کد خبر: 1366586
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۷
داود عامری

رهبری نزدیک به چهار دهه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای، در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، نشان می‌دهد که ایشان با برخورداری از بینشی راهبردی و نگاهی آینده‌نگر، هدایت نظام جمهوری اسلامی را بر پایه مجموعه‌ای از اصول ثابت و در عین حال متناسب با تحولات زمان دنبال کرده است. دوران رهبری ایشان با رخداد‌های بزرگی همچون بازسازی پس از جنگ تحمیلی، تشدید تحریم‌های اقتصادی، فشار‌های سیاسی و امنیتی قدرت‌های غربی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، و تحولات گسترده منطقه‌ای و بین‌المللی همراه بود؛ اما در همه این مقاطع، مدیریت کشور بر اساس راهبردی منسجم و مبتنی بر حفظ استقلال، تقویت اقتدار ملی و اتکای به ظرفیت‌های داخلی استمرار یافت.
از یک سو، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان الگویی متفاوت از نظام‌های سیاسی رایج در جهان مطرح شد و از سوی دیگر، رسالت فراملی انقلاب اسلامی، ضرورت توجه به مسائل جهان اسلام و حمایت از امت اسلامی را برجسته ساخت. در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین مباحث نظری و راهبردی مطرح‌شده، ایده «تمدن نوین اسلامی» بود؛ نظریه‌ای که تلاش می‌کرد ضمن بهره‌گیری از هویت ایرانی و اسلامی، افقی نو برای آینده جهان اسلام در دوران گذار به نظم جدید بین‌المللی ترسیم کند. این نگاه، صرفاً یک آرمان نظری نبود، بلکه در عرصه‌های علمی، فرهنگی، فناوری و اجتماعی نیز به‌عنوان نقشه راه مورد توجه قرار گرفت.
یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های راهبردی ایشان، تأکید مستمر بر نقش مردم در اداره کشور بود. در تمامی انتخابات، فارغ از رقابت‌های جناحی و سلایق سیاسی، مهم‌ترین دغدغه رهبر انقلاب، مشارکت گسترده مردم در تعیین سرنوشت کشور بود. این باور ریشه در این اندیشه داشت که مشروعیت و اقتدار ملی، با حضور آگاهانه مردم استحکام بیشتری می‌یابد. بسیاری از ناظران، انسجام اجتماعی و همبستگی ملی در شرایط بحرانی را نتیجه همین رویکرد بلندمدت در تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی می‌دانند.
آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای علاوه بر جایگاه فقهی و تجربه طولانی در مدیریت کلان کشور، همواره مطالعه، اندیشه‌ورزی و شناخت مستمر تحولات داخلی و جهانی را از الزامات رهبری می‌دانست. با وجود مسئولیت‌های سنگین، ارتباط مستمر با اندیشمندان، استادان، شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی، و نیز پیگیری تحولات فکری و سیاسی جهان، بخشی از شیوه مدیریتی ایشان به شمار می‌رفت. همین پیوند میان دانش، تجربه، فرهنگ و سیاست، به تصمیم‌گیری‌های کلان کشور در مواجهه با بحران‌های گوناگون، از فشار‌های بین‌المللی گرفته تا چالش‌های داخلی، عمق و پختگی بیشتری بخشیده بود.
برآیند این رویکرد، شکل‌گیری الگویی از مدیریت راهبردی بود که علم، تجربه، آینده‌نگری و واقع‌بینی را در کنار یکدیگر قرار می‌داد. عبور جمهوری اسلامی از بحران‌های متعدد و توطئه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی طی سال‌های گذشته، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، حاصل همین نوع مدیریت و برنامه‌ریزی بلندمدت بوده است.
در صورت فرض وقوع شهادت رهبر انقلاب، صرف‌نظر از ابعاد عاطفی و اجتماعی چنین رخدادی برای مردم ایران و بسیاری از علاقه‌مندان انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساختار مدیریتی بر جای مانده، استمرار اداره کشور بر پایه نهاد‌ها و سازوکار‌های پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی خواهد بود. این برداشت بر این نکته تأکید دارد که مدیریت نظام بر پایه ساختار‌ها و نهاد‌های پایدار طراحی شده و از این منظر، تداوم فعالیت نهاد‌های حاکمیتی و حفظ انسجام مدیریتی، نشانه‌ای از تلاش برای نهادینه‌سازی فرآیند‌های تصمیم‌گیری و اداره کشور تلقی می‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار