جوان آنلاین: اگر امروز از هر اقتصاددانی درباره مهمترین گلوگاههای نظم اقتصادی جهانی پرسیده شود، بیتردید تنگه هرمز در صدر فهرست قرار میگیرد؛ شاهراهی که نه فقط نفت، بلکه امنیت غذایی جهان از آن عبور میکند. هشدار اخیر سازمان فائو درباره پیامدهای بحران و اختلال در این گذرگاه، در واقع یادآوری سادهای است از یک حقیقت پیچیده: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به زنجیرههای بههمپیوسته و آسیبپذیر وابسته است.
بر اساس دادههایی که این سازمان ارائه کرده، تنگه هرمز در شرایط عادی روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، نزدیک به یکپنجم گاز طبیعی مایع جهان و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی کودهای شیمیایی را جابهجا میکند. این ارقام بهخوبی نشان میدهد که هرگونه اختلال در این مسیر، صرفاً یک شوک انرژی نیست، بلکه به تعبیر دقیقتر، یک «شوک سیستماتیک» است که از بازار انرژی تا مزرعه و سفره انسانها را در بر میگیرد.
اهمیت ماجرا زمانی آشکارتر میشود که بدانیم منطقه خلیج فارس تقریباً نیمی از تجارت جهانی گوگرد را نیز در اختیار دارد؛ مادهای که در زنجیره تولید کودهای فسفاته نقشی حیاتی دارد؛ بنابراین اختلال در این مسیر، میتواند بهصورت مستقیم ظرفیت تولید جهانی کود را کاهش داده و در ادامه، بر بازده محصولات کشاورزی در مقیاس جهانی اثر بگذارد. این همان نقطهای است که اقتصاد انرژی به اقتصاد غذا گره میخورد و بحران، از سطح بازارهای مالی به سطح امنیت غذایی منتقل میشود.
در بازار جهانی غذا نیز نشانههای این فشار بهتدریج قابل مشاهده است. اگرچه برخی محصولات مانند ذرت به دلیل شرایط عرضه نسبتاً باثبات بودهاند، اما گندم تحت تأثیر نگرانیهای آبوهوایی، افزایش قیمت انرژی و نااطمینانی در هزینه نهادهها روندی صعودی را تجربه کرده است. در مقابل، برنج به دلیل تغییرات تقاضا و نرخ ارز در برخی مناطق کاهش قیمت داشته، اما در مجموع شاخصهای جهانی غذا در مسیر ناپایدار و ناهمگون حرکت میکنند؛ وضعیتی که بیش از هر چیز از «عدم تعادل ساختاری» در اقتصاد جهانی حکایت دارد.
مدیرکل سازمان فائو نیز بهدرستی تأکید کرده است که بحران کنونی فراتر از ژئوپلیتیک است و مستقیماً به قلب سیستم جهانی کشاورزی ضربه میزند. نکته مهم در این هشدار آن است که کشاورزی برخلاف بازارهای مالی، تابع تقویم زیستی و فصلی است؛ اگر کود و نهاده در زمان مناسب به مزرعه نرسد، خسارت نه در قیمت امروز بلکه در تولید فردا و سال آینده ظاهر میشود. به بیان ساده، تأخیر چند هفتهای در زنجیره تأمین میتواند به کاهش برداشت در سالهای آینده منجر شود و این همان نقطهای است که بحران از «حال» به «آینده» منتقل میشود.
در چنین شرایطی، کشورهایی که بیشترین وابستگی را به واردات غذا و کود دارند، در معرض شدیدترین فشارها قرار میگیرند. از جنوب آسیا تا بخشهایی از آفریقا و خاورمیانه، شکنندگی اقتصادی با ناامنی غذایی در هم تنیده شده و کوچکترین اختلال در تجارت جهانی میتواند به بحرانهای داخلی تبدیل شود. حتی کشورهای صادرکننده بزرگ کشاورزی نیز از این موج مصون نخواهند بود، چرا که زنجیره جهانی غذا دیگر مرز جغرافیایی نمیشناسد.
جمعبندی گزارش فائو نیز بر یک اصل ساده، اما تعیینکننده استوار است: هیچ کشوری از این بحران مصون نیست. این جمله شاید در ظاهر کلی و تکراری به نظر برسد، اما در واقع بیان دقیق واقعیتی است که اقتصاد جهانی امروز با آن مواجه است؛ واقعیت وابستگی متقابل در جهانی که همزمان هم بهشدت یکپارچه و هم بهشدت شکننده شده است.
در نهایت باید گفت بحران تنگه هرمز اگرچه در ظاهر یک موضوع ژئوپلیتیک است، اما در عمق خود به مسئلهای اقتصادی، غذایی و اجتماعی تبدیل شده است؛ مسئلهای که از نفتکشها آغاز میشود و به سفره مردم در دورترین نقاط جهان میرسد. این همان جایی است که اقتصاد، دیگر صرفاً علم تخصیص منابع نیست، بلکه روایت امنیت بقا است.