خبر، سنگین بود و جانکاه؛ طوفانی که در جانها پیچید و قلبهای میلیونها آزاده را در سراسر پهنه خاکی به درد آورد. علمدار خردمند و رهبر حکیم انقلاب اسلامی، پس از عمری مجاهدت، ایستادگی و رهبری پیامبرگونه، به کاروان نورانی شهدا و یاران سفرکردهاش پیوست. برای مایی که سالها با صلابتِ صدایش آرام گرفتیم و با اشاراتِ دستش مسیر طوفانها را به سلامت طی کردیم، باور این هجران، آزمونی سخت و سترگ است. ایشان تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ او پدری مهربان برای جوانان، حکیمی بصیر برای نخبگان، و ستونی تسخیرناپذیر برای محور مقاومت بود. در روزگاری که امواج فتنهها و توطئههای جهانی، پیدرپی صخرههای این مرز و بوم را میکوبید، این نگاه ژرف و سینهی فراخِ او بود که کشتی انقلاب را از میان متلاطمترین گردابهای تاریخ عبور داد. او با درایتی بینظیر، تهدیدها را به فرصت بدل ساخت و بذر امید و خودباوری را در دل نسلهای متمادی کاشت. شهادت، برازندهترین خلعت برای قامتی بود که یک عمر در محراب عبادت و میدان مجاهدت، جز برای خدا خم نشد. او که از تبار عاشوراییان بود و در مکتب خمینی کبیر (ره) قد کشیده بود، همواره آرزوی پیوستن به رفقای شهیدش را در سینه داشت و سرانجام، پاداش یک عمر اخلاص و پایداری خود را با نوشیدن شربت شهادت دریافت کرد. اما دشمنان کورباطن بدانند؛ اگرچه امروز چشمان ما در سوگ این امام همام اشکبار است، اما ارادههایمان پولادینتر از همیشه است. مکتبی که با خون پاکان آبیاری شود، هرگز با رفتن یک فرد از حرکت باز نمیایستد. خامنهای عزیز، تنها یک شخص نبود؛ او یک تفکر، یک راه و یک مکتب است که اکنون در سینه تکتک جوانان غیور این سرزمین و رزمندگان جبهه مقاومت تکثیر شده است. امروز، ماییم و میراث گرانبهای او. ماییم و پرچمی که او با خون دل و مجاهدتهای شبانهروزی برافراشته نگاه داشت. عهد میبندیم که راه روشن او را در دفاع از مظلومان، ایستادگی در برابر مستکبران و اعتلای پرچم اسلام و ایران، با گامهایی استوارتر ادامه دهیم. سلام و رضوان خدا بر روح بلند و ملکوتیاش؛ روزی که زاده شد، روزی که در راه خدا جهاد کرد، و روزی که با شهادت، جاودانه شد. راهش پر رهرو و یادش تا ابد در تپش قلبهای آزاده، زنده و جاوید باد. ولی ابراهیمی سرپرست روزنامه جوان در استان البرز