مادی و تسلیحاتی، بلکه در حضور آگاهانه مردم در میدان میدانستند.
سیدعلی خمینی با بازتعریف این نقش تاریخی و پیوند زدن آینده این حضور خیابانی به دستورات و هدایتهای رهبری فعلی، آیتالله سیدمجتبی خامنهای (با عبارت صریح: «تا زمانی که رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله مجتبی خامنهای دستور دهند، این مردم در خیابانها و میدانها خواهند ماند»)، به ناظران بینالمللی سیگنال «ثبات حاکمیت» و «تداوم مشروعیت مردمی» را مخابره میکند. فراتر از آن، وی با پل زدن به ابراز همدردی ملتهای منطقه (عراق، افغانستان و پاکستان) و تأکید بر اینکه «اگر پیکر رهبر شهید به افغانستان، پاکستان یا دیگر کشورهای اسلامی نیز منتقل میشد، عشق ملتهای آزاده به انقلاب اسلامی و رهبر شهید بیش از پیش نمایان میشد»، نگاه امتمحور و انترناسیونالیسم اسلامی امام راحل را احیا میکند و نشان میدهد که عمق راهبردی و پشتوانه مردمی این گفتمان، مرز جغرافیایی ندارد. این بخش از سخنان، پاسخی صریح به تحلیلگرانی است که منتظر بروز شکاف میان ملت و نظام یا فروپاشی محور مقاومت، پس از ترورهای زنجیرهای بودند.
مرزبندی صریح و بازتولید مفهوم «شیطان بزرگ»: ضلع دوم، روی سخن با کارگزاران و مسئولان اجرایی کشور است. بیانات سیدعلی خمینی در این بخش، تدوینی دوباره از دکترین سیاست خارجی نظام در شرایط اضطرار بر مدار سیره امام (ره) و در راستای افق نگاه رهبر شهید است، چراکه سیره امام خمینی و مشی قاطع رهبر انقلاب در مواجهه با جنایات استکبار، هیچگاه انفعال نبود و تأکید قاطع سیدعلی خمینی بر اینکه «آن مسئولی که بخوابد و در فکر انتقام رهبر شهید نباشد باید به وجدانش شک کند»، بازتابی از همان صلابت در حفظ عزت و اقتدار در برابر متجاوزان است، همان صلابتی که رهبر شهید در تمام طول دوران رهبری خود بر آن پای فشرد و هرگونه انفعال را مردود میدانست.
نکته کلیدی که در این مطالبه نباید از آن غفلت کرد، تفکیک ظریف میان «مذاکره» و «صلح با امریکا» است که در متن سخنرانی به صراحت بدان پرداخته شده است: «مذاکره به معنای صلح با امریکا نیست؛ مذاکره نیز یکی از میدانهای نبرد است و هر کس بخواهد با ارسال پیام دوستی به امریکا از اصول انقلاب عقبنشینی کند، مسیر درستی را دنبال نمیکند.» از دیدگاه او، مذاکره رد نمیشود، بلکه به عنوان «یکی از میدانهای نبرد» تعریف میگردد. خیانت زمانی رخ میدهد که کسی بخواهد با فرستادن پالس دوستی از اصول انقلاب عقبنشینی کند یا به توهم صلح پایدار با استکبار دل ببندد. او با این موضعگیری، تعبیر تاریخی امام درباره امریکا به عنوان «شیطان بزرگ» را بازتولید میکند؛ مفهومی ماهوی که نشان میدهد هویت نظام در سازشناپذیری با استکبار است و با رفتوآمد دموکراتها و جمهوریخواهان تغییر نمیکند. این تفکیک هوشمندانه، راه را بر انفعال دیپلماتیک میبندد و در عین حال، ابزار دیپلماسی را در خدمت اقتدار کشور قرار میدهد.
موازنه قدرت: ضلع سوم، موازنه قدرت در عرصه بینالملل و پیوند آن با پایداری نیروهای مسلح و نظامیان است. نوه امام (ره) با اشاره به شکست سرمایهگذاری دشمن و اپوزیسیون خارجی در جنگ اخیر و تصریح بر اینکه «امروز هیچ اندیشمند یا مرکز مطالعاتی معتبری در دنیا نمیتواند ادعا کند که امریکا در این نبرد به پیروزی رسیده است»، این پیام را به ساختار دفاعی کشور میدهد که دست برتر با نیروهای مقاومت است. او با استراتژی «هزینه دارد، اما ترس ندارد»، به وضوح دکترین بازدارندگی کشور را تقویت میکند. همچنین با بیتفاوت خواندن تغییرات سیاسی در واشینگتن، سیاست خارجی ایران را از وابستگی به صندوقهای رأی امریکا آزاد میکند.
این موضعگیری سنجیده، دقیقاً در ادامه مواضع و سوابق فکری خود سیدعلی خمینی قابل تحلیل است. نگاهی به کارنامه سوابق او در حوزه و سخنرانیهای گذشتهاش نشان میدهد که وی همواره تلاش کرده فارغ از بازیهای جناحی چپ و راست، سخنگوی عقلانیت انقلابی و اصالت گفتمان امام و رهبری باشد. او در این نبرد رسانهای و نظامی نیز همان مشی گذشته خود را تکرار کرد؛ مواضعی مستحکم که نه به سمت تندرویهای بیمنطق غش میکند و نه انفعال در برابر دشمن را برمیتابد، بلکه بر مدار تکلیفگرایی هوشمندانه و صیانت از پشتوانه نظامی و دفاعی کشور حرکت میکند.
سخنان سیدعلی خمینی را نمیتوان و نباید به نفع یک جناح که خواهان انسداد کامل دیپلماتیک است یا جناح دیگری که به دنبال سازش بیقیدوشرط است، مصادره کرد. این سخنرانی در مجموع پاسخی جامع، اصولی و کاملاً بهموقع به مقتضیات روز جامعه بینالملل و فضای داخلی کشور بود. مطالعه متن کامل نشان میدهد که سخنران آگاهانه از سوگ فردی عبور کرده و ماتم را به یک بسیج جمعی تبدیل میسازد. این موضعگیری توانست میان ضرورت حیثیتی «انتقام»، واقعیت دیپلماتیک «مذاکره به مثابه نبرد»، اصل بنیادین «فرمانپذیری از رهبری جدید» و تداوم «خط اصیل امام راحل و رهبری شهید»، یک کل یکپارچه بسازد؛ منشوری که هدف اصلی آن حفظ انسجام ملی، تقویت روحیه نیروهای مسلح، تثبیت اقتدار نظام در دوران گذار و ارسال سیگنال «ثبات حاکمیت در حال انتقال» به کنشگران داخلی و خارجی است. ارزش راهبردی این سخنرانی نه در الفاظ تند آن، بلکه در تواناییاش برای مدیریت پارادوکسهای سیاست خارجی (همزمان صلابت، دیپلماسی و بازدارندگی) و بازتعریف «ولایتپذیری» در بستر یک خلأ ناگهانی قدرت است