هر اندازه به ۲۶ مهر ماه امسال (زمان رفع تحریمهای موشکی ایران وفق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد) نزدیکتر میشویم، التهاب بازیگران غربی بر سر نحوه مواجهه با این مسئله بیشتر میشود. اخیراً واشینگتن و تروییکای اروپایی در بیانیههایی همزمان تأکید کردهاند که قصد دارند مانع از رفع تحریمهای موشکی ایران از سوی شورای امنیت شوند، زیرا برجام صرفاً در اسم (و نه در عمل) موضوعیت دارد و نمیتوان آن را به مثابه توافقی مبنایی و جاری در نظام بینالملل مورد سنجش و شناسایی قرار داد. فارغ از نقش مخرب، سلبی و بازدارنده غرب در مسیر احیای واقعی توافق هستهای، اخیراً یکی از اصلیترین طرفداران استراتژی فشار حداکثری علیه ایران به نکات مهمی در این خصوص اشاره کرده است:
ریچارد گلدبرگ، عضو سابق شورای امنیت ملی امریکا و از مشاوران خاص لابی آیپک و دولت ترامپ در روند خروج از توافق هستهای، از ولودیمیر زلنسکی خواسته «تا دیر نشده» کشورهای اروپایی عضو برجام را برای جلوگیری از پایان این تحریم و به عبارتی تمدید مهلت آن تحت فشار بگذارد. گلدبرگ با انتشار مطلبی در روزنامه اوکراینی «کی یف پست» با اعتراف به اینکه جمهوری اسلامی ایران از زبان قانون برای دفاع از رفتار خود در عرصههای بینالمللی استفاده میکند، نوشته: اجازه دادن به پایان تحریم موشکی ایران در چهارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت یک پیروزی برای مسکو و تهران است و حفظ آن و حتی بازگرداندن تحریم تسلیحاتی متعارف یک پیروزی بزرگ برای اوکراین خواهد بود.
این سخنان گلدبرگ، به لحاظ حقوقی از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا نشان میدهد که امریکا و تروییکای اروپایی نمیتوانند با صدور یک بیانیه ساده، مانع از عدم رفع تحریمهای موشکی ایران در مهر ماه امسال شوند. گلد برگ در ادامه سخنانش، تنها راه ممانعت از رفع تحریمهای موشکی ایران را فعالسازی مکانیسم ماشه (ابطال رسمی و کامل توافق هستهای از طریق بازگرداندن تحریمهای چندجانبه علیه ایران) دانسته و تأکید کرده است: بر اساس مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، اگر تنها یکی از اعضای اصلی توافق هستهای نامهای به شورای امنیت ارسال کند که ایران تعهدات خود را نقض کرده است، تمامی تحریمها و محدودیتها علیه تهران بازگردانده میشوند.
طی هفتههای گذشته، بسیاری از تحلیلگران مسائل حقوقی در اروپا و امریکا تأکید کردهاند که بازیگران غربی به لحاظ قانونی، نمیتوانند مانع از رفع تحریمهای موشکی ایران (وفق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت) شوند مگر آنکه قطعنامه به صورتی کامل از بین برود و قطعنامه ۱۹۳۹ شورای امنیت جایگزین آن شود. در صورت تحقق این گزینه نیز جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که ارتقای سطح غنیسازی اورانیوم در نطنز و فردو را در دستور کار قرار خواهد داد و ضمناً همکاریهای پادمانی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نیز متوقف و از ان پی تی نیز خارج خواهد شد. بازیگران غربی معنای مواضع و هشدارهای صریح جمهوری اسلامی ایران را به خوبی میدانند و به همین سبب، عملاً قدرت ابطال رسمی و کامل برجام (از طریق فعالسازی مکانیسم ماشه) را ندارند. در چنین شرایطی به خوبی متوجه دستان بسته غرب در تقابل با ایران میشویم. بر همین اساس، غرب میتواند در نهایت از رفع تحریمهای موشکی ایران پیروی نکند (که آن نیز مصداق عدول از تعهدات برجامی محسوب میشود)، اما نمیتواند رفع تحریمهای موشکی ایران در مهر ماه امسال را غیر قانونی قلمداد کند. بنابراین، شانتاژ سیاسی کاخ سفید و تروییکای اروپایی تأثیری در اصل ماجرا (به سود ایران) نخواهد داشت.