دختر جوانی که متهم است پس از مشاجره با زن سالخوردهای در شرق تهران، او را با روسری خفه و جسدش را داخل جعبهای زیر تخت پنهان کردهاست، پس از یکسال بازداشت بهزودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشود؛ پروندهای هولناک که با نگرانی خواهر مقتول، بوی تعفن در ساختمان و کشف جسد در آپارتمان زن تنها فاش شد. جوان آنلاین: چند روز بیخبری، تماسهای بیپاسخ و بوی تعفنی که آرامآرام در راهروی ساختمان پیچیده بود، خواهر نگران یک زن سالخورده را مقابل خانهای کشاند که پشت درهای بستهاش جنایتی هولناک پنهان شدهبود. وقتی مأموران پلیس با کمک آتشنشانان قفل آپارتمان را شکستند، با صحنهای روبهرو شدند که حتی برای کارآگاهان جنایی هم تکاندهنده بود؛ جسد زن تنها داخل جعبهای بزرگ، زیر تخت پنهان شدهبود و روسری گرهخورده دور گردنش، راز قتل خفهکنندهای را فاش میکرد. حالا دختری جوان که آخرینبار در خانه مقتول دیده شدهبود، پس از یک سال بازداشت، در انتظار محاکمه در دادگاه کیفری یک استان تهران است.
خواهر نگران مقابل خانه ایستاد
ظهر ۲۹ مرداد سال گذشته، سکوت مرموز آپارتمانی در شرق تهران با تماس زنی میانسال با مرکز فوریتهای پلیسی شکسته شد. او با صدایی مضطرب از مأموران درخواست کمک کرد و گفت چند روزی است از خواهر ۷۰ سالهاش بیخبر مانده است. زن میانسال وقتی مأموران به محل رسیدند، مقابل در بسته خانه ایستادهبود و مدام با تلفن همراهش تماس میگرفت، اما هیچ پاسخی شنیده نمیشد. او به پلیس گفت: «خواهرم سالهاست تنها زندگی میکند. مرتب با هم در تماس بودیم و به خانهاش رفتوآمد داشتیم، اما چند روز است هرچه تماس میگیرم، جواب نمیدهد. امروز نگرانش شدم و خودم به خانهاش آمدم، اما زنگ در را هم کسی باز نکرد. حس میکنم اتفاق بدی افتاده است.»
همزمان مأموران تحقیقات اولیه را آغاز کردند و سراغ مدیر ساختمان رفتند؛ مردی که حرفهایش نخستین سرنخ جدی این پرونده جنایی را در اختیار پلیس قرار داد.
بوی تعفن در ساختمان پیچیده بود
مدیر ساختمان گفت چند روزی است که ساکنان از بوی نامطبوعی که در طبقات پیچیده گلایه دارند. او توضیح داد: «مدتی بود دختری جوان به خانه حمیده رفتوآمد داشت. آخرین بار هم همان دختر را دیدم که از خانه بیرون آمد و پشت فرمان خودروی حمیده نشست.»
او ادامه داد: «از او سراغ حمیده را گرفتم. گفت به شهرستان رفته و از او خواسته در نبودش به خانه سرکشی کند. حتی کلید خانه و سوئیچ خودرو هم دستش بود. برای همین به حرفش شک نکردم و اجازه دادم برود.»
همین اظهارات کافی بود تا ظن مأموران به وقوع حادثهای جنایی بیشتر شود.
شکستن در آپارتمان و کشف هولناک
با هماهنگی قضایی، مأموران پلیس به همراه نیروهای آتشنشانی وارد عمل شدند. دقایقی بعد، قفل در شکسته شد و تیم جنایی قدم به آپارتمان ساکت و تاریک گذاشت؛ خانهای که بوی تعفن در آن پیچیده بود و نفس کشیدن را دشوار میکرد.
کارآگاهان اتاقها را یکییکی جستوجو کردند تا اینکه در اتاق خواب به جعبهای بزرگ برخوردند که زیر تخت پنهان شدهبود. وقتی جعبه باز شد، راز جنایت فاش شد؛ جسد زن سالخورده در حالی داخل جعبه قرار داشت که آثار فساد روی پیکرش دیده میشد و روسری پیچیدهشده دور گردنش نشان میداد قربانی بر اثر خفگی جانش را از دست دادهاست.
صحنه به قدری تکاندهنده بود که بلافاصله بازپرس ویژه قتل در جریان قرار گرفت و تیم بررسی صحنه جرم وارد عمل شد.
آخرین دختری که در خانه مقتول دیده شد
در جریان تحقیقات، مأموران دریافتند دختری جوان به نام لیلا آخرین فردی بوده که وارد خانه مقتول و سپس با خودروی او از ساختمان خارج شدهاست. ردیابیها آغاز و سرانجام دختر جوان بازداشت شد. او در نخستین بازجوییها سکوت نکرد و خیلی زود لب به اعتراف گشود. لیلا در توضیح رابطهاش با مقتول گفت: «مادرم سالها با حمیده دوست بود. گاهی مادرم از شهرستان به تهران میآمد و مدتی در خانه او میماند. حمیده هم به مادرم سر میزد. مادرم از من خواسته بود هر از گاهی به حمیده سرکشی کنم و من هم این کار را انجام میدادم.»
قتل بر سر بدگویی از پدر
متهم جوان در ادامه، جزئیات روز حادثه را تشریح کرد؛ جزئیاتی که نشان میداد مشاجرهای ناگهانی به قتلی مرگبار ختم شدهاست. او گفت: «روز حادثه در خانه حمیده بودم که شروع کرد درباره پدرم حرف زدن. میگفت مادرم از دست او خیلی اذیت شدهاست. چند بار از او خواستم ادامه ندهد، اما باز هم بدگویی کرد. عصبانی شدم و کنترلم را از دست دادم.»
لیلا ادامه داد: «روسریاش را برداشتم و دور گردنش انداختم. آنقدر فشار دادم تا بیحرکت شد.»
جسدی که زیر تخت پنهان شد
بعد از قتل، دختر جوان با بحرانی تازه روبهرو شد؛ پنهان کردن جسد. او در بازجوییها گفت: «اول تصمیم داشتم جسد را از خانه خارج کنم، اما توان جابهجایی آن را نداشتم. جعبهای پیدا کردم و جسد را داخلش گذاشتم. بعد جعبه را زیر تخت پنهان کردم تا کسی متوجه نشود.»، اما این پایان ماجرا نبود. متهم پس از مخفی کردن جسد، کلید و سوئیچ خودروی مقتول را برداشت و از ساختمان خارج شد؛ همان صحنهای که مدیر ساختمان بعدها برای پلیس تعریف کرد.
لیلا گفت: «با ماشین او از آنجا رفتم تا اینکه چند روز بعد شناسایی و بازداشت شدم.»
درخواست قصاص در دادگاه
پس از تکمیل تحقیقات، نظریه پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کرد و بازپرس جنایی با توجه به اعترافات متهم، گزارش کارآگاهان و سایر مدارک موجود در پرونده، لیلا را به اتهام مباشرت در قتل عمد مجرم شناخت.
در ادامه، برای متهم کیفرخواست صادر شد و خواهر مقتول نیز با حضور در دادسرا، برای او درخواست قصاص کرد.