کد خبر: 1348068
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳
حسین فصیحی 

دهمین روز از حملات صهیونی امریکایی به سرزمین ما سپری می‌شود؛ روز‌هایی که در آن صدای انفجار با صدای گریه مادران و تشییع شهیدان درهم آمیخته است. در این مدت، بیش از هزار شهروند بی‌دفاع جان باخته‌اند و ساختمان‌های درمانی، امدادی، اداری و مسکونی تخریب شده‌اند. هر جامعه‌ای ممکن است در برابر چنین فشار سنگینی دچار فروپاشی روحی شود؛ اما آنچه در ایران دیده می‌شود، تصویری متفاوت است. خیابان‌ها خالی نشده‌اند، مراسم‌ها تعطیل نشده و مردم در میدان مانده‌اند. 
این پدیده تنها یک واکنش احساسی نیست؛ ریشه‌ای عمیق در ساختار اجتماعی و تاریخی جامعه ایران دارد. برای فهم این موضوع باید به یک نکته مهم توجه کرد: ملت‌ها در شرایط بحران، یا به درون پناهگاه‌ها عقب می‌روند یا به میدان جامعه می‌آیند. انتخاب هر یک از این دو مسیر، بازتابی از فرهنگ تاریخی، حافظه جمعی و سرمایه اجتماعی آن جامعه است. 
در بسیاری از کشورها، وقتی آژیر خطر به صدا درمی‌آید، خیابان‌ها خالی می‌شوند و شهر‌ها به سکوت فرو می‌روند. اما در ایران و برخی سرزمین‌های دیگر که تجربه مقاومت تاریخی داشته‌اند، صحنه‌ای متفاوت شکل می‌گیرد. مردم نه تنها از میدان اجتماعی کنار نمی‌روند، بلکه با حضور در مراسم‌های جمعی، تشییع‌ها و آیین‌های عمومی، نوعی همبستگی اجتماعی فعال ایجاد می‌کنند. 
از نگاه جامعه‌شناسی، چنین رفتاری نشان‌دهنده وجود سرمایه اجتماعی بالا در جامعه است. سرمایه اجتماعی یعنی میزان اعتماد، همبستگی و احساس تعلقی که مردم نسبت به یکدیگر و سرزمین خود دارند. هرچه این سرمایه بیشتر باشد، جامعه در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر عمل می‌کند. 
حضور گسترده مردم در خیابان‌ها، در حقیقت یک پیام روشن دارد: جامعه هنوز خود را یک «کل واحد» می‌داند. در چنین شرایطی، هر فرد احساس می‌کند که سرنوشتش با سرنوشت دیگران گره خورده است؛ با این فرضیات است که می‌توان به پرسش‌هایی پیرامون چرایی فرونپاشیدن جامعه ایرانی سخن گفت. به بیان دیگر، یکی از پرسش‌های مهم در روز‌های جنگ این است که چرا جامعه‌ای با وجود فشار‌های سنگین، دچار فروپاشی ذهنی و روانی نمی‌شود. پاسخ این پرسش را باید در چند عامل مهم جست‌و‌جو کرد. 
نخست، حافظه تاریخی مقاومت است. جامعه ایران در طول تاریخ بار‌ها با بحران‌ها و تهدید‌های بیرونی مواجه شده است. این تجربه تاریخی نوعی الگوی ذهنی در جامعه ایجاد کرده است: اینکه بحران‌ها گذرا هستند، اما هویت جمعی باقی می‌ماند. دیگر مورد موثر در این رابطه، فرهنگ آیینی و جمعی است. آیین‌های سوگواری، تشییع‌های باشکوه و مراسم‌های عمومی تنها یک واکنش احساسی نیستند؛ بلکه کارکرد اجتماعی مهمی دارند. این آیین‌ها به مردم اجازه می‌دهد درد و اندوه خود را به صورت جمعی بیان کنند و از تنهایی روانی خارج شوند. 
عامل دیگر، احساس عدالت‌خواهی و دفاع از هویت است. در بسیاری از جوامع، وقتی مردم احساس کنند که در برابر یک تهدید خارجی قرار دارند، نوعی انسجام ملی شکل می‌گیرد. این انسجام می‌تواند حتی اختلاف‌های داخلی را موقتاً کمرنگ کند. 
در روز‌های اخیر، در میان افکار عمومی نوعی مطالبه برای ادامه ایستادگی و تحمل یک نبرد طولانی دیده می‌شود. این موضوع را نمی‌توان صرفاً به احساسات لحظه‌ای نسبت داد. در واقع جامعه ایران در طول دهه‌های گذشته تجربه‌هایی داشته که به آن آموخته است در برخی بحران‌ها، استقامت طولانی‌مدت یک راهبرد جمعی محسوب می‌شود. 
در چنین شرایطی، افکار عمومی به نوعی آمادگی ذهنی برای یک دوره فشار یا نبرد فرسایشی می‌رسد. این آمادگی از دل همان حافظه تاریخی و فرهنگی شکل می‌گیرد که در آن مقاومت، بخشی از هویت جمعی تلقی می‌شود. 
حضور مردم در خیابان‌ها و مراسم‌های جمعی فقط یک نمایش نمادین نیست. وقتی مردم کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، احساس تنهایی و ترس کاهش می‌یابد. دیدن جمعیت‌های بزرگ، شنیدن صدا‌های مشترک و تجربه یک احساس جمعی، به افراد این پیام را می‌دهد که جامعه هنوز زنده و فعال است. 
در واقع خیابان در چنین شرایطی به یک فضای روانی مشترک تبدیل می‌شود؛ فضایی که در آن مردم می‌توانند امید، اندوه و اراده خود را به صورت جمعی تجربه کنند. 
حضور گسترده مردم در عرصه اجتماعی، علاوه بر آثار روانی و فرهنگی، پیامد‌های راهبردی نیز دارد. در بسیاری از جنگ‌ها، یکی از اهداف اصلی طرف مقابل، تضعیف روحیه جامعه و ایجاد فروپاشی داخلی است. اگر جامعه دچار ناامیدی یا بی‌اعتمادی شود، حتی بدون شکست نظامی نیز ممکن است دچار بحران شود. در مقابل، جامعه‌ای که حضور فعال در عرصه عمومی دارد، این پیام را منتقل می‌کند که از درون منسجم است. این انسجام اجتماعی می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل در تعیین سرنوشت بحران‌ها باشد. از همین رو، در بسیاری از نظریه‌های جنگ و امنیت ملی گفته می‌شود که پشتوانه مردمی یکی از ستون‌های اصلی قدرت یک کشور است.
آنچه امروز در خیابان‌ها و مراسم‌های جمعی دیده می‌شود، تنها واکنشی به یک رویداد تلخ نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تلاش جامعه برای حفظ هویت و امید در سخت‌ترین شرایط است. 
جامعه‌ای که بتواند در دل بحران، همبستگی خود را حفظ کند و از اندوه جمعی برای تقویت پیوند‌های اجتماعی استفاده کند، در واقع در حال ساختن سرمایه‌ای است که می‌تواند آینده آن جامعه را شکل دهد. در نهایت، شاید مهم‌ترین پیام این روز‌ها همین باشد: قدرت یک ملت تنها در تجهیزات یا امکانات خلاصه نمی‌شود؛ گاهی بزرگ‌ترین قدرت، اراده مردمی است که تصمیم می‌گیرند در میدان بمانند.

برچسب ها: آژیر خطر ، مردم ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار