کد خبر: 1366364
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
قتل برسر چشم در چشم شدن + گفت‌وگو با متهم درگیری دو نوجوان بر سر تنه‌زنی و چشم‌درچشم‌شدن به قتل انجامید. قاتل ۱۶ ساله دستگیر شد و گفت: «قصد قتل نداشتم، فقط می‌خواستم بترسانمش.» متهم برای ادامه تحقیقات به دادسرای ویژه جرائم اطفال و نوجوانان منتقل شد. 
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: ساعت ۱۶ عصر روز دوشنبه، هشتم تیرماه، مأموران کلانتری ۱۱۹ مهرآباد جنوبی با تماس تلفنی شهروندی از درگیری خونین چند پسر جوان در یکی از خیابان‌های حوزه استحفاظی باخبر و بلافاصله راهی محل شدند. 

مأموران پلیس کنار خیابان با پیکر نیمه‌جان و خونین پسر جوانی به نام سروش روبه‌رو شدند که با اصابت ضربه چاقو به نزدیکی گردنش در یک قدمی مرگ قرار داشت. پسر زخمی برای درمان به بیمارستان منتقل شد و مأموران دریافتند وی لحظاتی قبل در درگیری با سه پسر جوان به شدت زخمی شده و عاملان حادثه نیز از محل فرار کرده‌اند. 

مرگ در بیمارستان

در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، تیم پزشکی به مأموران خبر داد سروش بر اثر شدت جراحات و خونریزی شدید به کام مرگ رفته‌است. با اعلام این خبر، قاضی غلامحسین صادق‌زاده، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی، همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات خود را درباره حادثه خونین آغاز کردند. 

دوربین‌ها قاتل نوجوان را نشان دادند

گفته‌های شاهدان و بررسی دوربین‌های مداربسته نشان داد مقتول با سه پسر جوان درگیر شده و یکی از آنها که به نظر می‌رسد سن کمتری نسبت به دوستانش دارد، سروش را با ضربه چاقو به قتل می‌رساند. آنطور که دوربین‌ها لحظه درگیری را ثبت کرده بودند، قاتل ابتدا با مقتول مشاجره لفظی می‌کند و در ادامه او را به زمین می‌زند و ضربه چاقو را به نزدیکی گردن او وارد می‌کند. 

دستگیری قاتل و همدستان

سرهنگ عبدالوهاب علایی، سرکلانتر پنجم پلیس پیشگیری با اعلام اینکه مأموران کلانتری ۱۱۹ مهرآباد جنوبی بلافاصله پس از حادثه وارد عمل شدند و عاملان درگیری را دستگیر کردند، گفت: با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران خیلی زود قاتل را که پسر ۱۶ ساله‌ای به نام اردلان بود شناسایی و او را همراه دو همدستش که آنها هم ۱۸ و ۱۹ ساله هستند، بازداشت و به کلانتری منتقل کردند. دو همدست قاتل به درگیری با مقتول اعتراف کردند و گفتند ضربه مرگبار را اردلان زده‌است.»

اردلان در بازجویی‌ها با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد. قاتل پس از اعتراف برای ادامه تحقیقات به دادسرای ویژه جرائم اطفال و نوجوانان منتقل شد. دو متهم دیگر نیز برای تحقیقات و روشن شدن زوایای پنهان حادثه به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند. 

گفت‌وگو با متهم | چشم در چشم خونین

اردلان، نوجوان ۱۶ ساله‌ای که به اتهام قتل بازداشت شده، در جریان بازجویی‌ها با چشمانی اشکبار می‌گوید درگیری مرگبار تنها به دلیل یک «چشم در چشم» ساده آغاز شد؛ اتفاقی که در نهایت به جنایتی خونین انجامید. 

سابقه داری؟
(با چشمانی اشک‌آلود) نه. هیچ سابقه‌ای ندارم و اولین‌بار است که دستگیر می‌شوم. 

به چه جرمی؟
به جرم قتل. نمی‌توانم باور کنم که قاتل شده‌ام. هنوز برایم باورکردنی نیست. 

با این سن، چه شد که قاتل شدی؟
(گریه می‌کند) باور کنید من قصد قتل نداشتم. وقتی درگیر شدیم، می‌خواستم قدرتم را به رخ او بکشم و او را بترسانم. اصلاً فکر نمی‌کردم که یک ضربه چاقو مرا قاتل کند. 

مقتول را می‌شناختی؟
بچه یک محله هستیم، اما با هم آشنا نبودیم تا اینکه یک سال قبل سر موضوعی پیش‌پاافتاده با هم درگیر شدیم. 

پس قبلاً هم درگیری داشتید؟
 بله. یک سال و نیم قبل، من داخل پیاده‌رو در حال راه رفتن بودم که با هم تنه به تنه شدیم. او به من گفت از سمت دیگر حرکت کن و به من زور گفت. با هم مشاجره کردیم، اما با میانجیگری دوستان و رهگذران ختم به خیر شد. فکر می‌کردم دیگر تمام شده، اما نه. کینه‌اش را به دل گرفته‌بود. 

بعد از آن هم درگیری داشتید؟
 بله. چند باری یکدیگر را دیده بودیم و با هم درگیر هم شده‌بودیم. یک بار نزاع دسته‌جمعی داشتیم و او مرا با چاقو زخمی هم کرده‌بود. چند باری هم مشاجره لفظی داشتیم تا اینکه این بار درگیری ما به قتل او ختم شد. هر بار که همدیگر را می‌دیدیم، دعوا می‌کردیم. 

آن روز چه شد که با هم درگیر شدید؟
من و دوستانم می‌خواستیم به آرایشگاه برویم که داخل خیابان با هم چشم در چشم شدیم. همین چشم در چشم‌شدن باعث مشاجره ما شد و در ادامه به درگیری فیزیکی رسید. او ابتدا مرا زد. من عصبانی شدم و با چاقو ضربه‌ای به طرفش پرتاب کردم. اصلاً فکر نمی‌کردم که قاتل شوم. وقتی خونین روی زمین افتاد، همراه دوستانم فرار کردیم تا اینکه دستگیر شدیم و فهمیدم به قتل رسیده است. اگر می‌دانستم این اتفاق می‌افتد، هرگز این کار را نمی‌کردم. 

 حرف آخر؟
(با چشمانی گریان) خیلی پشیمان هستم. من قصد قتل نداشتم و‌ای کاش آن روز او را اصلاً ندیده بودم. کاش کینه‌ها را دور ریخته بودیم و الان او زنده بود و من هم در کنار خانواده‌ام بودم. الان زندگی من و خانواده‌ام نابود شده‌است. از خانواده مقتول می‌خواهم مرا ببخشند. کاش می‌توانستم زمان را به عقب برگردانم.

برچسب ها: قتل ، پلیس ، متهم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار