بیشتر از صد سال است تمدن غرب زمام و مدیریت جهان را بعد از استعمار کهن خود به گونهای جدید تحت عنوان غرب متجدد به دست گرفته و تمدنش را به وسیله فلاسفهاش ساخته و پرداخته کردهاست. بیشتر از صد سال است تمدن غرب زمام و مدیریت جهان را بعد از استعمار کهن خود به گونهای جدید تحت عنوان غرب متجدد به دست گرفته و تمدنش را به وسیله فلاسفهاش ساخته و پرداخته کردهاست. غرب برای تثبیت حکومتش هر فرهنگی که رنگ و بوی انسانی و الهی داشت، مورد تحقیر و استهزا قرار داد و عقبمانده معرفی کرد تا رنگ حنای تمدنش بگیرد. از سوی دیگر در تمام دنیا روشنفکران آلت دست غرب، مست و واله تمدن مبتذل غربی نیز شعار آزادی سر دادند که انسان باید از همه چیزهای دستوپاگیر، همانند غربیها، آزاد باشد. یکی از شبهآزادیهایی که از آن نام میبرند و بیشتر مدنظر آن فرهنگ پوچ بوده و همچنان پابرجاست، آزادی زن است.
از آنجا که سیاست غرب متجدد، کنترل، سلطه و مدیریت بر جهان و منابع آن یا کنترل رشد جمعیت با عدم زاد و ولد به نفع سرمایهداری و نظم غربی است، بنابراین باید آن جهان مورد نظر خود را طوری طراحی کند که همه عناصر فرهنگی و اقتصادی و سیاسی آن هماهنگ و یکدست باشد. یکی از طراحیهای این تمدن نسبت به زن است که او را از حیث انسانیت خارج کند و به جنسیت او بپردازد و اینگونه به جنگ با زن و خانواده در پوشش اعطای حق آزادی به زن میرود.
از نظر اقتصادی نیز دستگاه مدیریت شیطانی غرب در عصر صنعتی شدن و جنگ جهانی اول و دوم که به نیروی کار ارزان محتاج شدهبود، دست به دامان زنان شد و آنها را آهسته آهسته از خانهها خارج کرد و با عناوینی همچون استقلال و برابری با مردان، شعار فمینیسم را بر سر زبان زنان گذاشت تا سود و منافع سرشاری را که از بهرهکشی زنان به دست میآورد، به کمپانیها و تراستهای خود سرازیر کند. از سوی دیگر برهنگی، لذتجویی، پلشتی و زشتی را هم که آن زمان برای اکثر زنان چندشآور و دور از ادب و تربیت بود، در طول زمان، توسط تبلیغات و رسانهها عادیسازی نمود تا جایی که شهوت و التذاذ جنسی بر مردم غالب شود و اعتراضات اجتماعی برای شغلهای طاقتفرسا و کمدستمزد شکل نگیرد.
از اینرو زنان به واسطه جهل و ناآگاهی و جور زمان قدم به دام مستکبران منفعتطلب و سودجویان نهادند و در نقشه زرق و برقدار آنها حرکت کردند. آن زمان با طراحیهای شوم، زنان از خانه بیرون آمدند و پایههای خانواده که بنیان جامعه بوده و هست، سست و لرزان شد. اکنون نیز با قدری تأمل، صدای شکستن پایههای آن شنیده میشود. این فرهنگ مبتذل، روز به روز خفت و خواری را به نام آزادی در حلقوم زنان و دختران کرد تا معنای خانواده را در جامعه دگرگون کند. دیگر خانواده فقط به یک زن و مرد و فرزندان گفته نمیشد، بلکه پس از دچار کردن انسانها به هرزگی و لجنمال کردن فطرت آنان، انواع و اقسام ازدواجها و خانوادهها را مطرح کردند تا در سایه غوطهور شدن جامعه به منجلاب و پستی به حاکمیت خود مهر محکمی زنند و سوار بر اسب مراد خویش برانند و بتازند.
ازدواج زن با زن، مرد با مرد، یک زن با دو یا سه مرد یا بیشتر، مردان با دخترکان کوچک، غوغای همجنسگرایی، ازدواج انسان با حیوانات و عروسکها را تعریف کرد و اکنون هم سرگرمی جدید جنسی ثروتمندان دنیا، ثروتمندانی که با زنان و دخترانی دست و پای بریده، بدون هیچ اراده و صدایی، بسان بردگان جنسی جدید به نام لولیتا به اعمال شنیع و خوشگذرانی میپردازند، که حتی گفتن آن عرق شرم بر پیشانی هر انسان با وجدانی مینشاند. اکنون غرب نهتنها با فروپاشی خانوادهها رو بهرو است، بلکه با فروپاشی تمدنش نیز روبهرو است که نتیجه دموکراسی، لیبرالیسم، اومانیسم، فمنیسم و همه ایسمهای غربی است.
رهبر انقلاب در ۱۴ دی ۱۴۰۱ فرمودند: «سرازیری فروپاشی خانواده در غرب به قدری تند شده که دیگر امکان توقف و اصلاح وجود ندارد» و از آنجایی که خانواده یعنی بنیان تمدن، پس فروپاشی خانواده یعنی نابودی تمدن و به همین دلیل رهبر انقلاب خبر از نابودی قطعی تمدن غرب دادند.
این همان زندگی مادی سراسر نحوست و رذالت نشئت گرفته از حاکمیتی است که دشمنان خدا در دنیا به پا کردهاند تا مردم را از خدا و ولی خدا جدا کنند و آن زشتی و فلاکت را بر سر زنان و خانواده ما بیاورند تا به اصطلاح خودشان به زنان و دختران ما آزادی اعطا کنند. اگر آزادی این است که امروزه در تمدن غرب جاری است، ما عطایش را به لقایش میبخشیم و میگوییم اگر این آزادی است ما به این آزادی کافریم، اما اگر انسان البته فارغ از جنسیت، طبق آیه شریفه ۶ سوره تحریم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکم وَ أَهلِیکم نَارَاً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَهٌ...» «ای کسانی که ایمان آوردهاید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست، نگه دارید...» در دنیا بندگی کند و به تعالیم او، مؤمن صالح شود، میتواند از همین دنیا، لبریز از معنویت همراه با خانواده پاک و مبرای خود، از زشتی عبور کند تا به حیات طیبه برسد. برای اینکه زرق و برق دستگاه ابلیس ما را در خود فرو نبرد، باید با نظام اسلامی که اقامه کننده حاکمیت الله و اهلبیت (علیهمالسلام) است، همراه شویم و در آستانه برپایی تمدن نوین اسلامی، ظهور منجی عالم را به بشریت که گرفتار رنج و فلاکت و بدبختی است، مژده دهیم.