«اعزام کیفی»؛ نگرشی که باعث شد در نوزدهمین دوره بازیهای آسیایی شاهد عملکرد بسیار ضعیف و دور از انتظار کاروان اعزامی ایران به چین باشیم، حالا گریبان کاروان «فرزندان ایران» را هم گرفته تا امید زیادی به دروی مدالها در پاراآسیایی هانگژو نداشته باشیم. «اعزام کیفی»؛ نگرشی که باعث شد در نوزدهمین دوره بازیهای آسیایی شاهد عملکرد بسیار ضعیف و دور از انتظار کاروان اعزامی ایران به چین باشیم، حالا گریبان کاروان «فرزندان ایران» را هم گرفته تا امید زیادی به دروی مدالها در پاراآسیایی هانگژو نداشته باشیم.
اعزام کیفی بیتردید خودزنی است، خصوصاً در مورد کاروانی که میتوانست بار دیگر توانمندی فرزندان ایران را به نمایش بگذارد، اما با کجسلیقگی آقایان مسئول که برای همه چیز چرتکه میاندازند، جز جمع کردن بساط فساد در ورزش کشور، حسرت حضور در بازیهای پاراآسیایی به دل ورزشکاران زیادی ماند؛ ورزشکارانی که عمدتاً در سختترین شرایط خود را مهیای حضور در میادین مختلف بینالمللی میکنند، اما چند سالی است رقیب آنها بیخگوششان است نه در میدان نبرد؛ رقیبی که عبور از سد آن توانمندی و مبارزهای متفاوت را میطلبد.
حضور ورزشکاران ایران در رقابتهای پارا، میخواهد آسیایی باشد یا جهانی، جدا از کسب مدال و رفتن روی سکو و به اهتزاز درآوردن پرچم پرافتخار کشور بر فراز دنیا، پیامها و پیامدهای دیگری هم دارد که به رخ کشیدن توانمندیهای فرزندان ایران، در بین توانیابان کشور امید و انگیزه ایجاد میکند که به دلیل شرایط خاص جسمانیای که دارند، شاید از حضور در جامعه گریزان باشند. افرادی، چون مهرزاد والیبال نشسته ایران که بیشک بهانه و انگیزه میخواهند برای بروز توانمندیهایی که دارند؛ استعدادهایی که امروز به جای شکوفایی، با تصمیمات سرتاپا ایراد مسئولان شاهد پرپر شدن آنها هستیم.
کشیدن خط قرمز روی نام ورزشکاران به بهانه اینکه شانسی برای کسب مدال و رفتن روی سکو ندارند، کار چندان سختی نیست، اما بیتردید تاوان گزافی دارد و با روح ورزش و شعارهایی که در راستای توسعه و ترقی جامعه داده میشود در تضاد است. کنار گذاشتن یک ورزشکار، خصوصاً ورزشکار پارا، انگیزه زندگی در افرادی را نابود میکند که در خروج از کنج انزوای خود به دلیل شرایط جسمانی دچار تردید و دودلی هستند؛ افرادی که بعید نیست با ورود به جامعه، سهم بسزایی در پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و ورزشی کشور داشته باشند. کم نیستند افراد توانمندی که پستهای مهمی را در جامعه عهدهدار هستند؛ افرادی که شاید یک تلنگر و یک بهانه مانع خانهنشینی آنها شده باشد و تردیدی نیست که ورزش بهترین بهانه برای حضور آنها در جامعه است، اما چه ساده طی چند سال اخیر با وجود شعارهای رنگارنگی که در راستای تلاش برای حضور افراد توانمند و جانباز در جامعه داده شده، راه بسیاری را که عزم قد راست کردن داشتند، با تصمیمهایی، چون اعزام کیفی به مسابقات بستهایم؛ راهی که نه فقط میتواند مدال و عنوانی برای کشور عزیزمان ایران در پی داشته باشد که میتواند فرصتی برای خودباوری افراد جانباز و معلول باشد و انگیزهای برای آنها که شاید هنوز نمیدانند شرایط متفاوت جسمانیای که دارند، نمیتواند مانعی برای کسب موفقیت در مقاطع مختلف باشد. تشویق جامعه برای استقبال از ورزش با تصمیماتی، چون اعزام کیفی جهت کاهش هزینهها در تضاد است و این تضاد بیهیچ شک و تردیدی به سود ورزش و سلامت جامعه نیست و میتواند عواقبی گزافتر از عدمدستیابی به چند مدال را در آینده در پی داشته باشد؛ عواقبی که کاش بعد از رقابتهای هانگژو آقایان مسئول و تصمیمگیرنده را به فکر فرو برد تا دست از راه اشتباهی که در پیش گرفتهاند، بکشند.