جوان آنلاین: آنچه واشنگتن تلاش کرد آن را یک «عملیات نجات موفق» و «کمپین فریبکارانه» جلوه دهد، در عمل به فاجعهبارترین شکست نظامی امریکا در خاورمیانه پس از طبس تبدیل شده است. تضاد میان ادعاهای ترامپ و واقعیت میدانی، چنان آشکار است که حتی رسانههای غربی نیز به نقد صریح آن پرداختهاند.
ادعای نابودی ایران، دروغی که ۴۸ ساعت دوام آورد
انبیسی نیوز در گزارشی افشاگرانه نوشت: «کمتر از ۴۸ ساعت پس از آنکه ترامپ به امریکاییها گفت ارتش ایالاتمتحده «ایران را شکست داده و کاملاً نابود کرده است»، تهران یک جت جنگنده E-F۱۵ را سرنگون کرد.» این رسانه تأکید کرده که ایران «با وجود بمبارانها، تواناییهای نظامی کافی برای واردکردن خسارت قابلتوجه به نیروهای مسلح امریکا را حفظ کرده است.»
این اعتراف ضمنی نشان میدهد که ارزیابیهای اطلاعاتی و ادعاهای تبلیغاتی کاخ سفید نه تنها واقعیت میدانی را بازتاب نمیداد، بلکه به یک گمراهی راهبردی برای فرماندهان امریکایی تبدیل شد.
آمار بهروز تلفات امریکا فراتر از هر برآورد اولیه
بر اساس گزارشهای متقن از منابع رسمی ایرانی و رسانههای بینالمللی، طی دو مرحله عملیات نجات (جمعه و شنبه)، نیروهای مسلح ایران موفق به انهدام یا هدف قراردادن پرندههای زیر شدهاند:
یک فروند جنگنده اف ۱۵-E Strike Eagle که بر اساس گزارش انبیسی و تأیید سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا سرنگون شده است.
دو تا سه فروند هواپیمای ترابری سی-۱۳۰ هرکولس که بر اساس اعلام فراجا و سخنگوی قرارگاه، منهدم شدهاند. تصاویر منتشرشده نیز لاشه یک فروند اچسی-۱۳۰ را نشان میدهد. دو فروند بالگرد بلک هاوک که انبیسی و قرارگاه خاتمالانبیا هر دو بر انهدام آنها تأکید کردهاند.
یک فروند جنگنده تهاجمیای-۱۰ تاندربولت که در گزارشهای پیشین به آن اشاره شده بود. دو فروند پهپادامکیو-۹ ریپر که منابع متعدد از سرنگونی آنها خبر دادهاند. یک فروند پهپاد هرمس که بر اساس گزارشهای بهروز هدف قرار گرفته است. یک فروند بالگرد سبکاماچ-۶ لیتل برد که تصاویر منتشرشده از محل درگیری، لاشه آن را در کنار بقایای سی-۱۳۰ نشان میدهد. تصاویر منتشرشده از محل درگیری، لاشه بالگرد امریکایی MH-۶ Little Bird را در کنار بقایای هواپیمای
۱۳۰ - HC نشان میدهد - مستندی که روایت «انهدام عمدی به دست خود امریکا» را به شدت تضعیف میکند.
سخنگوی قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا در بیانیهای اعلام کرد: «عملیات به اصطلاح نجات ارتش امریکا، که در قالب عملیات فریب و فرار فوری در یک فرودگاه متروکه در جنوب اصفهان طرحریزی شده بود، با حضور بهموقع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به شکست کامل انجامید.»
چرا این شکست از طبس نیز بزرگتر است؟
شکست امریکا در اصفهان در ماهیت عملیات با طبس تفاوت دارد. در حادثه طبس (۱۹۸۰)، امریکا در یک عملیات مخفیانه برای آزادی گروگانها شکست خورد. اما عملیات اخیر، یک عملیات نجات تاکتیکی در شرایطی بود که امریکا مدعی سلطه کامل هوایی بر ایران بود. این تفاوت ماهوی، شکست را از حیث «اعتبار راهبردی» بسیار سنگینتر میکند.
همچنین سقوط یک فروند اف-۱۵ نه تنها به عنوان یک حادثه منفرد، بلکه به عنوان طعمهای برای آسیب سلسلهوار به ناوگان هوایی امریکا عمل کرد. هر تلاش برای نجات، خود به دام جدیدی تبدیل شد؛ چیزی که در نظریه نظامی «کمک به دشمن برای انهدام بیشتر» نامیده میشود.
شکست بزرگ امریکاییها در اصفهان شکست هر «هلی برن» در ایران را هم به آنان تفهیم میکند.
تحلیلگر بیبیسی تأکید کرده که وقایع اخیر نشان داد «برعکس آن چیزی که خیلیها فکر میکنند، از منظر نظامی و بدون احساسات و رسانه، امریکا توان هلیبرن وسیع در ایران را ندارد.» این ارزیابی نشان میدهد که بازدارندگی پدافندی ایران به سطحی رسیده که مانع از اجرای عملیات هوایی-زمینی در عمق خاک کشور میشود.
از طرفی در شکست عملیات نجات یک خلبان در اصفهان شکاف میان «اجرا» و «تبلیغ» آشکار است.
آنجلو جولیانو، تحلیلگر ایتالیایی، پیشتر هشدار داده بود که «غرور و وسواس نسبت به اجرا و نمایش به جای توجه به نتایج واقعی» عامل نابودی امپراتوری امریکا خواهد شد. عملیات اخیر مصداق کامل این تز است که ترامپ بیش از آنکه به نجات واقعی خلبانان بیندیشد، به ساخت یک «داستان حالخوبکن» برای افکار عمومی داخلی مشغول بود.
افکار عمومی امریکا: «نه» قاطع به جنگ زمینی
در اوج بحران، نظرسنجی جدید شبکه سیانان نشان میدهد ۶۸ درصد از مردم امریکا با هرگونه درگیری زمینی با ایران مخالف هستند و تنها ۱۱ درصد از آن حمایت میکنند. همچنین ۲۱ درصد از شرکتکنندگان گفتهاند در این زمینه نظر مشخصی ندارند. این رقم بیسابقه، یکی از پایینترین سطوح حمایت عمومی از یک اقدام نظامی بالقوه در تاریخ معاصر امریکا است. این واقعیت، فرماندهان کاخ سفید را در تنگنای راهبردی قرار داده است؛ از یک سو، فشار برای پاسخ نظامی به شکستهای پیدرپی، و از سوی دیگر، فقدان پشتیبانی مردمی و بینالمللی برای تشدید درگیری.
سقوط یا نابودی به دست خود امریکا؟!
در عین حال با آنکه امریکاییها مدعیاند این هواپیماها در ایران «گیر» کردند و برای اینکه به دست ایران نیفتند آنها را بمباران کرده، یک فیلم که گفته میشود از لحظه سقوط سی-۱۳۰ است این ادعا را زیر سئوال میبرد. یک کاربر اینترنتی نیز نوشت: «هر کسی که حداقل درک پایهای از فیزیک داشته باشد میداند که این یک سقوط است. به خمیدگی زاویهای ملخها نگاه کنید. این هواگرد ساقط شده است. نزدیکی قطعات بالگرد نشان میدهد که بهصورت یک مجموعه هدف قرار گرفته است.»
ترامپ البته در آخرین ساعات دیروز اعتراف کرد که ارتش امریکا در این حادثه هشت تلفات داشته است. او نوشت هواپیماهای تلف شده نیز قدیمی و از مد افتاده بود! دیوانه کذاب!
درباره شمار تلفات اختلاف است و حتی خبرگزاریای. بی. سی نیوز نوشته است در افتضاح عملیاتی امریکا علاوه بر دو فروند سی ۱۳۰، چهار فروند هلیکوپترامدیاماچ-۶ لیتل برد منهدم شده است.
این یک رویداد با تلفات گسترده برای نیروهای ویژه هوایی امریکا بوده است.
چرا ترامپ تصاویر خلبانان را منتشر نمیکند؟
نکته کلیدی که همه تحلیلگران روی آن اتفاق نظر دارند این هست که اگر عملیات نجات واقعاً موفق بود، تصاویر خلبانان نجاتیافته بلافاصله منتشر میشد. امریکا در تمام عملیاتهای موفق گذشته (مانند نجات خصوصیهای سربازان در عراق و افغانستان) از انتشار تصاویر و جزئیات ابایی نداشته است.
فقدان هرگونه تصویر یا فیلم از خلبانان، و اکتفا به توییتهای مبهم.
میتواند سه معنا داشته باشد؛ نخست اینکه خلبانان اصلاً نجات نیافتهاند و ادعای ترامپ دروغ محض است. در ادامه میتوانند تصویر خلبانانی را که هرگز در این جنگ نبودهاند به عنوان افراد نجاتیافته منتشر کنند؛ معنای دوم اینکه خلبانان نجات یافته، اما در وضعیت بحرانی قرار دارند و احتمالاً زنده نمیمانند؛ سوم اینکه تلفات نیروهای نجات چنان سنگین است که هرگونه روایتپردازی را با چالش مواجه کرده است. در عین حال شبکه سیجیتیان چین گزارش داد که چندین نظامی امریکا در جریان عملیات در ایران کشته شدهاند. در گزارش دیگری هم از یک منبع داخلی که شاهدعینی بوده آمده است این عملیات چندین کشته و زخمی داشته است که این افراد با آخرین بالگرد از منطقه خارج شدند.
پیروزی راهبردی طبس۲
پیروزی بدون بحث ایران در طبس۲ سه درس برای جهان دارد. نخست اینکه ادعای «نابودی کامل توان نظامی ایران» نه تنها اشتباه، بلکه خطرناک بود. این ارزیابی غلط، فرماندهان امریکایی را به اجرای عملیاتی کشاند که از پیش محکوم به شکست بود. پدافند ایران نه تنها نابود نشده، بلکه با قدرت و دقت بالا عمل کرده است.
دوم، ایران توانسته است با ترکیبی از پدافند لایهلایه، یگانهای تکاور هوشمند (مانند یگان تکاوری فراجا) و اطلاعات میدانی دقیق، الگوی عملیات هوایی-زمینی امریکا را مختل کند. این یک هشدار جدی به پنتاگون است که تصور عملیات هلیبرن وسیع در خاک ایران یک توهم بیش نیست.
سوم، شکاف میان تبلیغات راهبردی و قابلیتهای عملیاتی امریکا هرگز به این اندازه آشکار نبوده است. غروری که ترامپ و مشاورانش در آن گرفتار شدهاند، نه تنها طبس را تکرار کرد، بلکه از بسیاری جهات از آن نیز فراتر رفت. سکوت سنگین سنتکام و خاموشی ماهوارهای بر فراز غرب آسیا، خود گویای عمق فاجعه است.
جهان پیروز میدان را میشناسد
ارتش امریکا که چند ماه قبل توانست رئیسجمهور ونزوئلا را در کمتر از یک ساعت از میان چندین لایه حفاظتی برباید، امروز برای نجات یک خلبان سرنگونشده در آسمان ایران، دهها پرنده و دهها سرباز خود را از دست داده است. سکوت سنگین سنتکام، خاموشی ماهوارهای بر فراز غرب آسیا، اعتراف تلویحی رسانههای امریکایی به «کمپین گمراهکننده»، و مهمتر از همه، تصاویر لاشههای پرندههای امریکایی در خاک ایران، همه و همه حکایت از فاجعهای دارد که کاخ سفید مصمم است آن را زیر توییتهای پرشور و دروغپردازیهای تکراری دفن کند.
اما واقعیت میدان، خود گویای دست برتر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است؛ و وعده الهی تحقق یافت: «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم.»