آموزش و پرورش کشور مشکلات متعددی دارد که اگر فکر اساسی برای حل آنها نشود، روز به روز شرایط بحرانیتر از قبل میشود تا جایی که دیگر به مرحلهای خواهد رسید که نمیتوان آن را جبران کرد. روز گذشته وزیر آموزش و پرورش کلید حل مشکلات آموزش و پرورش را درون آن دانست و گفت: «معلم، کلید اصلی تحول است که ما از آن غفلت کردیم.» سالهاست که آموزش و پرورش از نداشتن منابع مالی مناسب و کمبود نیروهای توانمند و باانگیزه رنج میبرد. مشکلات معیشتی، رسیدگی نکردن به اعتراضات رتبهبندی، تأخیرهای طولانی در پرداختهای قانونی، نداشتن برنامههای آموزشی و توانمندسازی برای معلمان و مدیران، همسو نبودن برنامههای درسی با تغییرات جامعه، نداشتن انگیزه ادامه تحصیل و ناامیدی از آینده، تأثیرات سوء فضای مجازی بر اخلاق، رفتار و گفتار دانشآموزان، مهاجرت نخبگان، دانشجویان و دانشآموزان برتر تنها بخش کوچکی از مشکلات امروز آموزشی کشور به شمار میروند که باید هر چه زودتر فکری برای حل آنها شود. بنابراین ایجاد تغییر و تحول در نظام آموزش و پرورش کشورمان یک ضرورت مهم به حساب میآید، اما این تحول از کجا باید آغاز شود؟
نظام آموزشی کشور، حرفی برای گفتن ندارد
به تازگی علی پورسلیمان، مدیر سایت «صدای معلم» با طرح این پرسش که سه ویژگی مثبت را برای آموزش و پرورش ایران بیان کنید، نوشت: «تاکنون حتی یک نفر هم نتوانسته یک ویژگی مثبت و قابلدفاع را که در بروندادهای نظام آموزشی قابلمشاهده و سنجش باشند، بیان کند. البته یکی از مغالطههای مرسوم و شایعی که توسط مسئولان و مقامات برجسته میشود و سعی میکنند آن را نشانه موفقیت عملکرد و وضعیت نظام آموزشی معرفی کنند، مدالآوری دانشآموزان ایرانی در عرصههای مختلف جهانی است، اما بر اساس گزارش انجمن بینالمللی ارزیابی پیشرفت تحصیلی (IEA) که دو آزمون مهم یعنی آزمون تیمز هر چهار سال یکبار و آزمون پرلز را هر ۱۰ سال یکبار برای ارزیابی عملکرد کشورها در آموزش علوم و ریاضیات و سواد خواندن برگزار میکند، رتبه ایران در سالهای برگزاری این دو آزمون، پایینتر از میانگین سطح جهانی بودهاست و این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که مدالآوران همچون نتایج کنکور متعلق به «مدارس خاص» بودهاست و البته بر اساس برخی آمارها بین ۷۷ تا ۸۲ درصد دانشآموزان دارای مدال طلای المپیادها متأسفانه ایران را ترک کردهاند.»
معلم کلید اصلی تحول است که از آن غفلت کردیم
روز گذشته رضا مرادصحرایی، وزیر آموزش و پرورش در آیین افتتاحیه دورههای توانمندسازی نیروهای مدارس و مراکز غیردولتی شهر تهران با بیان اینکه امروز در دنیای نوین تعلیم و تربیت آموزشی چیزی به عنوان روش تدریس وجود ندارد، چراکه از دوره روشها عبور کردیم و به دوره اصول تدریس رسیدهایم، گفت: «این جفا در حق این نسل است که آنها را مجبور کنیم مثل ما فکر کنند.»
رضا مرادصحرایی اظهار کرد: «روش تدریس یعنی ترک کردن دامنه خلاقیت معلمان و ما در حال حاضر از دوره روش تدریس عبور کردیم و به دوره پساروش رسیدهایم. دوره پساروش به این معنی است که معلمان همه روشها را میدانند و روش خاص خود را پیدا میکنند. امروز دوره اصول تدریس است. معلم باید به تمام اصول تدریس آگاه و متناسب با تفاوت فردی بگوید که با هر یک از بچهها چطور برخورد شود. این هنر معلمی است.»
او با تأکید بر کلیدواژه «آینده» ادامه داد: «ما همه بچه داریم. این جفا در حق این نسل است که ما آنها را مجبور کنیم مثل ما فکر کنند، مثل ما ببینند و مثل ما بگویند. این بچهها برای آیندهای متفاوت از زیستبوم ما تربیت میشوند. بسیاری از شغلهای ۲۰۳۰ هنوز درست نشدهاست. معلم آینده سرش بالاست و دور دور را میبیند؛ استعدادی در بچهای که درسش خوب نیست، میبیند، این نگاه آیندهنگرانه در تربیت مبتنی بر فناوری که جزوی از این مسیر شده، نیاز کلیدی ما در مدارس است. این امر از معلمان و دبیران شروع شده و به محصلان میرسد.»
مراد صحرایی تأکید کرد: «کلید حل مشکلات آموزش و پرورش درون خود اوست و قیمت پیدا کردن آموزش و پرورش در گرو متحول شدن ما است.»
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به جمله معروف مبنی بر اینکه معلمان به گونهای آموزش میدهند که آموزش دیدهاند و چیزی را میگویند که به آنها گفته شدهاست، عنوان کرد: «این یعنی اگر به روز نشویم، عقبگرد میکنیم. این جمله معروف برای وقتی است که نظام آموزشی ایستا باشد. در نظام آموزشی پویا، معلم به شیوههای نو آشنا میشود.»
او در بخش دیگر سخنان خود بیان کرد: «سرعت انتقال و یادگیری و تغییر در دورهای که ما قرار داریم بیش از هر زمان دیگر و غیرقابل توصیف است. معلمان از ما توقع دارند در به روز شدن، آنها را یاری کنیم. علم روز را در حوزه تخصص به آنها دهیم و آنچه را از آنها توقع داریم، به آنها بدهیم و بعد از آنها بخواهیم؛ این بحق و بجا است. معلمان باید در استانداردهای حوزه منابع انسانی سالی ۲۰۰ ساعت آموزش ببینند، آیا ما چنین کردهایم؟ این از مشکلات جدی ما است.»
صحرایی گفت: «عامل تحول معلم است. اگر بهترین برنامه درسی دنیا را هم داشته باشیم ولی معلم تربیت نکردهباشیم به درد نمیخورد. اگر معلم برای ایفای نقش جدید خود آماده شدهباشد، برنامه درسی را راهبری میکند. رابطه بین مؤلف، معلم و محصل رابطه پویا و فرایندی است. معلم خوب در تدریس به مقتضیات دانشآموز توجه دارد و آنقدر توانایی دارد که به تناسب آن برنامه را تغییر دهد و در عین حال هدف برنامه درسی را دنبال کند. هدف برنامه درسی هیچگاه در کتاب تجلی نمیشود، بلکه کتاب، راهنمای عمل است. معلم کلید اصلی تحول است که ما از آن غفلت کردیم.»
تحول را با عملکرد خوبتان نشان دهید نه شعار
در رابطه با اظهارنظر وزیر آموزش و پرورش مبنی بر ضرورت ایجاد تحول در معلمان، نرگس ملکزاده، کارشناس آموزش به «جوان» میگوید: «کلمه تحول یک لغت درشت است که بار معنایی وسیعی دارد. منطق این را میگوید که «تحول» وظیفه نظام آموزشی است و آنهایی که برنامه مینویسند و چشمانداز ترسیم میکنند باید تحولگرا و تحولنگر باشند. وقتی برنامههای نظام آموزشی که در سطح کلان نوشته میشود، هیچ تناسبی با کف مدرسه نداشته باشد و مشکلاتی را که در مدارس است، ندیدهباشد، هیچوقت نظام آموزشی ما تغییر نخواهد کرد.»
او ادامه میدهد: «درست است که معلم نقش بسیار مهمی در نظام آموزشی دارد، اما او فقط مجری برنامههای تعیین شدهاست و به خودیخود نمیتواند تحول ایجاد کند.»
ملکزاده با تأکید بر اینکه دانشآموزان تغییر کردند و زیست بوم نیز عوض شده است، اظهار میدارد: «وقتی معلم، مجری یک نظام آموزشی واپسگرا و درجازده باشد، هرچقدر هم از خودش خلاقیت به خرج دهد، نمیتواند برای دانشآموزان مفید واقع شود. بدتر اینکه وقتی او بخواهد کاری را انجام دهد که به دیدگاه دانشآموز دهه ۸۰ یا ۹۰ نزدیک شود، مشکلاتی برایش بابت این همراهی پیش خواهد آمد.»
این کارشناس آموزشی تصریح میکند: «سال هاست که حرف از تحول در نظام آموزشی کشور زدهمیشود و هر وزیری در هر دولتی که سرکار آمده، شعار آن را داده است، اما واقعیت ماجرا این است که هیچ کدامشان تاکنون نتوانستهاند از عهده این شعار مهم و بزرگ برآیند.»
او به ضعفهای موجود در آموزش و پرورش اشاره میکند و میگوید: «نظام آموزشی که هنوز درگیر برطرف کردن و حل مشکلات معیشتی معلم است و از این بابت کاری از دستش برنمیآید، خیلی سخت است که بخواهد درباره تحول صحبت کند؛ نظام آموزشی که بودجهاش به شدت آبرفت داشته و بودجهاش تناسبی با سیاستها، اهداف و سیستم پهن پیکر آموزش و پرورش ندارد. بهتر است مسئولان مربوطه به جای اینکه شعار بدهند، دنبال راهکار بگردند و نتیجه عملکرد خوبشان را نشان دهند.»
ملکزاده میگوید: «آقای صحرایی درست میگوید؛ از معلم غفلت شدهاست، چون نتوانستهاند نیازهای معیشتی او را برطرف کند و هیچوقت دنبال این نبودهاند که رفاهیاتی را برای معلم در نظر بگیرند که آرامش داشته باشد و بتواند با ذهنی متمرکز به کلاس درس برود. متأسفانه گاهی با سیاستهای اشتباه، «معلم» را مقابل «دانشآموز» و «اولیاء» قرار دادهاند. واقعاً از معلم غفلت شده و ضرر آن را هم نه مسئولان بلکه دانشآموزان و جامعه دیدهاند.»