فصل نقلوانتقالات زمستانی یک فرصت ناب است برای دلالهای فوتبال که بازیکنان بنجل و باد کرده روی دستشان را به تیمهای فوتبال قالب کنند. تیمهایی که بیخیال خرج و مخارج و هزینههای سرسامآور از بیتالمال خرج میکنند و به کسی هم پاسخگو نیستند.
این روزها جماعت دلال حتی فرصت دارند بازیکنان امتحان پسداده بنجلی را که در ابتدای فصل به اسم ستاره و با هیاهو و حاشیههای زیاد به تیمها قالب کردهاند، راهی تیمهای دیگر کنند. نمونههای زیادی را میتوان مثال زد؛ دو نفر از آنها در پرسپولیس هستند که اتفاقاً با کلی سروصدا راهی تیم سرخپوش پایتخت شدند و درست برخلاف سروصداها هیچ سودی برای پرسپولیس نداشتند و اگر خوشبین باشیم حاشیه آنچنانی هم نداشتند. حالا هم قرار است این بازیکنان از جمع سرخها جدا شوند و بروند جایی دیگر، چگونه؟ به کمک همان دلالهایی که ابتدای فصل بزرگشان کردند.
از این دست اتفاقها در تیم رقیب هم تا دلتان بخواهد رخ داده، البته با این تفاوت که در استقلال هم نمونه ایرانی داریم و هم نمونه خارجی تا آبیها در این قسمت گوی سبقت را از رقیب خود بربایند. مگر همین استقلال نبود که مبلغ ۲ میلیون دلار بابت رضایتنامه یک بازیکن گمنام که توسط رسانههای دلالمآب بزرگ شد، پرداخت کرد و فعلاً منتظر است تا این مثلاً ستاره شکوفا و تبدیل شود به گلزنی دیگر از دیار اردبیل!
این روزها و در شرایط خاص کشور دلالهای حاکم بر فوتبال حسابی و با خیال راحت مشغول کارشان هستند و سوار بر اسب مراد میتازانند. مدیران باشگاهها هم بیخیال و فارغ از حس پاسخگویی و مسئولیت به اسم تقویت تیمهایشان و البته رقابت و عقب نماندن از رقبا بازیکنانی را خریداری میکنند که شاید حتی به کارشان هم نیایند، ولی، چون اصولاً هیچ دلسوزی و تعهدی در کار نیست، این بازیکنان خریداری میشوند تا هم جیب دلالها پرپول شود، هم سهم مدیران برسد و هم درصدی هم به جیب بازیکنی برود که حتی شایستگی بخشی از آن را هم ندارد.
قبلاً بارها گفتهایم که که فصل نقلوانتقالات، بهار دلالهای فوتبال ایران است. فصلی که آنها میتوانند هر طور که دلشان میخواهد در غفلت نهادهای ذیربط و مسئول جیبشان را پرپول کنند و جای تأسف دارد که امروز شاهد هستیم آنها مدت کوتاه نقلوانتقالات زمستانی را هم به فعالیت خود اضافه کردهاند تا هرچه بیشتر باشگاهها و البته بیتالمال را تارج کنند.
در این بین باید از نقش منفعل کمیتههای فنی باشگاههای فوتبال هم گفت. کمیتههایی که با هزار شعار و وعده وعید و حضور چهرههای نامدار تشکیل شدهاند، اما کوچکترین کمکی به باشگاهها نمیکنند. کمیتههایی که باید کمکحال کادر فنی باشگاهها برای خرید درست بازیکن باشند، اما خودشان هم باری اضافه هستند بر هزینههای سرسامآور باشگاهها، کمیتههایی که به جای کمک بیشتر در پی سهمخواهی خود از سفرهای هستند که پهن شده و آنها که تصور میکنند تاکنون حقشان را از فوتبال نگرفتهاند باید تا میتوانند از این سفره بردارند.
در یک کلام، فصل کوتاه نقلوانتقالات نیمفصل یک فرصت ناب برای دلالها فراهم کرده تا باز هم به فوتبال ضربه بزنند، ضربهای جبرانناپذیر که میتواند فوتبال را بیشتر از قبل به قهقرا ببرد.