سفر ترامپ در پسزمینه تقابل محتاطانه چین و امریکا و درماندگی این کشور در چگونگی جنگ و تمنا یارگیری در ائتلاف علیه ایران، برای واشنگتن بسیار حائز اهمیت و البته ناامیدکننده بود. سفر ترامپ در پسزمینه تقابل محتاطانه چین و امریکا و درماندگی این کشور در چگونگی جنگ و تمنا یارگیری در ائتلاف علیه ایران، برای واشنگتن بسیار حائز اهمیت و البته ناامیدکننده بود.
کاخ سفید نظارهگر نتیجه سفر ترامپ به چین بود تا شاید بتواند راهی برای خروج از بلاتکلیفی و بنبست راهبرد خود در قبال ایران پیدا کند، اما به اعتراف شبکه CNN، هیچ پیشرفتی برای امریکا حاصل نشد و این سفر نیز برای آنها دستاوردی در بر نداشت. این را میشود در لحن تند ترامپ علیه ایران بعد از بازگشت از سفر دید، آن جایی که میگوید ایران نمیتواند از تنگه هرمز به عنوان سلاح علیه او استفاده کند. ترامپ تلاش داشت در این سفر با همسو نشان دادن نظرات خود با چین، ناکامی نظامی و سیاسی خود در گشایش تنگه هرمز را جبران کند و با دستاویز قرار دادن موضع چین برای بازگشایی تنگه هرمز، آن را به نفع خود مصادره کند. اما در عمل، چنین اتفاقی نیفتاد، زیرا ایران با صدور مجوز عبور به حداقل ۳۰ کشتی چینی، بعد از توافق بین پکن و تهران برای عبور کشتیهای متعلق به چین، نشان داد که چینیها تمایل دارند رفتارشان را با سازوکار مرتبط با ایران تنظیم کنند.
علاوه بر آن، سخنگوی وزارت خارجه چین در واکنش به ادعای امریکا مبنی بر موافقت پکن با بازگشایی تنگه هرمز در سفر ترامپ، تأکید کرد موضع چین درباره ایران روشن است و افزود که این درگیری به ایران و منطقه خسارت زده و با گسترش بحران، فشار بر اقتصاد جهانی، زنجیره تأمین، تجارت بینالمللی و ثبات انرژی وارد شده که به منافع مشترک جامعه جهانی آسیب میزند.
مواضع چین بر ثبات منطقهای و پایان دادن به جنگ بین ایران و امریکا تأکید دارد. ایران نیز با ارائه پیشنهاد ۱۴ بندی خود در مذاکرات آتشبس، مشخصاً اعلام کرده است که امریکا با پذیرش این شروط میتواند جنگ را به پایان برساند؛ بهگونهای که ایران میتواند مدیریت نوین خود بر تنگه هرمز را به طور رسمی و دائمی تثبیت کند، شکست راهبردی امریکا در جنگ را اعلام نماید و در نتیجه نظم امنیتی خود را بر منطقه حاکم سازد. این کشور در شرایط کنونی با اتخاذ راهحل سیاسی، موضعی مشترک با ایران در قبال تأمین آرامش منطقهای اتخاذ میکند. این همرأیی گرچه در جزئیات چندان منطبق نیست، فشار بینالمللی را بر امریکا افزایش میدهد و خودداری ترامپ از پذیرش شروط ایران را نه به عنوان یک موضع بینالمللی، بلکه به عنوان مانعی در برابر صلح و ثبات منطقه جلوه میدهد. در نتیجه، ایران به عنوان قدرتی ظاهر میشود که راهحل روشنی دارد و چین نیز آن را تأیید میکند که این همان بازنمایی قدرت ایران است.
در حال حاضر، موفقیت ایران در حفظ کنترل بر تنگه هرمز، نشاندهنده قدرت داخلی این کشور و نیز رسوایی امریکا در ادعای تضعیف توان نظامی ایران است. وضعیت بسته بودن تنگه هرمز به یکی از بحرانیترین مسائل جهانی تبدیل شده و هیچ راهحلی برای گشایش آن وجود ندارد. نشریه امریکایی فارن پالیسی میگوید بسته شدن یا اختلال در تنگه هرمز، مشکلات فراوانی را در جهان ایجاد کرده و باعث جهش قیمت انرژی، افزایش تورم و بازتوزیع قدرت اقتصادی میان کشورها شده است.
در این جنگ، هیچ یک از اهداف امریکا که در رأس آن، تغییر نظام جمهوری اسلامی بود، نه تنها محقق نشد، بلکه موجب مقاومتر و جسورتر شدن ایران و نمایان شدن مؤلفههای قدرت آن گردید.
در حال حاضر نه تنها چین، بلکه دنیا امروز متوجه قدرت اجتماعی، سیاسی و نظامی ایران و ارادهاش بر اعمال مدیریت تنگه هرمز شده است. از این رو، ارتقای تحولگونه جایگاه ایران بعد از جنگ رمضان و اثبات قدرت درونی آن به تمام کشورهای جهان از جمله چین و روسیه، معادلات جدیدی را بر سیاستگذاری ایران در عرصه بینالملل ایجاد میکند. در واقع، شناخته شدن «ایران قدرتمند» بعد از جنگ و به خصوص به استیصال کشاندن امریکا به عنوان قدرت ادعایی برتر در جهان تنها در نقطه تنگه هرمز، تأثیر زیادی بر دیدگاه دولتها داشته و خواهد گذاشت. در نتیجه، شکست امریکا در چین، محصول ظهور ایران در میانه قدرتهای برتر فرامنطقه به موازات نمایش ضعف قدرت امریکا برای حضور در جنگهای نامتقارن است. این در حالی است که ایران به طور مستقل و بدون هیچ پشتیبانی سیاسی و نظامی از سوی کشورها و با اتکا به خودکفایی نظامی و انسجام و حمایت درونی در مقابل امریکا ایستاده است.
از سوی دیگر، جنگ امریکا با ایران به عقیده بسیاری از ناظران سیاسی از جهاتی، تنها محدود به هدفگذاری تغییرات نظم امنیتی به نفع اسرائیل نبوده و بخشی از پازل جنگ دنیای غرب علیه رقبای امریکا برای ممانعت از تغییر نظم جهانی تلقی میشود. اما امروز نتیجه خسرانبار جنگ نامتقارن برای امریکا به عنوان ابرقدرت مدعی، اعتبار بینالمللی این کشور را نزد کشورهای جهان به شدت تضعیف کرده و میتواند مسیر پایان نظم تکقطبی را تسهیل کند. در واقع، این جنگ به جای اینکه موجب انزوای ایران شود، نقش تأثیرگذار آن را در این روند مهم مشخص و تعیین کرده است.
در حال حاضر، کشورهای مخالف نظام تکقطبی، چون چین که در لبه درگیری با امریکا قرار دارند، نیاز مبرمی برای دور کردن سایه تنش از خود و تثبیت مسیر جدید در نظم غرب آسیا در تضاد با امریکا که اکنون ایران آن را رهبری میکند، دارند. از این رو، پذیرش قدرت ایران در دوران پساجنگ و نزدیک کردن موضع آنها به ایران، نه یک امر اختیاری، بلکه موضوعی لازم و بدیهی خواهد بود که به روند جایابی ایران در عرصه بینالملل و تدوین نظم نوین آن در منطقه و جهان نیز کمک شایانی میکند.