کد خبر: 1193186
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۰
زینب مواصلی

فمینیسم اسلامی واژه‌ای است که از اواخر قرن بیستم شکل گرفت و عمدتاً شامل زنانی بود که با هدف مشخص تساوی‌طلبی محض میان زن و مرد می‌کوشیدند با تفسیر مجدد دین و آموزه‌های قرآنی، رویکرد برتر بودن مردان در اسلام را که ناشی از خوانش غلط دین است، به چالش بکشند. در همین راستا، گروهی از فمینیست‌ها در داخل کشور که در فضای مذهبی ایران تنفس می‌کنند و به فرهنگ جدید غرب دل بسته بودند، یکباره به انکار آموزه‌های دینی پرداختند و با طبقاتی یا خرافی دانستن این اعتقادات، مروج دیدگاه‌های ماتریالیستی شدند و برخی دیگر که هم به اسلام ایمان داشتند و هم از فرهنگ غرب متأثر بودند، دیدگاه اسلامی و قوانین مدنی و جزایی جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار دادند. آنان برای خروج از این بحران هویت دوپاره مسلمان یا غربگرا، تفسیر متون دینی را به گونه‌ای هماهنگ با فرهنگ جدید پیشنهاد کردند. حاصل عملکرد این گروه در مباحث زنان دیدگاهی را پایه نهاد که در عمل تبدیل به دین‌گریزی و سپس دین ستیزی شد.
سال گذشته و به بهانه مرگ مهسا امینی، از همان نخستین تجمعات، اولین نشانه‌های دین‌ستیزی در میان جماعت معترض نشان داد که مسیر این جریان به کجا خواهد رفت. کشف حجاب که نه اعتراض به حکومت ایران، بلکه به وضوح مخالفت با احکام الهی است، در قالب مخالفت با جریان مردسالار، چنین نمایانده شد که اکنون هر زنی که در ایران محجبه است، طرفدار حکومت و هر زنی که حجاب برمی‌دارد، زنی آزادی‌خواه است. در همان روز‌ها برخی فعالان فمینیسم اسلامی در داخل با دستمایه قرار دادن توجه به حقوق زنان، وارد بازی «من محجبه ام، اما با حجاب اجباری مخالفم» شدند که در نهایت رسیدن به شکلی از حاکمیت است که ظاهراً دینی است، اما در واقع هیچ‌یک از احکام دینی در آن اجرا نخواهد شد.
طرفداران زنان محجبه که سال‌هاست رویکرد فمینیستی را در پیش گرفته‌اند و در حوزه‌های سیاستی می‌کوشیدند تا با الحاق ایران به کنوانسیون‌های بین‌المللی، بتوانند فرم‌های تساوی طلبانه را در قوانین ایران بگنجانند، از جریان به راه افتاده معترض به قوانین اسلامی، نشان داد که اتاق فکر «زن، زندگی، آزادی» به درستی می‌داند که پاشنه‌آشیل همراه‌سازی جریان‌های مذهبی تحصیلکرده با جریان معترض کجاست. جایی که اگر چه فمینیسم اسلامی آن را اصلاح وضع موجود می‌داند، اما در پس پرده قیافه حق به جانب اصلاحات طلبی، تفکری از مخالفت با قوانین اسلامی وجود دارد که ناشی از التقاط فکری تحصیل علم غربی و عدم درک قواعد دینی است و به دنبال بهانه‌ای برای بروز خود می‌گردد.
پس از اظهارات عمومی لیدر‌های علنی جریان «زن، زندگی، آزادی»، مانند مسی علینژاد، ربع پهلوی، نازنین بنیادی و برخی فراری‌ها مانند علی کریمی، تصویر دروغین «معترض به نظام» از میان رفت و مشخص شد هدف اعتراض، تنها دین است که حتی دامن دینداران مخالف نظام خارج از ایران را نیز می‌گیرد و منجر به حمله به آن‌ها می‌شود، اما نقطه تلاقی را با جریان‌های غربگرای داخلی از جمله فمینیست‌های اسلامی حفظ می‌کند، یعنی همان مخالفت با پدرسالاری دینی که می‌تواند تنها موضع مشترک حفظ اندک‌شان این جریان نزد افرادی مثل معصومه ابتکار یا شهین مولاوردی باشد.
فمینیسم اسلامی بیش از آنچه تصور می‌شود در میان تحصیلکردگان و سیاستمداران ریشه دوانده، به گونه‌ای که حتی در پی دستگیری‌های صورت گرفته اخیر در گیلان، فردی مانند سمیه توحیدلو که سابقه فعالیت در جریان فتنه ۸۸ را دارد، دستگیری فعالان مرتبط با خارج از ایران را که مهیای ایجاد آشوب در سالگرد مهسا امینی بودند، مورد انتقاد قرار می‌دهد و از آنان با عنوان فعالان حوزه زنان یاد می‌کند. این شکل از حمایت ها، اگر چه طبع خون طلب جریان‌های معرض با نظام مانند «زن، زندگی، آزادی» را ارضا نمی‌کند، اما در جهت کسب وجهه عمومی حق به جانب در میان قشر خاکستری به کار آن‌ها می‌آید.
هم‌افزایی فمینیسم اسلامی داخلی با جریان‌های معترض دینی- حکومتی صرفاً به این مقطع ختم نخواهد شد و زن به عنوان مسئله همواره چالش برانگیز جهانی، باز هم در سناریو‌هایی جدید مورد توجه قرار خواهد گرفت تا این جریان خزنده ضد دینی که در بسیاری از مراکز علمی و سیاسی ریشه دوانده، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه بتواند حمایت مادی و معنوی خود را پشت فعالیت‌های‌براندازانه علم کند.

 دکتری جامعه شناسی

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار