زمانی قرار به برچیدن بساط دلالی در فوتبال بود و حتی نمایندههای مردم در خانه ملت نیز پروندهای قطور از بیبندوباریهای مالی و فسادهای پرتعداد در فوتبال را فهرست کردند، فهرستی بلندبالا که برخلاف تمام ادعاهای مطرح شده، چون دفترچه خاطرات که معمولاً گوشه صندوقچه به امید خوانده شدن خاک میخورد، به گوشهای دور از دسترس تبعید و پروندهاش قبل از رسیدگی مختومه شد!
خاک خوردن پرونده فساد در فوتبال، اما یک داستان است و عادی شدن حضور دلالها در فوتبال ایران داستانی دیگر. روندی که گویا پیشنمایشی از زندگی مسالمتآمیز فوتبال با دلالی را به تصویر میکشد.
طی ماههای اخیر، کمتر روزی بوده که شاهد افشاگریها و روایتهای تلخ مربیان و بازیکنان فوتبال از دلالی در فوتبال ایران نباشیم. این روایتها را پیش از این رسانهها با لحنی تند و انتقادی نقل میکردند و اتفاقاً محکوم به حاشیهسازی نیز میشدند، اما امروز از زبان اهالی خود فوتبال بیان میشود. نقل قولهایی که به مرور خاطرات میماند و نشان میدهد کمتر کسی در جامعه فوتبال با این مقوله شوم بیگانه است و بیراه نیست اگر بگوییم که صابون دلالی به تن اکثر مربیان و بازیکنان خورده است، بهگونهای که حتی رئیس فدراسیون فوتبال نیز در این راستا انتقادهایی را مطرح کرده و مدعی بود افرادی با عنوان ایجنت رسمی، اما با همان ماهیت دلالی بیش از ۴۵ بازیکن را مدیریت میکنند و این مصداق بارز دلالی است که میتواند حتی بحث تبانی در هفتههای حساس لیگ را نیز پیش بکشد.
پرده برداشتن از واقعیت اتفاق بدی نیست. اینکه بازیکنان و مربیان از تجربیات تلخ خود در رابطه با دلالی بگویند، اما بیان این داستانها زمانی میتواند مفید باشد که نتیجهای مثبت در پی داشته باشد و صرفاً به مرور خاطرات خلاصه نشود. تردیدی نیست که دلالها نقش پررنگی در فوتبال ایران دارند و اتفاقات و روایتهای اخیر ثابت میکند این واقعیت تلخ توهم اصحاب رسانه یا نتیجه بدبینی آنها نیست، خصوصاً که علاوه بر مربیان، بازیکنان و مدیران، حتی رئیس فدراسیون نیز کم و بیش بدان اشاره کرده است. به همین دلیل هم انتظار میرود امروز که جامعه فوتبال به عنوان زخمخوردههای این مقوله شوم صدایشان درآمده گامی برای برچیده شدن بساط دلالها برداشته شود. دلالهایی که سالهاست دیگر در قالب افرادی شیک و شکیل و حتی با پستها و عنوانهای در خور توجه اهداف شوم خود را پیش میبرند. در غیر این صورت روایت دلالیهای فوتبال به تنهایی نه فقط سودی ندارد که باعث عادی شدن این اتفاق شوم میشود.
در واقع خاطرات تلخ اهالی فوتبال که این روزها بیش از هر زمان دیگری شاهد مطرح شدن آن هستیم باید مسئولان امر و نهادهای نظارتی را مجاب به برداشتن گامی جهت مبارزه با دلالی در فوتبال کند، چراکه سکوت در این راستا طی سالهای اخیر باعث شده تا فساد دلالها، فوتبال ایران را تا مرز نابودی بکشاند، خصوصاً که هیچ یک از شعارهای داده شده در این راستا به مرحله اجرا درنیامده که اگر غیر از این بود، صدای اعتراض مربیان و بازیکنان زخمخورده به جایی میرسید، نه آنکه در نهایت بسیاری همچون محسن ربیعخواه، هافبک سابق پرسپولیس با این باور که «همه به هم وصل هستند»، بعد از مطرح کردن مشکل خود با یکی، دو جا دست از پیگیری آن بکشد! البته بسیاری بر این تأکید دارند که مدرکی جز یکی، دو تماس ندارند و این جای تعجب ندارد. سکوت برابر دلالیهای فوتبال به قدری طولانی شده که آقایان از بس مار خوردند افعی شدند و دیگر خوب میدانند چه کنند و به این راحتیها دم به تله نمیدهند. با این وجود کار نشد ندارد و در صورتی که عزمی برای برچیدن بساط دلالان در فوتبال باشد هرچند سخت، اما میتوان دست آنها را برای همیشه از این رشته پرطرفدار کوتاه کرد.