جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که در عنوان خویش آورده است، به «گفتمان انتقادی انقلاب اسلامی در شناخت تجدد، بر اساس بیانات حضرت آیتالله العظمی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی» پرداخته است. این پژوهش ازسوی مؤسسه فرهنگی- پژوهشی انقلاب اسلامی انجام شده و انتشارات وابسته آن را روانه بازار کتاب ساخته است. تارنمای ناشر در اشاره به مضمون و محتوای این تحقیق، نکات ذیل را از نظر دور نداشته است: «در این کتاب به رویکرد انتقادی انقلاب اسلامی نسبت به جهان متجدد غربی و مبتنی بر سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی، به تفصیل پرداخته شده است. کتاب حاضر، شامل دو بخش کلی است: انقلاب اسلامی و غرب متجدد و غربشناسی و تجددشناسی انتقادی که مطابق با فهرست کتاب، فصولی متناسب با این دو بخش، مدون و منقح شدهاند. در مجموع مطالعهاین کتاب، برای همگان بهخصوص مسئولان محترم نظام اسلامی و کارشناسان مختلف عرصههای تدبیر کشور، راهگشا و مفید خواهد بود، چراکه بیان روان، حکمت عیان، منطق مستحکم و دلالتهای جامع در گفتهها و نوشتههای معظمله، در بینش و داوری اهالی تأمل، بسیار مؤثر و پربرکت خواهد بود و بینش افزای ایشان در موضوع اثر میباشد...».
در بخشی از «دوران جدید عالم»، چنین میخوانیم: «بدانید که امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است. دوران جدیدی در همهعالم دارد آغاز میشود. نشانهبزرگ و واضح این دوران، عبارت است از توجه به خدای متعال و استمداد از قدرت لایزال الهی و تکیهبه وحی. بشریت، از مکاتب و ایدئولوژیهای مادی عبور کرده است. امروز نه مارکسیسم جاذبه دارد؛ نه لیبرالدموکراسی غرب جاذبه دارد میبینید در مهد لیبرالدموکراسی غرب، در امریکا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف میکنند به شکست نه ناسیونالیستهای سکولار جاذبهای دارند. امروز در میان امت اسلامی، بیشترین جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مکتب وحی که خدای متعال وعده داده است مکتب الهی و وحی الهی و اسلام عزیز، میتواند بشر را سعادتمند کند. این یک پدیدهبسیار مبارک و بسیار مهم و پرمعنایی است. امروز در کشورهای اسلامی، علیه دیکتاتوریهای وابسته قیام شده است؛ این مقدمهای است برای قیام علیه دیکتاتوری جهانی و دیکتاتوری بینالمللی که عبارت است از دیکتاتوری شبکهفاسد و خبیث صهیونیستی و قدرتهای استکباری. انقلاب اسلامی، ناگهان تمام موجودیت و نظام ارزشی دستگاه استعماری غرب و دنیای سرمایهداری را زیر سؤال برد؛ یعنی آیندهشان را کلاً تهدید کرد و ابهامی به آینده آنها داد؛ چون این انقلاب بر مبنای اسلام بود و نتیجتاً هرجا مسلمانی باشد، ممکن است این انقلاب بالقوه در آنجا تحقق پیدا کند. بعد هم مرتب نمونههای آن را از افغانستان گرفته تا اندونزی و مالزی و مصر و تونس و حتی در کشورهایی که سیستمهای بهاصطلاح انقلابی دارند- مثل الجزایر یا لیبی- دیدند و مشاهده کردند که همین اسلام در آنجاها سر بلند کرده است و هل من مبارز میگوید و آینده را ترسیم میکند. اینها احساس وحشت کردند و تمام دنیای سرمایهداری و استکباری دست بههم دادند، برای اینکه در مقابل اسلام بایستند. البته دنیای سوسیالیسم بهگونه دیگر مقابله میکرد؛ منتها مثل غربیها ابزار لازم اندیشمندی و آیندهنگری و توجه را در اختیار نداشت. این رشتهای از تمدن صنعتی و مسئله آمار و آرشیوها و آیندهها و حدسیات است که شرقیها به همان نسبت که در کار صنعتی عقبند، در این قضیه هم از غربیها عقبند...».