کد خبر: 1367695
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۰
پدر‌ها برای بچه‌ها قصه بخوانند بعضی خاطره‌ها هیچ‌وقت از ذهن آدم پاک نمی‌شوند؛ نه به خاطر بزرگی‌شان، بلکه، چون بوی امنیت می‌دهند
نیره ساری 

جوان آنلاین: بعضی خاطره‌ها هیچ‌وقت از ذهن آدم پاک نمی‌شوند؛ نه به خاطر بزرگی‌شان، بلکه، چون بوی امنیت می‌دهند. مثل شبی که چراغ اتاق خاموش می‌شود، کودک زیر پتو می‌خزد و پدر، کتابی را زیر نور چراغ خواب باز می‌کند و می‌گوید: «امشب می‌خواهی چه قصه‌ای برایم بگویی بابا؟» شاید آن کودک، سال‌ها بعد داستان را فراموش کند، اما هرگز حس آن شب را از یاد نمی‌برد. گرمای صدای پدر، مکث‌هایش میان جمله‌ها، هیجانش هنگام روایت و آرامشی که با آخرین صفحه کتاب روی دل کودک می‌نشست. 
همه ما از اهمیت کتاب خواندن برای کودکان شنیده‌ایم، اما کمتر درباره یک حقیقت ساده حرف زده‌ایم؛ کودکان فقط کتاب نمی‌خوانند، آنها با کتاب، آدم‌ها را هم می‌خوانند. وقتی پدر کتاب به دست می‌گیرد، کودک فقط داستان نمی‌شنود؛ تصویری از آینده خودش را می‌بیند؛ آینده‌ای که در آن، مطالعه یک رفتار طبیعی است، نه یک تکلیف مدرسه. 
سال‌هاست که در بیشتر خانه‌ها، مسئولیت قصه گفتن، درس خواندن یا خریدن کتاب بیشتر بر دوش مادر‌ها افتاده است. مادر‌ها با حوصله کتاب انتخاب می‌کنند، برای بچه‌ها قصه می‌خوانند و آنها را به کتابخانه می‌برند. این تلاش ارزشمند است، اما یک جای این تصویر هنوز خالی است؛ جای پدر. شاید بعضی پدر‌ها تصور کنند کتاب خواندن برای کودک، کار مادر است. بعضی‌ها هم آن‌قدر درگیر کار و تأمین هزینه‌های زندگی هستند که شب‌ها فقط فرصت می‌کنند چند دقیقه کنار فرزندشان بنشینند. اما واقعیت این است که گاهی همان ۱۰ دقیقه، از ساعت‌ها حضور فیزیکی ارزشمندتر است. 
کودک، پدر را فقط نان‌آور خانه نمی‌بیند؛ او از رفتار پدر، تعریف مرد بودن، مسئولیت‌پذیری، احترام، گفت‌و‌گو و حتی علاقه به دانستن را یاد می‌گیرد. اگر پدر همیشه با تلفن همراه دیده شود، کودک هم ناخودآگاه می‌آموزد که صفحه گوشی، جذاب‌ترین همراه زندگی است. اما اگر همان پدر، گاهی گوشی را کنار بگذارد و کتابی را باز کند، بدون آنکه حتی یک جمله درباره اهمیت مطالعه بگوید، بزرگ‌ترین درس زندگی را داده است. 
بچه‌ها بیش از آنکه به نصیحت‌ها گوش بدهند، رفتار‌ها را تقلید می‌کنند. هیچ پدری نمی‌تواند از فرزندش انتظار کتابخوان شدن داشته باشد، در حالی که خودش سال‌هاست حتی یک کتاب غیردرسی را ورق نزده است. کودکان دوربین‌های دقیقی هستند؛ آنها رفتار ما را ضبط می‌کنند، نه توصیه‌های ما را. 
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور می‌کنیم قصه خواندن فقط برای کودکانی است که هنوز سواد ندارند. در حالی که حتی وقتی فرزندمان خواندن را یاد گرفته، باز هم شنیدن داستان از زبان پدر، لذت دیگری دارد. آن لحظه‌ها فقط برای انتقال یک داستان نیست؛ فرصتی برای خندیدن، سؤال پرسیدن، خیال‌پردازی و حتی گفت‌وگوست. 
گاهی یک کودک بعد از شنیدن قصه، درباره ترس‌هایش حرف می‌زند؛ گاهی درباره دوستی، حسادت، شکست یا آرزوهایش. حرف‌هایی که شاید در هیچ موقعیت دیگری بیان نکند. کتاب، بهانه‌ای می‌شود برای باز شدن دریچه دل کودک و پدر، بی‌آنکه متوجه باشد، وارد دنیایی می‌شود که شاید مدت‌ها از آن فاصله گرفته بود. 
از طرف دیگر، قصه خواندن فقط به نفع کودک نیست؛ پدر‌ها هم از آن سود می‌برند. در روزگاری که شتاب زندگی، فرصت با هم بودن را کم کرده، چند دقیقه مطالعه مشترک می‌تواند رابطه‌ای عمیق‌تر از بسیاری از تفریح‌های پرهزینه ایجاد کند. کودک، پدری را که برایش وقت گذاشته، فراموش نمی‌کند. 
نکته مهم دیگر، انتخاب کتاب است. بسیاری از پدر‌ها فکر می‌کنند باید کتاب‌هایی بخوانند که پر از نصیحت و آموزش مستقیم باشد، اما کودکان معمولاً با چنین کتاب‌هایی ارتباط چندانی برقرار نمی‌کنند. یک داستان خوب، بدون آنکه شعار بدهد، می‌تواند صداقت، مهربانی، شجاعت، مسئولیت‌پذیری و امید را به کودک بیاموزد. کودکان نه از جملات دستوری، بلکه از شخصیت‌های داستانی یاد می‌گیرند. 
گاهی هم لازم نیست پدر، قصه‌گوی حرفه‌ای باشد. لازم نیست صدایش را تغییر دهد یا نمایش اجرا کند. کافی است با علاقه بخواند، از کودک بپرسد: «اگر جای این شخصیت بودی چه کار می‌کردی؟» یا اجازه بدهد پایان داستان را کودک حدس بزند. همین گفت‌و‌گو‌های ساده، قدرت فکر کردن و اعتمادبه‌نفس را در کودک تقویت می‌کند. 
یکی از نگرانی‌های این روز‌های خانواده‌ها، وابستگی کودکان به تلفن همراه و فضای مجازی است. بسیاری از والدین می‌پرسند چگونه می‌توان بچه‌ها را از صفحه نمایش جدا کرد؟ پاسخ، فقط محدود کردن گوشی نیست. کودک باید جایگزین جذابی داشته باشد. اگر کتاب با حضور گرم پدر همراه شود، دیگر فقط یک شیء کاغذی نیست، تبدیل می‌شود به لحظه‌ای شیرین که کودک هر شب منتظرش می‌ماند. 
جالب است که بسیاری از موفق‌ترین انسان‌ها، وقتی از خاطرات کودکی‌شان حرف می‌زنند، از کتاب‌هایی یاد می‌کنند که کسی برایشان خوانده است، نه الزاماً کتاب‌هایی که خودشان خوانده‌اند. آن «کسی» می‌تواند مادر باشد، اما حضور پدر در این خاطره، اثر متفاوتی بر ذهن کودک می‌گذارد زیرا کودک احساس می‌کند مهم‌ترین مرد زندگی‌اش، برای کتاب ارزش قائل است. 
امروز فرزندان ما در دنیایی بزرگ می‌شوند که هزاران تصویر، ویدئو و پیام، هر لحظه برای جلب توجه آنها رقابت می‌کنند. در چنین شرایطی، شاید تصور کنیم یک کتاب دیگر شانسی ندارد. اما تجربه بسیاری از خانواده‌ها چیز دیگری می‌گوید. کودکی که لذت قصه شنیدن کنار پدر را تجربه کرده باشد، کتاب را با عشق، امنیت و صمیمیت به یاد می‌آورد، نه با اجبار و تکلیف. شاید لازم نباشد پدر‌ها هر شب یک ساعت کتاب بخوانند. حتی ۱۰ یا ۱۵دقیقه هم می‌تواند آغاز یک عادت ماندگار باشد. مهم، استمرار است؛ اینکه کودک بداند هر شب، هرچند کوتاه، زمانی فقط برای او و پدرش وجود دارد. در نهایت، فرزند ما سال‌ها بعد شاید نام اسباب‌بازی‌های کودکی‌اش را به یاد نیاورد، شاید مدل گوشی یا لباس‌هایش را فراموش کند، اما احتمال زیادی دارد هنوز تصویر پدری را به خاطر داشته باشد که شب‌ها کنار تختش می‌نشست، کتاب را باز می‌کرد و با اولین جمله داستان، دنیای تازه‌ای را پیش روی او می‌گشود.

برچسب ها: پدر ، قصه ، خانه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار