رسانه KHAMENEI. IR به همین مناسبت در گفتگو با سیدهادی سیدافقهی، کارشناس مسائل جهان اسلام به بررسی راهبرد وحدت کشورهای منطقه در جهت حل مسئله امروز و فردای فلسطین اشغالی پرداخته است.
رهبر معظم انقلاب در دیدار سفرای کشورهای اسلامی و شرکتکنندگان در کنفرانس وحدت تصریح کردند اگر کشورهایی مثل ایران، عراق، سوریه، لبنان، عربستان، مصر، اردن و کشورهای حوزه خلیجفارس یک خطمشی واحد را در مسائل اساسی و کلی خود اتخاذ کنند، قدرتهای زورگو نمیتوانند در امور داخلی یا سیاست خارجیشان دخالت کنند. فلسفه نام بردن از این کشورها را چه میدانید؟
همه کشورهایی که رهبر معظم انقلاب ذکر کردند از ظرفیتها و توانمندیهای اقتصادی، هدایت راهبردی، تاریخچه فرهنگی و موقعیت حساس جغرافیای دینی برخوردارند. با توجه به اختلافات مذهبی که جزئی است ولی مساحت مشترک این کشورها و مردم آنها، روشنفکران، نخبگان و علمای آنها که حضرت آقا نام بردند، بسیار حائز اهمیت است و نباید از آنها غفلت شود. باید این کشورها در ظرفی همدیگر را پیدا کنند که اندیشمندان مانند مجمع جهانی اهلبیت یا مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی میتواند ظرفیتها را فراهمتر سازد و با دعوتهای منظم بحثهای هدفمند و روشمند دیدگاههای نخبگان این کشورها را بیان کنند. وقتی میگویم نخبگان، صرفاً نخبگان مهندسی، پزشکی، علمی و طبی نیست و نخبگان فکری و اندیشگی است که هم علما و هم نویسندگان، پژوهشگران، صاحبان قلم و صاحبان منبر را دربرمیگیرد. اگر این اتفاق بیفتد، یک جغرافیای منسجم با یک بافت اجتماعی بسیار همگون با همگرایی و واگرایی به سمت یک نقطه مشخص و چشمانداز روشن خواهد رفت. اگر این اتفاق بیفتد، پیشران شکلگیری جبهه ضداستکباری و ضدصهیونیستی است.
درست است بعد از شهادت سردار سلیمانی
با ۱۰، ۱۱ موشک پایگاه عینالاسد را زدیم، ولی رهبر معظم انقلاب این را کافی ندانستند و فرمودند خونبهای شهید سلیمانی و دوستانش اخراج امریکا از منطقه است. در اینجا باید یک توقف کوتاه داشته باشیم که اخراج امریکا از منطقه لزوماً نظامی نیست. وقتی ضرورت حضور امریکا منتفی میشود، ممکن است یک ساز و برگ آن نظامی باشد، اما ساز و برگ مهمتر این است که ملتهای مبدأ متوجه شوند امریکا نیامده از منافع ملتهای منطقه، از بافت اجتماعی منطقه، از دین، تاریخ، فرهنگ و فولکلور و پیشرفت منطقه حمایت کند، بلکه آمده نابود کند، چون بقا و ادامه حیات امریکا در دو عامل اساسی است که یکی بحرانآفرینی و دیگری بحران زیستی است، بنابراین بحرانزدایی و تحقق بحرانآفرینی رژیمصهیونیستی و کشیدن بساط از زیر پای این رژیم متجاوز و خودکامه چیزی است که امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب هدفگذاری کردند و این کشورها باید در این راستا حرکت کنند. هر چه این دیدارها، ملاقاتها، مشورتها، تبادل افکار و اندیشهها و رایزنیها هم در سطح حکام و هم در سطح رسانهها در قالب دیپلماسی عمومی و در قالب کانونهای دوستی، کمیسیونها و کمیتههای تخصصی بایداتفاق بیفتد. هدفگذاری، اتحاد و حرکت به سمت هدف و چشمانداز عالی مسئله اصلی و شالوده بنیان تمدن نوین اسلامی است. مقتضای بنیان تمدن نوین اسلامی اتحاد است و یک یا دو کشور به تنهایی نمیتوانند تمدن بسازند. نطفه تمدن منعقد میشود، ولی هر نطفه در رحم حوادث و تحولات تاریخی، سیاسی و جغرافیایی در منطقه باید با عوامل رشددهنده همراه باشد و مأمور تغذیه باشد تا سالم و نه مشوقالخلقه از این رحم بیرون بیاید، بنابراین فرمایش حضرتآقا فرمایش بسیار عمیق، دقیق و محاسبهشدهای است و دیدگاه محاسباتی ریاضی هم هست.
اگر یک خطمشی واحد در حل مسئله فلسطین و ایجاد امنیت پایدار و جلوگیری از رشد و توسعه گروههای تروریستی شکل بگیرد، چقدر کمک میکند؟
دنیا بهشت میشود اگر کشورهای مهم منطقه که نقشآفرین و اثرگذار هستند از امکانات و ثروتهای خدادادی، موقعیت جغرافیایی مهم و مردم شریف و انقلابی که برخوردارند، متحد شوند. با این اتحاد منطقه جایی برای امریکا و شیطنتهای رژیمصهیونیستی، جنگهای نیابتی و تأسیس گروههای تروریستی نخواهد بود و حرکت مردم به سمت آزادسازی قدس شریف میرود، البته این فرایند در حال رخ دادن است، وقتی حضرت امام (ره) آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس اعلام کرد. بیش از چهلوچندسال است که این روز جهانی به راه میافتد. تراکم جمعیتی در هر نقطه از جهان روزبهروز روبه فزونی است و معنای آن این است که مردم دارند روشن میشوند و وسایل ارتباط جمعی مفهوم جهان را که حکم یک دهکده کوچک دارد، متبلور میکند، مثلاً در شبکههای اجتماعی به صورت زنده حوادث غزه پخش میشود. امریکا چقدر میتواند حقایق را سانسور کند؟! وقتی این حقایق فاش شوند دامهای شیطان، خباثتهای رژیمصهیونیستی و خیانت برخی کشورهای عربی برای مردم آشکار و فرهنگسازی میشود، پس در یک بستر درست اطلاعرسانی و آگاهسازی منطقی، مهندسی و حسابشده به سکوی پرتاب به سمت آزادسازی قدس شریف میرسد و هر کس به هر شیوهای که در توانش است یکی با قلم، یکی با درم، یکی با بدن، یکی با سخنرانی، یکی با افشاگری و یکی با کمک به ساخت سلاح به این روند کمک میکند. سازمانی به نام حماس چند روز است رژیمصهیونیستی را به خاک ذلت نشانده و همه کاسه چهکنم به دست گرفتهاند که هم دوست و هم دشمن میگوید چه شد و این حادثه چه بود؟! چند بار اعراب با رژیمصهیونیستی وارد جنگهای سهمگین شدند، مثل جنگ ۱۹۶۷، جنگ۱۹۷۳ که جمال عبدالناصر و انورسادات شکست خوردند و کمپ دیوید را امضا کردند و ذلیل شدند و هنوز نیمی از صحرای سینا و نیمی از بلندیهای جولان در اشغال رژیمصهیونیستی است. بیش از ۸۰۰کشته، بیش از ۲ هزار زخمی و بیش از هزارو ۴۰۰ اسیر کار یک سازمان بوده است، وای به روزی که جهان عرب و جهان اسلام دست به دست هم دهند و از امکانات اقتصادی، نظامی، تبلیغاتی، اجتماعی و پتانسیلهای بشری استفاده کنند؛ چیزی که حضرت امام فرمودند: هر کس یک سطل آب به سمت اسرائیل بریزد، غرق میشود. حدود ۲ میلیارد مسلمان در جهان داریم، چرا همه خوابند؟ اینکه یک سازمان اینگونه یکی از مهمترین ارتشهای دنیا را زمینگیر کرده است، نشان از زوال و فروپاشی ندارد؟ امروز اوج شستوشوی مغزی، جنگ ادراکی و جنگ رسانهای است و به تعبیر حضرت آقا، باید با جهاد تبیین این جنگ خنثی شود. جهاد تبیین فضایی برای کل عالم بشریت بود و فقط برای یک منطقه و ایران نبود. هر کس میتواند ندای حق، حقانیت و مظلومیت مردم فلسطین و مردم منطقه را که در نتیجه خودکامگی، ماجراجویی، سلطهگری و هژمون امریکای تروریستی رنج میبرند به گوش جهان برساند. باید با جهاد تبیین این افکار محقق شوند و هر کدام از علما و فرهیختگان در کشور خودشان سفیری شوند و روشنگری و جهاد تبیین کنند که این امر در حال رخ دادن است.
در شکلگیری این مقوله نخبگان، سیاستمداران و سیاستگذاران کشورها چقدر نقش دارند و ملتها چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟
اگر بخواهیم در قالب امت و امام نگاه کنیم، یک تعریف را پیاده میکنیم و به یک نتیجه میرسیم و اگر در قالب مد روز و از نگاه غربی و شرقی، نگاه آکادمیک و نگاه مکاتب سیاسی دولت باشد، قالب دولت- ملت میشود. اگر در قالب دولت- ملت نگاه کنیم، یکسری وظایف بر گردن حکمرانان، دولتمردان و طراحان است و برنامهریزی و سیاستگذاری میکنند و برنامههای درازمدت و چشماندازها را ترسیم و هدفگذاریها را تعریف میکنند. یک وظیفه دیگر مسئله مردم است که نظام باید مردم را هدایت کند و اگر مردم ساز خود را بزنند و حکمرانان ساز دیگری بزنند، قطعاً این ساز ناکوک میشود و دشمن از این گپها و فاصله روزافزون حداکثر سوءاستفاده یا بهرهبرداری را میکند. نظام مبارک و منور جمهوری اسلامی تحت ولایت فقیه عادل، جامعالشرایط، عارف به مسائل روز، شجاع و نترس ما را مصون میکند و مصونتر هستیم. نمیگویم آسیب نمیبینیم؛ دشمن دست به انواع و اقسام حیلهها، مکرها، توطئهها، برنامهها و پروژهها میزند، اما به دلیل این انسجام و محوریت مردم حول ولایت فقیه و طواف جامعه حول محور ولایت فقیه و ولی فقیه، درصد و ضریب حالت گریز از مرکز و ریزشها به حداقل میرسد و جذابیت و همگرایی آن به حداکثر بیشینه میرسد، در این صورت دشمن چندان فرصت رخنه و ایجاد شکاف پیدا نمیکند و چسبندگی بین امت و امام تا حدود زیادی یک چسبندگی بسیار قوی نفوذناپذیر است و ریزش بسیار کمی دارد، ولی اگر سطح مدل حکومتی را پایین بیاوریم و آن را دولت- ملت کنیم، در آنجا قانون احزاب و بحث دموکراسی است که بعضیها دموکراسی مدل غربی و بعضیها دموکراسی مدل شرقی را میخواهند که این سیستم دولت- ملت است و ضریب خطا و ضریب رخنه دشمن برای ایجاد اختلاف، انشقاق و گسل بالاتر میرود. وظیفه حکمرانان یک چیز است و وظیفه ملت اعم از فرهیختگان، مشاهیر، دانشگاهها و سیستم آموزشی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و صنعتی آن هر چه هماهنگتر باشد میتواند در خدمت حکمرانان باشد که همدیگر را تکمیل کنند.