جوان آنلاین: کاهش مصرف انرژی قرار است با «گواهی صرفهجویی انرژی» از یک توصیه عمومی به یک فرصت اقتصادی تبدیل شود؛ بهگونهای که با ارزشگذاری میزان کاهش مصرف، امکان تأمین مالی طرحهای بهینهسازی فراهم شود و مصرفکننده یا مجری طرح بتواند از منافع مالی صرفهجویی ایجادشده برای اجرای پروژههای جدید استفاده کند تا سرمایه به سمت کاهش مصرف برق، گاز و سایر حاملهای انرژی هدایت شود و صرفهجویی فقط به معنای کمتر مصرف کردن نباشد، بلکه به خلق ارزش اقتصادی نیز منجر شود.
منطق این ابزار بر یک واقعیت اقتصادی استوار است. آن بخش از انرژی که مصرف نمیشود هم دارای ارزش است، یعنی وقتی یک ساختمان، کارخانه یا مجموعه شهری با اجرای یک طرح بهینهسازی، میزان مصرف برق، گاز یا سایر حاملهای انرژی را کاهش میدهد، در عمل منابعی آزاد میشود که میتواند برای اقتصاد اهمیت داشته باشد. لکن گواهی صرفهجویی انرژی تلاش میکند این منفعت را به یک ارزش قابلشناسایی تبدیل کند تا امکان جذب سرمایه برای پروژههای کاهش مصرف فراهم شود.
غالباً یکی از چالشهای اصلی در حوزه بهینهسازی انرژی، تأمین منابع مالی اولیه است و بسیاری از پروژههایی که میتوانند مصرف انرژی را کاهش دهند، در آغاز نیازمند سرمایهگذاری و اصلاح تجهیزات و بهبود سیستمهای گرمایشی و سرمایشی گرفته تا بهینهسازی مصرف در صنایع و ساختمانها هستند. بنابراین تأمین مالی این طرحها دشوار است و حالا دولت بنا دارد با گواهی صرفهجویی بتواند با ایجاد یک جریان درآمدی جدید، انگیزه لازم را برای ورود سرمایهگذاران ایجاد کند.
در این الگو، مصرفکننده فقط دریافتکننده انرژی نیست، بلکه میتواند از کاهش مصرف خود نیز منفعت اقتصادی به دست آورد. برای مثال، اگر یک مجموعه با اجرای طرحی مشخص میزان مصرف انرژی خود را کاهش دهد، بخشی از ارزش ایجادشده ناشی از این صرفهجویی میتواند در اختیار مجری طرح یا سرمایهگذار قرار گیرد تا هزینه اجرای پروژه جبران شود. به این ترتیب، صرفهجویی به عاملی برای بازگشت سرمایه تبدیل میشود.
نقش شهرداریها و مدیریت شهری نیز در این فرآیند اهمیت دارد و شهرهای بزرگ به دلیل حجم بالای مصرف انرژی، ظرفیت قابلتوجهی برای اجرای طرحهای بهینهسازی دارند و ساختمانهای شهری، روشنایی معابر، حملونقل و سایر بخشهای مرتبط با زندگی شهری میتوانند از جمله حوزههایی باشند که اجرای پروژههای کاهش مصرف در آنها علاوه بر کاهش فشار بر شبکه انرژی، فرصتهای اقتصادی جدید ایجاد کند.
البته ارزش واقعی این ابزار در این است که بتواند میان سه ضلع اصلی یعنی مصرفکننده، سرمایهگذار و سیاستگذار ارتباط برقرار کند. مصرفکننده باید از منافع حاصل از کاهش مصرف بهرهمند شود، سرمایهگذار باید اطمینان داشته باشد که منابع مالی اختصاصیافته به پروژه بازگشت خواهد داشت و سیاستگذار نیز باید چارچوبی ایجاد کند که این فرآیند شفاف و قابلاعتماد باشد.
بههرروی گواهی صرفهجویی انرژی را میتوان تلاشی برای ایجاد یک بازار جدید در حوزه انرژی دانست که در آن نه فقط تولید بیشتر، بلکه مصرف کمتر نیز ارزش پیدا میکند و اگر این نگاه تثبیت شود، مدیریت مصرف انرژی از یک موضوع صرفاً مدیریتی و دستوری فاصله میگیرد و به حوزهای تبدیل میشود که میتواند سرمایه جذب کند، اشتغال ایجاد کند و بخشی از فشار موجود بر زیرساختهای انرژی کشور را کاهش دهد.