اگرچه بهدلیل تنوع دیدگاههای سیاسی و پذیرش آزادی بیان در ایران، طبیعی است درباره رخدادهای مرتبط با ایران شاهد تنوع نظرات باشیم، اما با توجه به فضایی که هماکنون درباره تفاهمنامه ایران و امریکا شکل گرفته است، بهجای اتهامزنی و شعلهورسازی منازعات داخلی که با ضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی منافات دارد، رسالت مجموعه نیروها و کنشگران سیاسی اجتماعی بهویژه نیروهای انقلابی را میتوان در چند محور خلاصه کرد: اگرچه بهدلیل تنوع دیدگاههای سیاسی و پذیرش آزادی بیان در ایران، طبیعی است درباره رخدادهای مرتبط با ایران شاهد تنوع نظرات باشیم، اما با توجه به فضایی که هماکنون درباره تفاهمنامه ایران و امریکا شکل گرفته است، بهجای اتهامزنی و شعلهورسازی منازعات داخلی که با ضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی منافات دارد، رسالت مجموعه نیروها و کنشگران سیاسی اجتماعی بهویژه نیروهای انقلابی را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
۱. روایت پیروزی و قدرت ایران؛ زیرا اگر دستبرتر ایران در جنگ نبود، امریکا حتی روی کاغذ هم با رفع تحریمهای نفتی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران موافقت نمیکرد و اگر تیم مذاکرهکننده ایرانی از صلابت و تعهد لازم برخوردار نبود، نمیتوانست این امتیازها را نقد کند. به بیان دیگر، آنچه در حدود چهار ماه اخیر در حوزههای مختلف دفاعی، اجتماعی و سیاسی رخ داده است، در نوع خود کمنظیر و مایه غرور و مباهات ایرانیان است و با دقت در این واقعیتها، باید تلاش شود تا روایت پیروزی و قدرت ایران برجسته شود، نه آنکه با متهمسازی مسئولان و مواردی از این قبیل، روایتی از ضعف و انفعال نظام در برابر دشمن برای مخاطب وطنی شکل بگیرد. بنابراین، بهجای دمیدن در منازعات سیاسی داخلی، باید تلاش شود تا با ارائه روایت پیروزی، احساس غرور و صلابت ملی شکل بگیرد.
۲. حفظ اتحاد و انسجام ملی: حتی اگر اختلافنظر موجهی هم وجود دارد، نباید بهگونهای طرح شود که اتحاد و انسجام ملی در برابر دشمن را تضعیف کند. در واقع، فضای تخاصمی و آنتاگونیسم موجود باید متوجه دشمن بیرونی شود و نه مسئولان و نیروهای داخلی که دلسوز بوده و حسن نیت دارند، اگرچه ممکن است با آنها هم اختلاف سلیقههایی وجود داشته باشد. در همین زمینه ضرورت دارد که مسائل روابط خارجی بهعنوان مسئله ملی نگریسته شود و آمیخته به منازعات سیاسی جریانی نشود.
۳. تفسیر موسع از انقلابیگری: انقلابیگری به تعبیر امام شهید (ره) مفهومی مشکک و ذیمراتب است و نباید انتظار داشته باشیم که همه افراد و گروهها به یک میزان و در حد اعلا تمام شاخصهای انقلابیگری را داشته باشند. مهم صدق شاخصهای انقلابیگری است و نباید شدت و ضعف این شاخصها در عملکرد افراد و گروهها عاملی برای اختلاف و منازعه شود. ضمن اینکه هیچ فرد و گروهی نمیتواند مدعی شود که قرائت او از انقلابیگری، گزینه نهایی و تام حقیقت است و دیگران باید بهصورت کامل خود را با آن تطبیق دهند. منظور از آنچه گفته شد این است که در قضاوت درباره عملکرد مسئولان باید توجه شود که آنها در گردونه نیروهای انقلابی و خودی محسوب شده و از غیریتسازی و طرد آنها باید پرهیز شود.
۴. رعایت تقوای سیاسی: خداناظری در کنشگری سیاسی باید بیش از پیش مدنظر قرار گیرد و در این زمینه، از اتهامات و برچسبزنیهای برخاسته از هیجانات باید خودداری شود. به تعبیر دقیقتر، تقوای سیاسی؛ یعنی قبل از انتشار یک اتهام، به آبروی مؤمن، سابقه مجاهدت افراد، مصالح کشور و آثار اجتماعی سخنمان فکر کنیم؛ زیرا اختلاف تحلیل، هرگز مجوز اتهامزنی و مرزبندی اعتقادی نیست و ضمن اینکه، اگر هر صدای متفاوتی را با برچسبی حذف کنیم، بیش از آنکه به دشمن ضربه زده باشیم، سرمایههای جبهه انقلاب را تضعیف کردهایم.
۵. تقویت دانش درباره ساختار و سازکار تصمیمگیری در نظام: از آنجا که منشأ برخی اتهامات، عدمآگاهی از ساختار و سازوکار تصمیمگیری در کشور است، دانش لازم در این زمینه باید تقویت شود. بهعنوان مثال، در حالی که معمولاً بخشی از دستگاهها متهم به کمکاری یا ضعف درباره فلان اقدام میشوند، اساساً بهلحاظ قانونی تمام مسئولیت اقدام در آن زمینهها متوجه آنها نیست. این در حالی است که با آگاهی از ساختار قانونی و سازوکار تصمیمگیری در کشور، برخی از این قبیل خطاهای شناختی که منشأ طرح اتهامها و ادعاهای اثباتنشده است، شکل نمیگیرد.