«بعثت مردم» مفهومی است که در تحلیل فرایندهای اجتماعی برخاسته از آموزههای دینی معنا پیدا میکند. این اصطلاح به مرحلهای اشاره دارد که در آن جامعه از حالت انفعال عبور کرده و به یک فاعل تاریخی تمدنساز تبدیل میشود. در این گام مردم دیگر کنشگران سیاسی صرف نیستند، بلکه «امتی» هستند که در سایه تعالیم امام خود، دو آموزه «بصیرت» و «استقامت» را درونی کردهاند. این امت واحده، رسالت تاریخی و مسئولیت اجتماعی پیامبران را در سطح جمعی بر دوش میگیرند و در پیکار با دشمن به صحنه آمده و کار را تمام میکنند. این نوشتار با رویکردی تحلیلی به ویژگیها و رسالت تاریخی مردمی میپردازد که به درجه بعثت رسیدهاند.
بعث به معنای برانگیختگی برای نجات انسان و نجات بشر با هدف استقرار نظام صلاح و سداد در جامعه بشری است ۱۶/۲/۱۳۹۵). یکی از روشنترین جلوههای آن، ارسال پیامبران برای هدایت بشر است: «رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء: ۱۶۵). با این حال، قرآن دایره این برانگیختگی را تنها به پیامبر اکرم (ص) محدود نمیکند و از امتی سخن میگوید که برای مردم برانگیخته شدهاند: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» (آلعمران: ۱۱۰). به تعبیر علامه طباطبایی، معنای «أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» آن است که امت اسلامی برای اصلاح جامعه انسانی برانگیخته شدهاند. بدینترتیب، امت اسلامی صرفاً دریافتکننده هدایت نیست، بلکه خود مأمور به تحقق آن در جامعه است. از همینجاست که مفهوم «بعثت مردم» معنا مییابد؛ لحظهای که جامعه آگاهانه مسئولیت ادامه راه پیامبران و امام امت را بر دوش میگیرد.
بعثت حادثهای محدود به یک مقطع تاریخی نیست. حقیقت بعثت جریانی زنده در تاریخ بشر است که در زمانهای مختلف در قالبهای تازهای تداوم مییابد (۲۶/۲/۱۳۹۴)، «بعثت، یک امر دائمی برای بشر است» (۲۰/۱۰/۱۳۷۲). استمرار بعثت به این معناست که پیام الهی، ارزشهای توحیدی و دعوت به عدالت و اصلاح اجتماعی در طول تاریخ جاری میماند و نسلهای مختلف وظیفه دارند آن را در شرایط زمانه خود تحقق بخشند. در مقابل این جریان الهی، پدیده «جاهلیت» نیز محدود به گذشته نیست. همانگونه که بعثت ادامه دارد، جاهلیت نیز در صورتهای تازهای در تاریخ تکرار میشود: «جاهلیت مخصوص آن روز نیست؛ جاهلیت ادامه دارد، همچنانکه بعثت ادامه دارد» (۱۶/۲/۱۳۹۵). در چنین میدان تاریخی، جامعه مؤمن نمیتواند تماشاگر باشد. مردم در این تقابل تاریخی نقش تعیینکننده دارند و لحظهای فرا میرسد که رسالت پیامبران در سطح اجتماعی به دست آنان ادامه مییابد.
نمونه روشن این معنا در تاریخ معاصر ایران، پیروزی انقلاب اسلامی است: «ملت ایران… یک بنای پوسیده طاغوتی خبیث چندهزار ساله را… به هم میریزد و یک بنای اسلامی درست میکند و این همان ادامه بعثت پیغمبر است» (۱۴/۱/۱۳۹۸). بدینترتیب، هنگامی که مردم مسئولیت تاریخی خود را درک میکنند، جامعه از حالت تودهای منفعل خارج شده و به امتی تبدیل میشود که رسالت بعثت را در زمانه خود ادامه میدهد. حضرت آیتاللهالعظمی شهید خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) پیروزی انقلاب اسلامی را ادامه بعثت پیامبران میدانند: «ملت ما حرکت و بعثت عمومی و برانگیختگی ملی تاریخی خود را در انقلاب، ادامه آن بعثت عظیم نبوی دانسته» (۱۵/۸/۱۳۷۸).
در چنین تحلیلی، انقلاب اسلامی صرفاً یک دگرگونی سیاسی نیست، بلکه ظهور اجتماعی همان حقیقتی است که از بعثت پیامبر آغاز شد؛ ولی ادامه این مسیر بهرغم نظریات رایج، توسط نخبگان جامعه یا رهبران احزاب سیاسی- اجتماعی صورت نگرفته است. در نظام اسلامی، مردم ستون اصلی به شمار میآیند. نظامی که بر مبنای مشارکت و حضور مردم شکل گرفته، بدون آنان پایدار نمیماند: «بدون آرای مردم، بدون حضور مردم، خیمه نظام اسلامی سرپا نمیشود و نمیماند» (۱۴/۳/۱۳۷۸). تجربه تاریخی نیز همین حقیقت را نشان داده است: «ما از ابتدای انقلاب تاکنون هر کاری را که به مردم سپردیم آن کار پیش رفته است و هر کاری که به مسئولین سپرده شده، پیش نرفته یا به کندی پیش رفته» (۲۹/۱۱/۱۳۹۳).
در همین چارچوب، دشمنی قدرتهای معاصر با انقلاب اسلامی نیز امتداد همان دشمنی تاریخی با بعثت است: «آن که با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دشمن است، مثل همان دشمنان صدر اسلام، با بعثت اسلامی و با حرکت توحیدی دشمن است» (۱۴/۱/۱۳۹۸). از این منظر، تاریخ صحنه تقابل دائمی دو جریان است: «جریان بعثت» و «جریان جاهلیت.»
یکی از مهمترین ویژگیهای مردمی که مسئولیت تاریخی بعثت را بر عهده میگیرند «ایستادگی» است. تجربه صدر اسلام نشان میدهد که مقاومت در آغاز بعثت چگونه به استقامت یک امت تبدیل شد: «ایستادگی، ایستادگی میآفریند… ایستادگی اول بعثت، منجر میشود به استقامت عجیب سه سال در شعب ابیطالب… بعثت امت اسلامی این است» (۹/۵/۱۳۸۷). هر فرد مسلمان نیز سهمی در تحقق آن دارد: «هر انسان مسلمانی وظیفه دارد که بعثت نبوی را در زندگی شخصی خود و در دنیای خود تحقّق ببخشد» (۴/۱۲/۱۳۶۸).
جامعهای مبعوث است که بتواند در موقعیتهای تاریخی خود حقیقت را تشخیص دهد و میان حق و باطل تمایز بگذارد. چنین جامعهای از هیجانهای زودگذر فراتر میرود و با آگاهی و مسئولیت وارد صحنه میشود. عنصر کلیدی در این بیداری «بصیرت» است؛ بصیرتی که امکان تشخیص درست در لحظههای پیچیده تاریخی را فراهم میکند و اجازه نمیدهد جامعه در دام تبلیغات، تحریف یا فتنهها گرفتار شود. در این نگاه، حضور مردم در صحنههای حساس تاریخی صرفاً یک واکنش اجتماعی نیست، بلکه بخشی از سنت الهی در تاریخ است. هنگامی که جامعه به سطحی از آگاهی و مسئولیت میرسد، در بزنگاههای سرنوشتساز خود به میدان میآید و مسیر تاریخ را تغییر میدهد. در همین معنا گفته شده است که اگر حادثهای برای کشور رخ دهد، مردم بار دیگر برای مقابله با آن برانگیخته خواهند شد: «پسازاین هم اگر حادثهای برای کشور به وجود بیاید، خدای متعال این مردم را برای مقابله با آن مبعوث خواهد کرد» (۱۲/۱۱/۱۴۰۴).
بهکار رفتن تعبیر «مبعوث» درباره مردم، بیانگر جایگاهی فراتر از یک واکنش سیاسی است. همانگونه که پیامبران برای هدایت انسانها مبعوث میشدند، در بزنگاههای تاریخی نیز مردم برای دفاع از حقیقت، حفظ جامعه و جلوگیری از انحراف به میدان میآیند. «وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند... خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد» (۱۲/۱۱/۱۴۰۴). در چنین نگاهی، مردم صرفاً پیرو جریانهای سیاسی نیستند، بلکه حاملان مسئولیت تاریخی جامعهاند. آنان زمانی که بیدار شوند و نسبت به سرنوشت جامعه خود احساس تکلیف کنند، به امتی تبدیل میشوند که حضورش در صحنه تاریخ، معنا و اثر دارد.
بیداری اجتماعی در نهایت به شکلگیری یک وجدان جمعی میانجامد؛ وجدانی که نسبت به سرنوشت جامعه حساس است و بیتفاوت نمیماند. در چنین جامعهای، سکوت در برابر ظلم یا انحراف امری عادی تلقی نمیشود و مردم احساس میکنند در قبال آینده جامعه خود مسئولند. درست در همین لحظه است که «مردم» به «امت» تبدیل میشود؛ امتی که آگاه، مسئول و مبعوث است.
در این معنا، «مردمی که مبعوث میشوند» جامعهای هستند که از حالت انفعال عبور کرده، به مسئولیت تاریخی خود آگاه شدهاند و در بزنگاههای سرنوشتساز با بصیرت و ایستادگی وارد میدان میشوند. بعثت پیامبر با چنین مردمی به کمال میرسد؛ مردمی که تنها هدایتشونده نیستند، بلکه خود حاملان هدایت و ادامهدهندگان راه انبیا در تاریخ هستند.