مهمترین گزارشگران واقعه کربلا مقتلنویسان هستند. مقتلنویسی گزارش نوعی زندگی بر اساس شهادت است. در این نوع نوشتهها بخش انتهایی زندگی افراد به صورت حماسی روایت میشود. این شخصیتها معمولاً افرادی هستند که در برابر ظلم ایستادگی و در برابر باطل از حق دفاع کرده اند. نکته مهم این است که مقتلنویس باید قادر باشد روایتی فارغ از برداشتها و آرزوهای شخصی و دور از تعصبات را به شکلی بیان کند که حتیالامکان با واقعیت انطباق داشته باشد.
به گفته مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی بیش از ۷۰ کتاب با عنوان مقتل به روایت حادثه کربلا پرداختهاند. این مقتلها غالباً زبان سادهای دارند و عاری از شعر و توصیفات ادبی پیچیده و ثقیل هستند. نویسنده، داستانش را بسیار روان و ساده بیان میکند و به شکلی که در کلاسهای داستاننویسی امروز توصیه میشود، به شرح واقعه میپردازد. راویان حادثه کربلا یا همان مقتلها به سه دسته تقسیم میشوند:
گروه اول خانواده خود امام حسین (ع) بودند که حضرت آنها را با خود به کربلا بردند که بعدها و در دوره سنگین خفقان پس از عاشورا، داستان کربلا را به گوش دیگران برسانند. در میان این گروه نقش امام سجاد (ع) در روشنگری و نقل واقعه کربلا برجسته است.
گروه دوم دشمنان بود. موقعی که ابن زیاد از لشکریانش میخواست واقعه را شرح بدهند و آنها اعلام میکردند که چه کسانی را کشتهاند، حرفهایشان به عنوان بخشی از وقایع نوشته میشد. در قیام مختار هم وقتی نوبت به انتقام از قاتلان شهدای کربلا رسید، بسیاری از آن حرفها تکرار شدند. یکیدو نفر از این راویها در روز عاشورا در لشکر یزید بودند، ولی بعدها توبه کردند و تمام ماجرا را نقل کردند.
گروه سوم دوستداران و شیعیان امام بودند که در روز عاشورا به دلایلی نتوانستند با امام همراه شوند. یکی از آنها از اصحاب خاص امام علی (ع) بود به نام اصبغبن نباته که در جنگ صفین در کنار امام جنگید و در آخرین لحظات عمر حضرت هم بر بالین ایشان بود، اما در روز عاشورا زندانی بود. او نخستین کسی است که در وصف واقعه کربلا مقتل نوشته است.
بدیهی است که صادقترین و امانتدارترین راویان واقعه عاشورا گروه اول و از این جهت بسیار معتبرند. در گروه سوم هم عدهای حضور دارند که به واسطه حضور در صحنه، آن بخشی از حقایق را که روایت میکنند ارزشمندند. مقتلنویسی در طول تاریخ ادامه پیدا کرد و حتی علمایی، چون شیخ صدوق، علامه حلی و سیدبن طاووس هم مقتل نوشتند. همه این مقتلها به زبان عربی نوشته شدهاند. اولین مقتل به زبان فارسی را ملاحسین کاشفیسبزواری نوشت. او با جامی، شاعر حماسهسرای معروف قرن هشتم معاصر بود و منبرهای معروفی داشت. سلطان حسین بایقرا از پادشاهان تیموری از او خواست به فارسی مقتل بنویسد تا فارسیزبانها هم بتوانند راحت مقتل بخوانند و او «روضهالشهدا» را نوشت که با استقبال شدید مردم مواجه شد. از آنجا که مقتل فارسی وجود نداشت و دربار هم به شدت از این مقتل حمایت کرد، این مقتل در سراسر ایران رواج پیدا کرد و باعث شد به مجالس عزاداری امام حسین (ع) مجلس «روضهخوانی» گفته شود.
نکته مهم این است که تا قبل از تألیف «روضهالشهدا» هیچیک از مقتلنویسها به خود اجازه دخل و تصرف در متن روایت اصلی را نمیدادند. روایتها ساده و بدون تشبیه و توصیفات پیچیده بودند، اما در روضهالشهدا نویسنده بخشهایی را به عنوان زبان حال حضرت اضافه کرده بود که کاملاً از متن اصلی خارج بود و باعث شد بحثی به نام تحریفات عاشورا در حوزه مکتوب مطرح شود.
در دوره صفویه به تقلید از روضهالشهدا کتابهای متعددی نوشته شدند که اکثرشان بیپایه و اساس و جعلی بودند. بدترین آنها کتابی است به نام «اکسیرالعبادات فی اسرار الشهادات» نوشته فاضل دربندی. او رسم قمهزدن را باب کرد و در کتابش مسائل عجیب و غریبی مثل طولانیتر بودن روز عاشورا از روزهای معمولی و یاری جن به امام حسین (ع) یا کشته شدن ۳۰۰ هزار تن به دست امام را آورده است، البته بخشی از آنچه ما امروز تحریف میدانیم، در اصل در این تعریف نمیگنجند و نتیجه ورود واقعه کربلا به داستان و اشعار است. قضیه از این قرار است که شعرا و نویسندگان روایت خود را از واقعه وارد متن اصلی کردهاند، بیآنکه اشارهای به داستانی بودن قضیه داشته باشند. این نوع تحریفات در واقع نوعی تحریف معنوی هستند که صدمه چندانی به روایت اصلی واقعه عاشورا نمیزنند. از جمله این تحریفها قصه ارینب است که بیشتر به مثلثهای عشقی رمانها و فیلمهای معاصر شباهت دارد و دور از شأن امام است.
این احتمال وجود دارد که کسی که مقتلها را جمعآوری میکرد، این موارد را از هم تشخیص نداده باشد، اما کسانی که قصد دارند واقعه را برای مردم شرح دهند، باید مراقبت کنند مواردی را که با مواضع امام و پیام عاشورا تناقض دارند، بیان نکنند.
یکی از کسانی که در مقابل تحریفات مقتلها به شدت موضعگیری کرد، مرحوم امیرکبیر بود که در دوران صدارتش خواندن «اسرار الشهادات» را در مجالس روضه ممنوع اعلام کرد. سیدجمالالدین اسدآبادی خود مقتلی را نوشت، حتی پسر عباسمیرزا هم یک مقتل خالی از خرافات را نوشت. شیخ عباس قمی، مؤلف مفاتیحالجنان، مقتل معروف «نفسالمهموم» را نوشت. مقتلهای معروفی که میتوان از آنها استفاده کرد، عبارتند از: طبقات الکبری ابن سعد، انسان الاشراف بلاذری، اخبار الطوال دینوری، ارشاد شیخ مفید، روضه الواعظین ابن قتال نیشابوری، تاریخ طبری، اعلامالوری طبرسی، تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر، مقتلالحسین خوارزمی، الکامل فیالتاریخ ابن اثیر، تذکره الخواص سبط ابنجوزی، مُثیرُ الأحْزان وَ مُنیرُ سُبُلِ الأشجان جعفر بن ابی ابراهیم معروف به ابن نما، کشف الغمه اربلی، سیر اعلام النبلاء ذهبی و از همه مهمتر اللهوف علی قتلی الطفوف (لهوف) سیدبن طاووس. کتاب سیدبن طاووس جایگاه ممتازی دارد و بسیاری از علمای شیعه، از جمله رهبر معظم انقلاب از مداحان میخواهند که از آن استفاده کنند.
خواندن مقتلها در ایام محرم از بسیاری از کارها و عزاداریها باارزشتر است و کمک بیشتری به فهم این واقعه تاریخی میکند. واقعه کربلا و ستمی که بر خاندان پیامبر (ص) رفت، به اندازه کافی دردناک و عظیم است و نیازی به پروبال دادن به این واقعه نیست. اگر کسی این واقعه را به درستی درک کند، قلب او هرگز آرام نخواهد گرفت.
به نام خدا اقای دکتر توکلی عزیزسلام ، ای کاش از نظرات استاد شهید مطهری درمورد کتاب روضهالشهدا بهره میبردید که چقدر برعلیه مطالب این کتاب از سر اخلاص فریاد میکشد وحتی از درون رنج ورجر میکشند ۰