کد خبر: 1357168
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
برتری ایران در دیپلماسی عمومی و روایت‌های متفاوت از جنگ تحمیلی سوم، در گفت‌وگوی «جوان» با عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
پیروزی در میم‌ها و لگو‌ها به پشتوانه شگفتانه‌های نظامی بود محسن ردادی: آماری که نسبت به مصرف رسانه‌ای در ایران منتشر می‌شود نشان می‌دهد که ما به تغییر رویکرد در اطلاع‌رسانی نیازمندیم
سجاد آذری

جوان آنلاین: این روز‌ها شاهد نوعی شوق یا حتی عطش از طرف مردم در سرتاسر دنیا هستیم که می‌خواهند نوع روایت جدید ایران از جنگ ببینند. به نظر می‌رسد اینکه بسیاری از سراسر دنیا به دنبال پیدا کردن صفحات سفارت‌های ایران در فضای مجازی هستند تنها به واسطه اطلاع از مواضع ایران نیست، بلکه انتشار برخی میم‌های جذاب توسط این صفحات یا بازنشر انیمیشن‌های لگو و مانند این موارد خود بر جذابیت آنها افزوده است. جنگ اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نشان داد در دنیای امروز فقط انتشار اخبار نمی‌تواند به اندازه کافی مخاطب مخصوصاً جوان را اقناع کند و در دوره بمباران اخبار نیاز است برای رساندن پیام خود به گوش مردم در گوشه گوشه جهان از زبان و ادبیات جدید استفاده شود، اتفاقی که به واسطه زبان شناسی و زمان شناسی عده‌ای آتش به اختیار به خوبی در این جنگ اخیر شاهد آن هستیم. در گفت‌وگوی «جوان»، با محسن ردادی، عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و جامعه‌شناس سیاسی که بخش اول آن در ادامه می‌آید میزان و دلایل موفقیت این زبان جدید و همچنین چالش‌های آن مورد بررسی قرار گرفته‌است. 

چقدر اخبار منتشر‌شده در مورد عطش جهانی برای دیدن اخبار جنگ از دریچه روایت‌های نیمه جدی را که از طرف ایرانی‌ها در قالب‌هایی مانند میم‌ها یا انیمیشن‌های لگو و مانند آنها منتشر می‌شود، واقعی می‌دانید و تصور می‌کنید چه میزان از مردم دنیا اتفاقات میدان را از این طریق پیگیری می‌کنند؟

این اتفاق واقعیت دارد و موجب‌شده که دنیا به نوعی نسبت به این مسئله حساس شود و با اشتیاق و ولع این تولیدات محتوایی و رسانه‌ای که از طرف ایران می‌آید، یعنی همان میم‌های حساب‌های سفارت‌های ایران در فضای مجازی یا انیمیشن‌ها را دنبال کند. 

دلیلی که موجب شد این اتفاق بیفتد، چیست؟

در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاد سه موضوع را مؤثر می‌دانم. موضوع اول این است که دنیا از آن جنبه تک‌سویه رسانه‌های اصلی که همه طرفدار اسرائیل و امریکا هستند به ستوه آمده‌بود و همه دنبال یک رسانه آلترناتیو بودند. این اتفاقی بود که جمهوری اسلامی به خوبی درک کرد و رقم زد. این یک عامل اساسی بود برای اینکه این موارد مورد توجه قرار بگیرد. 

نکته دوم این بود که اینها کاملاً بر اساس فرهنگ و فهم مردم دنیا نوشته و تولید شد و به همین دلیل به سرعت مردم دنیا با آن ارتباط گرفتند، یعنی یک نوع همدلی اتفاق افتاد که ناشی از این نزدیکی فرهنگی بود. به سبکی نگارش شده‌بود و از مؤلفه‌هایی که برای مخاطبان حاضر در شبکه‌های اجتماعی کاملاً مفهوم و رایج بود، استفاده شده در نتیجه به سرعت جذب شدند. اگر اینها به زبان سنتی و با همان لحن خشکی که در رسانه‌های رسمی وجود دارد تولید می‌شد هرگز این بازخورد را نداشت و این نشان می‌دهد که برخلاف رسانه‌های سنتی و طرف مقابل ایران که احتمالاً یک‌سری افراد سن بالا و بیگانه با فضای جوانان در حال تولید محتوا هستند، این طرف یک‌سری جوان خوش ذوق و کاملاً آگاه تولید محتوا می‌کنند که این مورد توجه قرار گرفته‌است. 

نکته سوم اینکه مخاطب‌شناسی خیلی اهمیت دارد. بر اساس آمار و ارقام کسانی که با فلسطین احساس همدلی می‌کنند، با ایران همدل هستند و نسبت به امریکا یک نقد جدی دارند، عموماً افراد جوان تحصیلکرده هستند، در حالی که برخلاف اینها مثلاً کسانی که سن بالای ۵۰ یا ۶۰ سال دارند همچنان خیلی با فلسطین، ایران و ... همدلی ندارند و تلاش می‌کنند که همان نگاه‌های سنتی خودشان که تحت‌تأثیر پروپاگاندای رسانه‌های سنتی ساخته شده را حفظ کنند، ولی نسل جدید جوانان غربی و جوانانی که در کشور‌های مختلف حضور دارند اتفاقاً به شدت نگاه منتقدی نسبت به رفتار‌های امریکا و اسرائیل دارند و این محتوا‌ها دقیقاً متناسب با همین جوان‌ها تهیه شده‌است؛ این عامل هم مؤثر بود در اینکه به شکل خوبی بازخورد پیدا کند. 

این را هم باید افزود که پیروزی‌های غیر منتظره ایران در جنگ موجب شد یک کنجکاوی عمومی در رابطه با موضع ایران و فهم این پدیده جدید پدید آید، یعنی اینکه یک پدیده‌ای که اصلاً قابل‌پیش بینی نبود و غیرقابل فهم بود، رخ داد. یک ملتی بیش از ۷۰ روز در مقابل ابرقدرتی مانند امریکا و اسرائیل و کشور‌های عربی که قدرت‌های زر، زور و رسانه هستند بتوانند بایستند و خم به ابرو نیاورند، جذاب است. این پایمردی و استقامتی که رخ داده موجب کنجکاوی مردم دنیا شد و خب طبیعی است که منتظر بودند که از سمت خود ایرانی‌ها این وقایع تفسیر و توضیح داده شود که در این شرایط زمینه بهتری برای این مسئله پدید آمده‌است. اینها عواملی است که در گسترش این نوع خبررسانی و سبک جدیدی از ارتباط با دنیا پدید آمد. 

حالا ما باید در این فضا چه کنیم، آیا به قول معروف باید اجازه دهیم بازار آزاد کار خودش را انجام بدهد یا باید چیزی به آن اضافه کنیم؟

حرکت به سمت هر نوع اطلاع رسانی فرمایشی حتماً آسیب می‌رساند. مجموع این کار‌ها حتی آنهایی که در سفارتخانه‌های ایران تولید شده‌اند کار یک عده جوان است که کاملاً خودجوش و البته با حمایت بزرگ‌تر‌ها این کار را انجام می‌دهند؛ اگر کاری غیر از حمایت اتفاق بیفتد و به نوعی بخواهد دخالتی انجام شود، حتماً کار را خراب می‌کند، اما چیزی که می‌توانیم از آن استفاده بکنیم در رابطه با ارتباط‌های داخلی خود ماست. رسانه‌های داخلی ما هم می‌توانند از این الگو استفاده کنند. البته منظور این نیست که دقیقاً مثل آنها باشند، بلکه همین که عرض کردم؛ یعنی باید به این موضوع توجه داشت که مخاطب جوان الان یک مدل خاصی از ارتباط را طلب می‌کند که با آن ارتباط‌های و خبررسانی سنتی کاملاً متفاوت است. باید متوجه بود که تا با مخاطب جوان همدل نشوی و به زبان اون صحبت نکنی، نمی‌توانی پیام خود را برسانی. 

باید توسط فعالان حوزه رسانه و خبر در ایران این الگوبرداری اتفاق بیفتد؛ همان ارتباطی که لوگوها، میم‌ها و مسائلی از این دست با نوع خاصی از خبررسانی و اطلاع‌رسانی و توضیح و تفسیر پیرامون آن برقرار کرد، همان الگو در رابطه با کاربران داخلی ایران هم رخ بدهد. از این جهت خیلی فضا مناسب است، یعنی در اوج اعتماد و ارتباط بین مردم و حاکمیت هستیم و در این فضا خیلی از محتوا‌ها امکان تولید دارد، ولی باید اولاً از نگاه‌های سنتی فاصله گرفت و اجازه داد که جوان‌های خلاق به زبان خودشان که ممکن است خوشایند هم برای خیلی از کسانی که به نگاه‌های سنتی عادت کرده‌اند، نباشد، کار را به پیش ببرند. اکنون وقت آن است که به زبان خود مخاطبان برای کاربر داخل ایران تولید محتوا کرد. در این رابطه دولت باید اجازه دهد ابتکاری اتفاق بیفتد و یک جرئت، جسارت و شجاعت باید بین سیاستگذاران داخلی ما در حوزه رسانه رخ دهد و این ریسک را بپذیرند. البته مطمئن هم هستم همانطور که جوان‌های ایرانی در حوزه نظامی رشد کردند و این شگفتانه‌ها را رو کردند، در حوزه ارتباطی و تولید محتوا هم همین اتفاق می‌تواند بیفتد. 

آماری که نسبت به مصرف رسانه‌ای در ایران دارد، منتشر می‌شود که مثلاً مردم چقدر صداوسیما می‌بینند یا شبکه‌های بیگانه و چقدر شبکه‌های اجتماعی را مصرف می‌کنند و از آن خبر می‌گیرند، نشان می‌دهد که ما به این مدل خیلی نیاز داریم و باید تغییر رویکرد رخ دهد.

برچسب ها: دیپلماسی ، جنگ ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار