این روزها که بحث ساخت مسکن و حل مشکلات این حوزه داغ است، به نظر میرسد تمام توجهات و راهکارهای مطرح شده ناظر بر شهرهای بزرگ و متوسط بوده و پایینآوردن قیمت خانه در کلانشهری مثل تهران خیلی مورد توجه نیست. در صورتی که مشکل و معضل مسکن اصلی در کلانشهرها و مخصوصاً تهران است. قیمت مسکن در همه جای کشور بالاست، اما این تهران است که قیمت نجومی مسکنش راه نفس مردم را گرفته است، بنابراین بجاست از مسئولان پرسید برنامهتان برای شهر تهران چیست؟ شهر تهران بیجان است. کالبد شهری آن خیلی وقت است دیگر جان سابق که خیر جان لازم را هم ندارد و دیگر رمقی برای این شهر نمانده است. کالبد همان طرح فضایی شهر که قرار بوده، کیفیت مجموعه روابط اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی را تعیین کند، خود به حال احتضار افتاده است، اما ما ساکنان تهران همین تهران بیجان و بیرمق را دوست داریم. شاید از بیهوایی و فشردگی جمعیت کلافه شویم، غر بزنیم، اما به کلیت آن حس تعلق داریم. کلیتی که باید برای آن طراحی جدید شود. باید برای توسعه این شهر فکری شود. معماری شهر ورشکسته است. آسمان و زمینش را فروخته اند. ماشینها و ساختمانهای بلند، اتوبانهای سراسری و شلوغ کم مانده شهر را ببلعد. اگر تهران به این نقطه رسیده به دلیل سیاستگذاریهای اشتباه پیاپی مدیران شهری در این چند دوره اخیر است. سیاستهایی که در سالهای گذشته اعمال شده و اشتباه بوده یا اعمال نشده و باز هم اشتباه بوده، تهران را در مسیری قرار داده که انتهای آن شده بیجانی این شهر. تصمیماتی که اجازه نداده تهران مانند یک اکوسیستم زنده در تمامی ابعاد رشد کند. این شهر دقیقاً به همین علت به نامتوازنی رسیده است. کیفیت زیستپذیری این شهر به شدت کاهش پیدا کرده و از دیگر سو نظام خدماترسانی آن چالشهای اساسی را از سر میگذراند. همه اینها و شاید هم مواردی بیشتر، لزوم یک بازنگری اساسی در مدیریت شهری تهران را میرساند، اما مدیریت شهری دقیقاً با چه چالشهایی مواجه بوده و چه راهکارهایی را میتواند انجام دهد؟
سقوط آزاد کیفیت زیست در تهران
یکی از مهمترین چالشهای حال حاضر شهر تهران کاهش چشمگیر کیفیت زیستشهری است. اخیراً مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی را در همین خصوص منتشر کرده و طبق این گزارش، نتایج سنجش شاخص «فشار محیطزیستی» در مناطق بیست و دو گانه پایتخت نشان میدهد، به دلیل «سرریز جمعیت از ظرفیت سکونت» در ۱۸منطقه تهران-که ۸۵ درصد از جمعیت تهران در این مناطق ساکن هستند - سطح «کیفیت زندگی» در این مناطق وضعیت بحران را پشتسر گذاشته و به سمت «اوج بحران» در حرکت است. این شاخص براساس پنج پارامتر کلیدی - از جمله «امکانات شهری در دسترس»، «هوای سالم» و «تابآوری شهر در برابر یک تهدید یا حادثه طبیعی یا غیرطبیعی نه چندان حاد» - محاسبه شده است. چنانچه عدد ۱۰ باشد به معنای «کیفیت زندگی مطلوب» و در سطح ۲۰۰ به معنای «کیفیت متوسط تهران برای سکونت» است، اما در حال حاضر میانگین شاخص برای کل پایتخت ۳۲۳ است. به عبارت بهتر، ظرفیت برد شهری که در گزارش مذکور به عنوان شاخص کلی زیستپذیری تهران یاد شده، در شرایط کاملاً نامطلوبی قرار دارد.
تراکم فعلی تهران ۲ برابر آنچه باید باشد
تراکم جمعیتی شهر تهران طبق آخرین اعلام رسمی ۱۴۰ نفر بر هکتار بوده و این عدد به این معناست که در هر هکتار ۱۴۰ نفر ساکن هستند. در حالی صحبت از ۱۴۰ نفر در هر هکتار میشود که تراکم استاندارد ۶۰ نفر بر هکتار است. البته این ۱۴۰ نفر به عنوان میانگین تراکم مناطق تهران عنوان شده و در برخی از مناطق این عدد به ۳۰۰ نفر هم میرسد. در کل و حتی با استناد بر همان ۱۴۰ نفر نیز تراکم تهران در وضعیت غیراستاندارد و دوبرابر وضعیت مطلوب است. تراکم بالا علاوه بر کاهش کیفیت زیست شهری تأثیر مستقیمی بر قیمت مسکن داشته و عاملی تعیینکننده در گرانی شهر است.
قیمت مسکن در تهران ۹۵۰ درصد افزایش یافته است
چالش بعدی تهراننشینها خیلی به دور از تصور نیست. قیمت خانه، چه در بازار اجارهبها و چه در بازار خرید و فروش مسکن تبدیل به دغدغه مهم ساکنان این کلانشهر شده است. طبق آماری که اواسط خردادماه مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد، قیمت مسکن در کشور طی تنها پنج سال، ۹۵۰ درصد افزایش یافته است. در این گزارش و در یک برش پنجساله از بازار مسکن، با استناد به آمار منتشر شده از سوی بانک مرکزی اعلام شده که هر متر مربع واحد مسکونی در مناطق بیست و دو گانه تهران از آذر ۹۶ تا آذر ۱۴۰۱، از ۵ میلیون و ۸۸ هزار تومان به ۴۸ میلیون و ۷۳ هزار تومان رسیده است. البته کافی است یک بازه شش ماهه در تهران زندگی کنید. برای درک این تورم قیمتی در بازار مسکن تهران دیگر نیازی به هیج آمار رسمی نخواهید داشت!
جمعیت تهران ۳ برابر ظرفیت شهری آن است
آخرین چالشی که در این گزارش به آن اشاره خواهد شد، بارگذاری جمعیتی خارج از توان شهر تهران است. این یعنی فشردگی جمعیت در تهران. شرایط جمعیتی در این کلانشهر کمی متفاوت از دیگر شهرهای ایران است. تهران دارای دو نوع جمعیت است: جمعیت روز و جمعیت شب. منظور از جمعیت روز همان نیروی کار پایتخت است که از شهرهای اطراف به این شهر رفت و آمد میکنند و منظور از جمعیت شب ساکنان در مناطق بیست و دو گانه تهران است. واضح است که هر دو نوع جمعیت حتی جمعیت روز نیز به سرانههای شهری مشخصی نیازمند هستند. طبق اسناد بالادستی ظرفیت جمعیت پذیری تهران همین حالا هم از آنچه باید فراتر رفته و بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که اقلیم تهران توان پوشش جمعیتی بیش از ۶ تا ۷ میلیون نفر را ندارد. با این حال اکنون جمعیت ساکن در تهران به حدود ۱۰ میلیون نفر رسیده البته عددی که برای جمعیت روز ذکر میکنند چیزی نزدیک به ۱۵ میلیون نفر است. آن جمعیتی که آخرین نسخه طرح تفصیلی تهران به عنوان سند بالادستی مدیریت شهری برای این کلانشهر پیشبینی و بر همان اساس طرح زیرساختهای خدماتی و شهری را طراحی کرده، یک سوم جمعیت کنونی تهران است. این به این معناست که جمعیت حال حاضر سه برابر ظرفیتهای خدماتی، درمانی، حمل و نقل و ... بوده و واضح است که این عدم تناسب چه بر سر شهر و ساکنان آن میآورد.
راهکارهایی که تا به حال انجام شده و جواب نگرفته است
به این ترتیب و براساس آنچه گفته شد، شرایط تهران در حال حرکت به سوی فوق بحرانی شدن است. این وضعیت اضطراری را نیز مدیران شهری و سیاستگذاران درک کرده و مجموعه اقداماتی را در این راستا انجام دادهاند. نباید فراموش کنیم، شرایط کنونی کلانشهر تهران برآمده از یک مؤلفه نیست. وزن و اثرگذاری دامنه موارد ذکر شده در بالا به گونهای است که بر دیگر مؤلفهها تسری یافته و شرایط کنونی تهران را به این نقطه رسانده است، اما میتوان مهمترین عامل وضعیت بحرانی تهران را بارگذاری یا همان ساختوساز و توسعه فیزیک نامتناسب با ظرفیت شهر دانست. بنابراین نسخه کارآمد و قطعی برای تهران باید ناظر بر دو وجه باشد؛ اول آنکه توقف هر نوع بارگذاری جدید در ظرفیت موجود که منجر به تغییرات جمعیت پذیری تهران باشد؛ دوم آنکه نباید فراموش کرد تهران یک اکوسیستم زنده بوده و رشد میکند بنابراین باید نگاه پویا و انعطافپذیر به آن داشت و برنامههایی را با همین چارچوب برای آن طراحی کرد.