کد خبر: 1365553
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
چگونه محمود فرشچیان با اثری ماندگار هنر مذهبی ایران را به زبان مشترک جهان تبدیل کرد؟ 
«عصر عاشورا» تابلویی که نگارگری ایران را جهانی کرد نگاره‌های فرشچیان، اگرچه ریشه در سنت ایرانی و آموزه‌های اسلامی دارند، اما احساساتی، چون عشق، امید، اندوه، ایمان و آزادی را بیان می‌کنند، مفاهیمی که مرز جغرافیا و مذهب نمی‌شناسند
 احمد جوان 

جوان آنلاین: نگارگری ایرانی بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایرانیان است. هنری که طی قرن‌ها، روایتگر اسطوره‌ها، ادبیات، عرفان، باور‌های دینی و جهان‌بینی ایرانی بوده و در کنار شعر و خوشنویسی، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های تمدن ایران به شمار می‌رود. از نسخه‌های مصور شاهنامه و خمسه نظامی گرفته تا آثار مکتب‌های هرات، تبریز و اصفهان، نگارگری همواره زبان تصویر در فرهنگ ایرانی بوده است. زبانی که بدون اتکا به واقع‌گرایی صرف، جهانی از معنا، نماد و خیال را پیش‌روی مخاطب می‌گشاید. 
با این حال، در سده اخیر بسیاری از صاحب‌نظران معتقد بودند که نگارگری به هنری موزه‌ای تبدیل شده است. هنری که بیش از آنکه ظرفیت خلق آثار تازه داشته باشد به تکرار الگو‌های گذشته مشغول است. در چنین شرایطی، ظهور محمود فرشچیان نقطه عطفی در تاریخ هنر ایران بود. هنرمندی که نه تنها این میراث کهن را از رکود خارج کرد، بلکه آن را به یکی از شناخته شده‌ترین جلوه‌های هنر ایرانی در جهان تبدیل کرد. 
فرشچیان نشان داد وفاداری به سنت، به معنای تکرار گذشته نیست. او با حفظ ریشه‌های نگارگری ایرانی، زبان بصری تازه‌ای آفرید که برای مخاطب معاصر نیز قابل فهم و تأثیرگذار بود. خطوط سیال، حرکت پرشتاب شخصیت‌ها، ترکیب‌بندی‌های پویا، رنگ‌هایی سرشار از احساس و فضایی میان زمین و آسمان، سبک او را از همه پیشینیان متمایز کرد، تا جایی که امروز بسیاری از پژوهشگران از «سبک فرشچیان» به عنوان جریانی مستقل در نگارگری معاصر یاد می‌کنند. 

 احیای هنر مذهبی با زبان نگارگری 
یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های فرشچیان، تحول در هنر مذهبی ایران است. پیش از او، بخش مهمی از هنر دینی در قالب شمایل‌نگاری‌های سنتی یا نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای شناخته می‌شد. آثاری ارزشمند که عمدتاً بر روایت مستقیم وقایع تاریخی تکیه داشتند. فرشچیان، اما مسیر دیگری را برگزید. او به جای بازنمایی صرف رخدادها، احساس، معنویت و تجربه درونی، شخصیت‌های دینی را به تصویر کشید. 
آثاری، چون «ضامن آهو»، «کوثر»، «نیایش»، «ستایش پروردگار» و به‌ویژه «عصر عاشورا»، نمونه‌هایی از این نگاه تازه‌اند. آثاری که تنها تصویرگر یک واقعه دینی نیستند و مفاهیمی، چون امید، وفاداری، فداکاری، رنج و رستگاری را با زبانی جهانی روایت می‌کنند. 
«عصر عاشورا» به عنوان مهم‌ترین و شناخته شده‌ترین اثر فرشچیان در دهه ۱۳۵۰ خلق شد و صحنه‌ای از واپسین ساعات واقعه کربلا را به تصویر می‌کشد. لحظه‌ای که ذوالجناح، اسب خونین و بی‌سوار امام حسین (ع) به سوی خیمه‌ها بازگشته است. فرشچیان در این تابلو از نمایش مستقیم صحنه نبرد و خشونت پرهیز می‌کند و به جای آن بر اندوه بازماندگان تمرکز دارد. این انتخاب هنرمندانه سبب شده است مخاطب، پیش از آنکه با یک روایت تاریخی روبه‌رو شود، با تجربه‌ای عاطفی و انسانی مواجه شود. برخی پژوهشگران هنر حتی به چینش تیرها، جهت حرکت خطوط و تعداد عناصر موجود در اثر توجه کرده‌اند و آنها را حامل اشارات نمادین به تاریخ و اعتقادات شیعی دانسته‌اند. همین چندلایگی معنایی باعث شده «عصر عاشورا» همچنان موضوع تحلیل‌های هنری و پژوهش‌های دانشگاهی باشد. 
قدرت «عصر عاشورا» در آن است که مخاطب را با یک رویداد تاریخی مواجه نمی‌کند و او را در دل یک تجربه عاطفی قرار می‌دهد. بیننده حتی اگر جزئیات تاریخی واقعه عاشورا را نداند، از طریق زبان بصری اثر با اندوه، فقدان و مظلومیت ارتباط برقرار می‌کند. این تابلو به یکی از شناخته شده‌ترین تصاویر عاشورایی در فرهنگ ایران تبدیل شده است، اثری که طی دهه‌های گذشته در کتاب‌ها، نمایشگاه‌ها، رسانه‌ها و حتی خانه‌های بسیاری از ایرانیان حضور داشته و به بخشی از حافظه بصری جامعه بدل شده است. 
قدرت این اثر در آن است که هم برای مخاطب شیعه حامل لایه‌های عمیق اعتقادی است و هم برای مخاطب غیرایرانی، روایتی از مظلومیت، ایثار و مقاومت در برابر ظلم ارائه می‌دهد. به همین دلیل، «عصر عاشورا» را می‌توان یکی از موفق‌ترین نمونه‌های هنر دینی معاصر دانست که توانسته مرز‌های فرهنگی و مذهبی را پشت سر بگذارد. 
استوارت کری ولش، پژوهشگر برجسته هنر اسلامی و هندی، درباره «عصر عاشورا» نوشته که این اثر بیش از آنچه نشان می‌دهد سخن برای گفتن دارد و اندوه خاموش شخصیت‌های آن از خلال زبان بصری تابلو به مخاطب منتقل می‌شود. 
همچنین چهره‌هایی، چون بازیل رابینسون و شیگنوبو کیمورا نیز از نوآوری‌های فرشچیان در ترکیب سنت ایرانی با بیانی معاصر تمجید کرده‌اند. 

 میراثی فراتر از یک هنرمند 
شهرت فرشچیان سال‌هاست که محدود به ایران نیست. آثار او در موزه‌ها، نمایشگاه‌ها و مجموعه‌های خصوصی کشور‌های مختلف نگهداری می‌شود و درباره سبک و شیوه هنری‌اش پژوهش‌های متعددی در دانشگاه‌ها و مراکز مطالعات هنر اسلامی انجام گرفته است. 
آنچه فرشچیان را به هنرمندی جهانی تبدیل کرد، فقط نمایش آثارش در خارج از کشور نبود و توانایی او در ارائه زبانی تصویری بود که مخاطبان فرهنگ‌های مختلف بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. نگاره‌های او، اگرچه ریشه در سنت ایرانی و آموزه‌های اسلامی دارند، اما احساساتی، چون عشق، امید، اندوه، ایمان و آزادی را بیان می‌کنند، مفاهیمی که مرز جغرافیا و مذهب نمی‌شناسند. 
همین ویژگی سبب شد بسیاری از هنرمندان و پژوهشگران بین‌المللی از آثار او الهام بگیرند. برخی از منتقدان هنر اسلامی، فرشچیان را مهم‌ترین چهره نگارگری معاصر ایران دانسته‌اند، هنرمندی که ثابت کرد این هنر کهن هنوز ظرفیت نوآوری و گفت‌و‌گو با جهان امروز را دارد. 
اگر کمال‌الملک را نماد تحول در نقاشی واقع‌گرای ایران بدانیم، محمود فرشچیان را باید احیاگر نگارگری ایرانی در دوران معاصر دانست. او نه تنها شیوه‌ای تازه در نقاشی ایرانی بنیان گذاشت، بلکه نگاه جهانیان را نیز به یکی از اصیل‌ترین هنر‌های ایران معطوف کرد. اگر نگارگری ایرانی همچنان در معتبرترین محافل هنری جهان شناخته می‌شود و هنر مذهبی ایران جایگاهی فراتر از مرز‌های جغرافیایی یافته است، بی‌تردید بخش مهمی از این اعتبار، مرهون هنرمندی است که نشان داد میراث گذشته، زمانی زنده می‌ماند که با خلاقیت، جسارت و نگاهی نو دوباره آفریده شود.

برچسب ها: عاشورا ، فرشچیان ، هنر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار