عضو هیات رئیسه مجلس با تاکید بر اینکه باید ماهیت طرح تثبیت حاکمیت ایران در تنگه هرمز در راستای تقویت «ریال» باشد، گفت: در این طرح با پیشبینی سازوکارهای مالی، پرداختها به صورت ریالی خواهد بود؛ این گامی در جهت قدرتمند شدن «ریال» در نظام مبادلات منطقهای ایران به شمار میآید. جوان آنلاین: احمد نادری همچنین درآمد حاصل از مدیریت و تنظیمگری ترافیک دریایی در تنگه هرمز را عددی در محدوده ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار در سال تخمین زد و گفت که ارقامی بیش از این، بزرگنمایی رسانهای است و با واقعیت میدانی فاصله عمیق دارد.
به گزارش ایسنا، نماینده تهران در مجلس تاکید کرد که تکرار هیجانی و غیرواقعبینانه اقتصاد و درآمد هنگفت تنگه هرمز توسط برخی تحلیلگران داخلی در واقع افتادن در دام اجتماعی و اقتصادی است که دشمن طراحی کرده است.
متن گفتوگوی احمد نادری عضو هیات رئیسه مجلس با ایسنا، درباره جزئیات طرح تثبیت حاکمیت ایران در تنگه هرمز و میزان درآمدهای حاصل از اخذ عوارض از کشتیها را در زیر بخوانید.
برخی مقامات غربی و حتی کارشناسان داخلی درآمد احتمالی ایران از محل اخذ عوارض کشتیها در تنگه هرمز را تا ۱۰۰ میلیارد دلار در سال تخمین زدهاند. آیا این رقم واقعیت دارد؟
این رقم قطعا بزرگنمایی رسانهای و فاصلهای عمیق با واقعیت میدانی دارد؛ برخی کارشناسان اقتصادی داخلی تحت تأثیر روایتهای هیجانی، درآمد سالانه را تا ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین میزنند حال اینکه برآوردهای کارشناسی معتدل و مبتنی بر شواهد نشان میدهد که درآمد حاصل از مدیریت و تنظیمگری ترافیک دریایی در تنگه هرمز که هدف آن ایجاد نظامی قانونمند، شفاف و منطقی مبتنی بر ابزارهای متعارفی همچون بیمه، هزینههای هدایت کشتیها و خدمات ایمنی ناوبری است، عددی در محدوده ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار در سال تخمین زده میشود.
درآمد حاضر از مدیریت و تنظیمگری ترافیک دریایی در تنگه هرکز در محدوده ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار تخمین زده میشود
علاوه بر این، بخش قابلتوجهی از این درآمد صرف هزینههای ارائه خدمات ناوبری، ایمنی، هدایت کشتیها و مدیریت ترانزیت خواهد شد بنابراین، هدف ایران نه «سیستم باجگیری» که برخی القا میکنند بلکه استقرار یک نظام قانونمند و شفاف برای نقشآفرینی تنظیمگر در این آبراه حساس است.
چرا مقاماتی مثل مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، کنترل تنگه توسط ایران را «تهدیدی دائمی برای جهان» توصیف میکنند؟ آیا این ادعا ریشه در واقعیت دارد؟
این ادبیات تند و تهییجآمیز عمدتا جنبه راهبردی، روانی و رسانهای دارد و ریشه در واقعیت میدانی ندارد. متأسفانه بسیاری از بازیگران بینالمللی حتی طرح مدیریت قانونمند و شفاف ایران را تهدیدی دائمی برای آزادی دریانوردی تلقی میکنند که این خود ریشه در رویکرد امنیتیسازی نسبت به هرگونه نقشآفرینی منطقهای ایران دارد.
وزیر خارجه ایالت متحده، در نشریه The Maritime Executive با ادبیاتی تند، کنترل تنگه توسط ایران را «تهدیدی دائمی برای جهان» خوانده است، اما در مقابل، واقعیت آن است که ایران به دنبال ایفای نقش تنظیمگر در یکی از حساسترین آبراههای جهان است نه ایجاد اختلال یا باجگیری.
ایران در تنگه هرمز به عنوان یکی از حساسترین آبراههای جهان به دنبال نقش تنظیمگر است نه ایجاد اختلال و باجگیری
بزرگنمایی ابعاد اقتصادی و امنیتی این موضوع توسط نظامیان و کارشناسان آمریکایی، بیش از آنکه ناظر بر واقعیت باشد ابزاری برای القای تهدید، بزرگنمایی هزینههای کنترل تنگه و ایجاد فشار روانی و دیپلماتیک علیه ایران است.
با توجه به تحریمهای بانکی و محدودیتهای ارزی، آیا امکان دریافت عوارض و هزینههای خدمات دریایی در تنگه هرمز به صورت ریالی وجود دارد؟
ماهیت «طرح اقدام راهبردی صلح و توسعه پایدار منطقه خلیج فارس» باید در راستای تقویت ریال طراحی شود. یکی از محورهای اصلی نظام قانونمند و شفافی که جمهوری اسلامی ایران به دنبال استقرار آن در تنگه هرمز است، طراحی سازوکارهای مالی متناسب با شرایط تحریم بهشمار میرود که به جای تمرکز بر دریافت ارزهای بینالمللی که ممکن است با محدودیتهای بانکی مواجه شوند، مدل پیشنهادی مبتنی بر پرداخت و تسویهی ریالی از طریق یک شرکت دانشبنیان خصوصی پیشبینی شده است.
این شرکت به عنوان کارگزار رسمی، صورتحساب هزینههای هدایت کشتیها، خدمات ایمنی ناوبری و بیمه را به صورت ریالی صادر میکند. کشتیهای خارجی میتوانند از طریق دفاتر نمایندگی خود در ایران یا از طریق نظام بانکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه، تسویه حساب را انجام دهند.
طبق طرح تنگه هرمز کشتیهای خارجی میتوانند از طریق دفاتر خود در ایران یا نظام بانکی ایران در منطقه تسویه حساب کنتد که این گامی برای قدرتمند شدن ریال است
باید توجه کرد فراتر از جنبههای فنی، این سازوکار گامی اساسی در جهت قدرتمند شدن ریال در نظام مبادلات منطقهای ایران محسوب میشود. هنگامی که کشتیهای خارجی ناگزیر به تأمین ریال برای پرداخت عوارض و هزینههای خدمات دریایی شوند عملا تقاضا برای ریال در سطح منطقه افزایش مییابد. این افزایش تقاضا، ضمن بهبود نرخ ارز و کاهش نوسانات بازار، زمینهساز خروج تدریجی ریال از حاشیه بودن در مبادلات بینالمللی و ورود آن به جرگهی ارزهای مورد استفاده در تجارت منطقهای خواهد شد.
به نظر شما، بزرگنمایی اقتصاد تنگه هرمز و کنترل امنیتی خلیج فارس که از سوی کارشناسان خارجی مطرح میشود و از سوی کارشناسان داخلی تکرار میشود، چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد؟
تکرار هیجانی و غیرواقعبینانه اقتصاد و درآمد هنگفت تنگه هرمز توسط برخی تحلیلگران داخلی در واقع افتادن در دام اجتماعی و اقتصادی است که دشمن طراحی کرده است.
این بزرگنمایی دو پیامد اساسی و خطرناک به دنبال دارد؛ نخست، ایجاد انتظارات غیرواقعی و کاذب در افکار عمومی نسبت به درآمدهای کشور که وقتی محقق نشود زمینهساز ناامیدی و سرخوردگی اجتماعی میگردد، همچنین جامعه ممکن است احساس پیروزی خود در جنگ را به کنترل و درآمد حاصل از شکلگیری سازوکار مدیریت تنگه هرمز گره زده باشند که ممکن است در واقعیت اقتصاد مورد انتظار برآورده نشود و جامعه دچار سرخوردگی شوند.
دوم، فراهم آوردن بستر فشارهای روانی بر نظام سیاسی و اقتصادی کشور است. زیرا دشمن از همین ارقام بزرگنماییشده برای القای این نکته استفاده میکند که «ایران منافع کلانی میبرد، و این منافع کلان در راستای تقویت محور مقاومت استفاده میشود» بنابراین آنچه کشور را به هدف واقعی خود میرساند، نه بزرگنمایی درآمدها و نه هیجانات رسانهای است بلکه دیپلماسی هوشمند، شفافیت حقوقی، طراحی سازوکارهای شفاف و قانونمند مدیریت ترانزیت دریایی و مهمتر از همه پرهیز از دامهای رسانهای دشمن است. رویکرد واقعبینانه و مبتنی بر شواهد تنها راه عبور از این فضاهای هیجانی و دستیابی به جایگاه واقعی ایران به عنوان یک قدرت تنظیمگر در منطقه است.