تکلیف تیمهای ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا مشخص شده و برای حذف استقلال هم کاری از دست کسی برنیامد. پشیمانی دیگر فایدهای ندارد و منطق حرفهای میگوید از حالا باید به فکر مجوز حرفهای سال آینده بود، ولی متأسفانه در فوتبال ما اثری از این منطق دیده نمیشود و خبر رسیده که برخلاف ادعاها، وزارت اقتصاد و دارایی نیز مسئولیت استقلال را گردن نمیگیرد!
داستان دولتی بودن و از آن مهمتر مالکیت مشترک سرخابیها سردراز دارد؛ سالهاست هواداران را با وعده واگذاری و خصوصیسازی سرکار گذاشتهاند و مشکلات به قوت خود باقی است. طبق ادعای وزارت ورزش، مشکل مالکیت مشترک پرسپولیس و استقلال در آخرین روزهای فروردینماه حل و فصل شده است. براساس ادعای مطرح شده، پرسپولیس در اختیار وزارت ورزش قرار گرفت و استقلال هم به وزارت اقتصاد رسید! اما روز گذشته یکی از خبرگزاریها خبری به نقل از احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد و دارایی منتشر کرد مبنی اینکه پیشنهاد مطرح شده برای واگذاری آبیها به این وزارتخانه به تأیید نرسیده است. با وضعیتی که استقلال دارد صرفنظر وزارت اقتصاد از پذیرش مسئولیت این باشگاه قابل پیشبینی بود. هرچند اشارهای به علت رد پیشنهاد مطرح شده نشده، اما پرواضح است که علت را باید در آشفتگی مدیریتی و بیسروسامان بودن اوضاع باشگاه استقلال جستوجو کرد. حذف از آسیا در حالی اتفاق افتاد که نه مدیریت وقت و نه قبلی، هیچکس بابت آن از هواداران عذرخواهی نکرد و معلوم نشد مسبب این اتفاق تلخ چه کس یا کسانی بودند. هرچند که همه میدانستند سوءمدیریتهای عمیق در فوتبال چگونه باعث دومین حذف متوالی آبیها از آسیا شده است. منتها وزیر وقت ورزش تا آخرین لحظه حرف از درست شدن بحث مجوز حرفهای استقلال میزد و امیدهای واهی میداد. در آخر نیز همه وعدهها پوچ از آب درآمدند و آبیها حضور در لیگ قهرمانان را از دست دادند.
چند ماهی گذشته و تغییری در اوضاع ایجاد نشده است. وقتی تیمی نمیتواند مجوز حرفهای از کنفدارسیون بگیرد، قطعاً با مشکلات اساسی مواجه است و برطرف کردن آنها و جلبنظر مسئولان آسیا آسان نخواهد بود، در نتیجه حتی یک لحظه را نیز نباید از دست داد و برای جبران مافات و پیشگیری از تکرار آن باید در جهت رفع موانع کسب مجوز حرفهای حرکت کرد. منتها حتی وعده سپردن استقلال به یک وزارتخانه دیگر نیز اجرایی نشده است! جدا از اینکه سپردن یک باشگاه دولتی به یک وزارتخانه، حتی به شکل صوری واقعیت دولتی بودن باشگاه را تغییر نخواهد داد، چالشهای تیم آبی پایتخت به قدری زیاد است که سر نخواستن استقلال دعواست. با این حساب متولی استقلال کماکان وزارت ورزش است. وزارتخانهای که با سرپرست اداره میشود و منتظر روشن شدن تکلیف معرفی کیومرث هاشمی به مجلس است. البته چندان فرقی هم ندارد؛ آن زمان که وزارت ورزش، وزیر داشت عزمی برای نجات سرخابیها از دولتی بودن، مالکیت مشترک و مدیریت این بلبشو نبود. چند دهه میگذرد و اگر سختگیریهای جدی ایافسی نبود، شک نکنید که مسئولان همین وعدههای الکی را هم نمیدادند. با اینکه همه میدانیم مسئولان آسیا با هیچ تیمی شوخی ندارند و الکی به تیمی مجوز حرفهای نمیدهند، ولی هیچکس عین خیالش نیست. آقایان بیشتر از آنکه برای گرفتن مجوز حرفهای تلاش کنند به دنبال میانبر و جور کردن مدارک غیرواقعی هستند تا موضوع را موقتاً حل و فصل کنند و خود را ناجی فوتبال و تیمهای پرطرفدار جلوه دهند. این در حالی است که عمر کلکهای نخنما شده دیگر به سرآمده و در ایافسی دستمان رو شده است. دود سوءمدیریتها و بیکفایتی مدیران مستقیماً به چشم هواداری میرود که تنها دلخوشیاش دیدن بازی تیم محبوبش در آسیاست. دلخوشی که سالهاست فدای وعدههای دروغین افرادی میشود که خود را همهکاره فوتبال و ورزش میدانند، اما توانایی گرفتن مجوز حرفهای برای تیمهای ریشهدارمان را ندارند، ولی همچنان بر صندلیهای ریاست چنبره زدهاند.