کد خبر: 1348557
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۶
حسین فصیحی

در روز‌هایی که مراکز انتظامی کشور هدف حملات مستقیم دشمنان صهیونی امریکایی قرار گرفته‌اند، پلیس به‌عنوان خط مقدم امنیت اجتماعی، زیر آتش جنگ ترکیبی ایستاده است؛ جنگی که نه‌تنها جان مدافعان امنیت، بلکه آرامش خانواده‌ها و انسجام ملی را نشانه گرفته و ضرورت همبستگی مردمی را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است.

این روز‌ها کشور با موجی از حملات مستقیم دشمنان امریکایی، صهیونی و غربی روبه‌روست، حملات هدفمند به مراکز انتظامی در تهران و برخی شهر‌های دیگر، تنها یک اقدام نظامی یا امنیتی ساده نیست؛ بلکه بخشی از یک پروژه گسترده برای تضعیف روحیه عمومی، فرسایش اعتماد اجتماعی و ایجاد شکاف میان مردم و مدافعان امنیت محسوب می‌شود. این حملات، با هدف ضربه زدن به ستون‌های اصلی نظم اجتماعی طراحی شده‌اند؛ ستون‌هایی که پلیس، یکی از مهم‌ترین آنهاست.

پلیس؛ نخستین حلقه امنیت اجتماعی

نیروی انتظامی، فراگیرترین نهاد قانونی در ارتباط مستقیم با مردم است. از تنظیم ترافیک گرفته تا مقابله با جرائم، از رسیدگی به نزاع‌های خانوادگی تا مقابله با باند‌های سازمان‌یافته، پلیس در متن زندگی روزمره مردم حضور دارد. این حضور گسترده، پلیس را به یکی از اصلی‌ترین نماد‌های ثبات و نظم در جامعه تبدیل کرده است.

در شرایط جنگی یا شبه‌جنگی، اهمیت این نقش دوچندان می‌شود. دشمن به‌خوبی می‌داند که تضعیف پلیس، به معنای ایجاد خلأ امنیتی، افزایش بی‌نظمی و گسترش احساس ناامنی در میان مردم است. از همین رو، مراکز انتظامی به‌صورت هدفمند در فهرست اهداف قرار می‌گیرند.

همسایگی با مردم؛ سپر انسانی ناخواسته

مثل همه کشورها، بسیاری از کلانتری‌ها و مراکز انتظامی، در دل محله‌های مسکونی ساخته شده‌اند. این موضوع، در شرایط عادی یک مزیت محسوب می‌شود؛ زیرا دسترسی مردم به خدمات پلیسی را آسان می‌کند. اما در شرایط حملات موشکی و تهدیدات نظامی، همین ویژگی به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل می‌شود.

وقتی یک مرکز انتظامی هدف قرار می‌گیرد، تنها نیرو‌های مستقر در آن آسیب نمی‌بینند؛ بلکه خانواده‌ها، کودکان، سالمندان و شهروندان بی‌دفاع اطراف نیز قربانی می‌شوند. خسارت‌های مالی گسترده، تخریب خانه‌ها و زیرساخت‌ها، و آسیب‌های روانی ناشی از ناامنی، پیامد‌های مستقیم این حملات است.

دشمن با علم به این موضوع، عمداً چنین مراکزی را انتخاب می‌کند تا هزینه اجتماعی حملات را افزایش دهد و فضای روانی جامعه را متشنج سازد.

جنگ موشک و روایت

جنگ‌های معاصر، تنها در میدان نبرد نظامی رخ نمی‌دهند. امروز، همزمان با شلیک موشک‌ها، جنگ روایت‌ها، جنگ رسانه‌ها و جنگ روانی نیز جریان دارد. حمله به مراکز انتظامی، در کنار هدف نظامی، حامل یک پیام روانی است: «امنیت شما شکننده است.»

دشمن تلاش می‌کند با القای این پیام، اعتماد مردم به نهاد‌های امنیتی را تضعیف کند و این تصور را بسازد که پلیس دیگر توان حفاظت از جامعه را ندارد. در چنین فضایی، شایعه‌سازی، بزرگ‌نمایی ضعف‌ها و تحریف واقعیت‌ها، به ابزار‌های مکمل حملات نظامی تبدیل می‌شوند.

پلیس؛ فرزند همین ملت

یکی از مهم‌ترین نکاتی که نباید در هیاهوی جنگ فراموش شود، این است که نیرو‌های انتظامی، فرزندان همین مردم‌اند. آنها از دل همین محله‌ها، خانواده‌ها و طبقات اجتماعی برخاسته‌اند. بسیاری از مأموران پلیس، خود ساکن همان مناطقی هستند که هدف حمله قرار می‌گیرد.

آنها نه نیرو‌هایی بیگانه، بلکه پدران، برادران و فرزندانی هستند که امنیت جامعه را وظیفه خود می‌دانند. تضعیف جایگاه پلیس، در واقع تضعیف سرمایه انسانی کشور است.

انسجام اجتماعی؛ خط مقدم دفاع

تجربه‌های تاریخی نشان داده است که هیچ کشوری بدون انسجام اجتماعی، قادر به عبور از بحران‌های بزرگ نیست. در شرایط جنگی، این انسجام به مهم‌ترین سرمایه ملی تبدیل می‌شود.

حمایت مردمی از پلیس، یکی از جلوه‌های اصلی این انسجام است. وقتی مردم در کنار نیرو‌های انتظامی بایستند، دشمن در رسیدن به هدف خود ناکام می‌ماند. اما اگر شکاف میان جامعه و پلیس ایجاد شود، حتی بدون پیروزی نظامی، دشمن به بخشی از اهداف خود دست یافته است.

حلقه انسانی امنیت

امنیت، تنها محصول تجهیزات، سلاح و نیرو‌های رسمی نیست. بخش مهمی از امنیت، توسط «حلقه انسانی» جامعه تولید می‌شود؛ حلقه‌ای متشکل از شهروندان مسئولیت‌پذیر، آگاه و همدل. این حلقه انسانی می‌تواند در قالب‌های مختلف شکل بگیرد؛ از جمله همکاری با پلیس در گزارش موارد مشکوک یا پرهیز از بازنشر شایعات و اخبار تأییدنشده.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار