پویش مردمی «جانفدا برای ایران» را میتوان یکی از نمودهای مهم بسیج اجتماعی در شرایطی دانست که حملات و تهدیدات امریکایی صهیونی و سایر بازیگران قدرتمند بینالمللی در ادبیات رسمی کشور برجسته شده است. اعلام عبور تعداد مشارکتکنندگان از مرز ۸ میلیون نفر که هر لحظه بر شمار آن اضافه میشود، صرفنظر از دقت آماری، حامل یک پیام سیاسی و اجتماعی روشن است: بخش قابل توجهی از جامعه آمادگی نمادین خود را برای دفاع از کشور اعلام کرده است. اما پرسش اصلی این است که چنین پویشی تا چه میزان میتواند در عمل به تأمین امنیت عمومی و بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی کمک کند؟ نخست باید به ماهیت این پویش توجه کرد.
«جانفدا برای ایران» بیش از آنکه یک ساختار نظامی یا امنیتی باشد، یک حرکت اجتماعی-نمادین است. در این چارچوب، پیوستن مقامات ارشد از جمله غلامحسین محسنیاژهای و محمدباقر قالیباف و همچنین فرماندهان پلیس و مدیران نهادهایی مانند هلالاحمر به این پویش، نشاندهنده تلاش برای ایجاد همافزایی میان حاکمیت و جامعه است. این همافزایی در شرایط بحران، یکی از مؤلفههای کلیدی «امنیت نرم» محسوب میشود. امنیت نرم به معنای توانایی یک جامعه در حفظ انسجام، روحیه و آمادگی روانی در برابر تهدیدات است. تجربههای تاریخی، از جمله دوران جنگ هشت ساله عراق علیه ایران و جنگ ۱۲ روزه صهیونی- امریکایی علیه کشورمان نشان داده که مشارکت مردمی در سطح نمادین میتواند به افزایش روحیه ملی و کاهش اثرات روانی تهدیدات دشمن کمک کند.
در این چارچوب، پویشهایی از جنس «جانفدا» میتوانند نوعی «سرمایه اجتماعی دفاعی» تولید کنند، سرمایهای که در مواقع بحرانی به کار میآید. یکی از مهمترین کارکردهای چنین پویشهایی، ایجاد بازدارندگی ادراکی است. در ادبیات امنیتی، بازدارندگی تنها به توان نظامی وابسته نیست، بلکه به «تصویر ذهنی» دشمن از اراده و انسجام داخلی نیز بستگی دارد. وقتی میلیونها نفردر قالب یک پویش آمادگی خود را برای دفاع از کشور اعلام میکنند، این پیام به طرف مقابل منتقل میشود که هرگونه اقدام نظامی ممکن است با مقاومت گسترده مردمی مواجه شود. این نوع بازدارندگی، بهویژه در جنگهای نامتقارن، اهمیت زیادی دارد.
در همین راستا، حضور نهادهایی مانند پلیس و هلالاحمر در این پویش، نشاندهنده تلاش برای گسترش مفهوم دفاع از حوزه صرفاً نظامی به حوزههای مدنی و امدادی است. در جنگهای مدرن، نقش نیروهای امدادی، پشتیبانی و مدیریت بحران، به اندازه نیروهای رزمی اهمیت دارد. اگر این پویش بتواند به افزایش آمادگی عمومی در حوزههایی مانند امدادرسانی، مدیریت بحران و تابآوری شهری منجر شود، تأثیر آن بر امنیت عمومی بسیار ملموستر خواهد بود. باید در نظر داشت یکی از چالشهای احتمالی، مسئله انتظارات است. وقتی از «آمادگی میلیونها نفر برای دفاع» سخن گفته میشود، این انتظار در افکار عمومی شکل میگیرد که سازوکار مشخصی برای استفاده از این ظرفیت وجود دارد. در صورت نبود چنین سازوکاری، ممکن است نوعی شکاف میان شعار و عمل ایجاد شود که در بلندمدت به کاهش اعتماد منجر خواهد شد. در عین حال، نباید نقش رسانهها را در تقویت یا تضعیف این پویش نادیده گرفت. بازنمایی دقیق، واقعبینانه و غیرهیجانی از این حرکت میتواند به تثبیت آن بهعنوان یک سرمایه اجتماعی کمک کند. در مقابل، بزرگنمایی یا استفاده ابزاری از آن در رقابتهای سیاسی داخلی، ممکن است اثر معکوس داشته باشد. در جمعبندی میتوان گفت که پویش «جانفدا برای ایران» در وهله نخست، یک ابزار تقویت انسجام ملی و بازدارندگی روانی است. تأثیر آن بر امنیت عمومی، بیش از آنکه مستقیم و عملیاتی باشد، غیرمستقیم و از طریق تقویت روحیه، افزایش همبستگی و ارسال پیام به دشمن تعریف میشود. برای افزایش کارآمدی این پویش، لازم است که از سطح نمادین فراتر برود و به سمت ایجاد زیرساختهای واقعی در حوزه آموزش، سازماندهی و مدیریت بحران حرکت کند. در نهایت، امنیت ملی تنها با اتکا به ابزارهای سخت تأمین نمیشود، بلکه نیازمند ترکیبی از قدرت نظامی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی است. پویشهایی مانند «جانفدا برای ایران» میتوانند یکی از اجزای این ترکیب باشند، اما جایگزین سایر مؤلفههای ضروری امنیت نخواهند بود.