بسکتبال ایران در اواخر دهه ۸۰ و ابتدای دهه ۹۰ با حضور یک نسل طلایی روزهای خوبی را پشت سر گذاشت؛ روزهایی که میشد با اطمینان خاطر پای بازیهای تیم ملی نشست و از هنرنمایی بازیکنان آن سالها لذت برد، اما....
اما هر چه جلوتر آمدیم قدرت ایران تحلیل رفت. هر چه جلوتر آمدیم ستارهها پا به سن گذاشتند و هیچ جایگزینی برای آنها وجود نداشت و هر چه جلوتر آمدیم تیم ملی از بازیکن تأثیرگذار و ستاره خالی شد. تغییرات گستردهای صورت گرفت؛ از تغییر مداوم سرمربی گرفته تا تغییر در فدراسیون، اما اتفاقی رخ نداد و کار به جایی رسید که طی سالهای گذشته روند نزولی تیم ملی بسکتبال تا جایی پیش رفت که امروز دیگر نمیتوان با قاطعیت و اطمینان از پیروزی حرف زد.
بسکتبال ایران طی یک دهه اخیر هم المپیکی شده و هم به مسابقات جهانی راه پیدا کرده، اما هیچکدام از اینها نتوانسته این رشته زیبا و پرهوادار ورزش کشور را از افتی که دچارش شده است، نجات دهد و دوباره به اوج برساند. بسکتبال به المپیک میرود تا فقط حضور داشته باشد. داستان حضور در جامجهانی هم چیزی شبیه همین است. در یک کلمه باید عنوان کنیم که بسکتبال ایران در این دو میدان بزرگ تقریباً حرفی برای گفتن ندارد و جای تأسف است که عنوان کنیم با ادامه این روند شاید دیگر حتی رنگ المپیک و مسابقات جهانی را به خود نبیند.
بسکتبال ایران حالا در آوردگاه جهانی حضور دارد؛ جایی که باید عیار واقعی خود را نشان دهد. حضور دمیر، مربی ترکیهای باعث شده است نوع تفکر، تاکتیک و تکنیک تیم تغییر کند، اما نگرانیها همچنان به قوت خود باقی است. ایران با تزلزل کامل و با بخت و اقبال بلند به این مسابقات راه یافت. شکست برابر تیمهای نهچندان مطرح آسیا و صعود به واسطه عدمحضور استرالیا در ایران باعث شد تا حالا نگاهها به بسکتبال ایران عوض شود و دیگر از آن اقتدار سابق خبری نباشد.
ایران در جامجهانی حضور دارد، اما حقیقت آن است که این حضور چنگی به دل نمیزند. ایران از چند دوره حضور قبلی نه تنها درس نگرفته که با ادامه همان روند قبلی عقبتر هم رفته است. بدون تعارف باید گفت اگر بسکتبال ایران میتوانست حتی ستارههای پابهسن گذاشته آن نسل طلایی را هم دوباره به کار میگرفت تا شاید آنها بتوانند نتیجه بگیرند. همین حالا هم شاهد این مسئله هستیم که برخی تکستارهها با وجود افت فاحش فنی و بدنی هنوز در تیم ملی حضور دارند و هنوز هیچ جایگزینی برای آنها وجود ندارد.
جامجهانی آوردگاه سخت رودررو شدن با بزرگان بسکتبال دنیاست. بسکتبال ایران تاکنون از حضور در چند دوره این مسابقات هیچ استفادهای نبرده است. توقع نتیجهگیری و شگفتیآفرینی هم از تیم فعلی امیدی واهی است، اما میتوان امیدوار بود که بسکتبال ایران حداقل از این میدان درسهایی بیاموزد که بتواند کار زمین مانده این رشته را تکمیل و دوباره ایران را حداقل در قاره کهن به اوج برساند.
بدون تعارف باید عنوان کنیم که اگر این اتفاق رخ ندهد، خیلی زودتر از آنچه تصورش را داریم، باید در خاطراتمان به دنبال روزهایی بگردیم که بسکتبال ایران برای خودش در آسیا آقایی میکرد و میتوانست در جهان هم حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد، پس بیاییم به این جام جهانی به عنوان یک کلاس درس پیشرفت نگاه کنیم و بعد از آن بسکتبال را دوباره و درست بسازیم.